درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ فروردین ۱۲, پنجشنبه

مشکلات و فقر بدبختی های مردم این روزها در #ایران تحت ستم ، چپاول آخوندی بیداد میکند !.

فقر و بدبختی مردم به جان آمده در ایران تحت حاکمیت آخوندها
فقر و بدبختی مردم به جان آمده در ایران تحت حاکمیت آخوندها

 مشکلات و فقر بدبختی های مردم این روزها در ایران تحت ستم ، چپاول آخوندی بیداد میکند !.

کارگران زحمت کش  دیگر از نابسامانی وبدبختی فریادشان در آمده و از عدم دریافت حقوق در خط فقر بسر میبرند و میگویند « حقوق یک میلیون ، خط فقر سه میلیون !»

از یک طرف دزدی ها و چپاول اموال و دارایی های ایران توسط دانه درشت های حکومت بیداد میکند یک قلم :درشت ترین پرونده هایی که بانک ها در محاکم قضائی دارند در 575 پرونده جمع شد که حجم درشت ترین پرونده های نظام بانکی با ارزش 25 هزار میلیارد تومان است که یک سوم مطالبات کل کشور است.
به راستی که ظلم و جنایت از این حکومت جنایت کار دیگر به اوج رسیده و نزدیک به ۴۰ سال است که این آخوند های بنيادگرايي و تروريسم تحت نام اسلام نه تنها  در ایران  بلکه به يك تهديد جهاني و منطقه یی تبديل شد.

مردم خاور میانه از سوریه گرفته تا عراق و یمن از این جنایت های رژیم ایران به تنگ آمده اند وهمه خاستار سرنگوین این دیکتاتور ایران میباشند . 

و همچنانكه مقاومت ايران از سه دهه پيش بارها هشدار داده است اين پديده شوم تنها با سرنگوني اين رژيم و استقرار دموكراسي و حاكميت مردمي در ايران ریشه کن مي شود.


آیین سیزده بدر را گرامی بداریم و نحسی های سال قبل را از همه جا دور و پاکسازی نماییم !.

بریم سبزه گره ببندیم ، ببندیم ، به ریش آخوندا بخندیم ، بخندیم
بریم سبزه گره ببندیم ، ببندیم ، به ریش آخوندا بخندیم ، بخندیم 

 آیین سیزده به در را گرامی بداریم و نحسی های سال قبل را از همه جا دور و پاکسازی نماییم !.ایرانیان، از کهن ترین دوران، در روز سیزده فروردین هر سال، خانه را رها کرده به باغها و دشت و دمن می رفتند.

 تا روزی را با خنده و شادی و رسم های معمول آن روز در دامن زیبای طبیعت، با بستگان یا دوستان به شب برسانند. کسی نمی داند نخستین جشن «سیزده به در» از چه زمانی برپا شد.

 در افسانه های آفرینش در ایران کهن، مش و مشیانه، دختر و پسر دو قلوی کیومرث، نخستین انسان آریایی بودند. به روايت شاهنامه, كيومرث در غار كوهها مي زيست.

او تن پوشي نداشت و آتش را نمي شناخت كه به ياري آن از سرماي كشنده در امان مانَد. نه ابزاري داشت براي شكار و كندن زمين و نه حربه يي كه به هنگام حمله حيوانات وحشي از خود دفاع كند. او در برابر نيروهاي كشنده طبيعي, كاملاً, تنها  و بي پناه و ضربه پذير بود..
در تمام زمانهایی که رسم سیزده به در برپا می شد، سیزده نه تنها نحس نبود بلکه به نوشته ابوریحان بیرونی در کتاب «آثارالباقیه» بسیارخجسته و مبارک هم بود و «ایرانیان قدیم بعد از دوازده روز جشن و شادی در ابتدای نوروز، در روز سیزدهم، که  روزی بسیار نیک شمرده می شد، به باغ و صحرا می رفتند و با نشاط و شادمانی برای بارش باران به نیایش می پرداختند...».

۱۳۹۵ فروردین ۱۱, چهارشنبه

خجسته میلاد کوثر محمدی،فاطمه زهرا فرخنده ‌باد!


میلاد فرخنده فاطمه دختر پبامبر اسلام بر همه مبارک باد.
میلاد فرخنده فاطمه دختر پبامبر اسلام بر همه مبارک باد.

خجسته‌ میلاد فاطمه، 5سال پیش از بعثت پیامبر رخ داد.

میلاد زنی که بدون شناخت او، شناختن و برخورداری از پیامهای اسلام، میسر نیست. گواه این‌حقیقت، همانا کلام و وصیت معروف پیامبر است که مکرراً می‌فرمود:
«در میان شما دو‌ میراث گرانبها باقی می‌گذارم که از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند و پس از من در‌ صورت آویختن به‌آنها هرگز گمراه نخواهید شد. این‌دو‌ میراث عبارتند از ”قرآن“ و ”اهل‌بیت“ و ”عترت“ من».
فاطمه چهارمین دختر پیامبر اسلام حضرت‌محمد (ص) و حضرت خدیجه است. این‌خاندان دارای 6فرزند شدند؛ 4 دختر و 2 پسر. پسران، قاسم و طاهر و دختران به‌ترتیب زینب، رقیه، ام‌کلثوم و فاطمه نام داشتند و آخرین فرزند بود.
و پیامبر خود تصریح و تکرار می‌کرد که «اهل‌بیت من فاطمه و همسرش علی، فاطمه و فرزندانش حسن و حسین هستند».
شگفتا که از این‌میان، هر‌ دو پسر، یعنی قاسم و طاهر در‌ خردسالی فوت کردند و به‌خاطر مرگ آنان و باقی‌ماندن دختران، دشمنان محمد (ص) را شماتت می‌کردند که «ابتر»، یعنی بی‌دنباله است. چرا‌ که به‌نظر مردمان جاهلیت پیش‌از اسلام، نسل و تبار هر کس تنها توسط پسرانش ادامه می‌یابد
.

بودجه پروژه‌های عمرانی و حقوق کارگران به کجا می‌رود؟

فریاد و اعتراض کارگران از عدم دریافت حقوق شان
فریاد و اعتراض کارگران از عدم دریافت حقوق شان 

همیشه گفته می‌شود که پروژه‌های عمرانی ناتمام مانده‌اند وبودجه جاری که صرف حقوق کارگران وکارمندان می‌شود، باعث کسری بودجه می‌گردد! اما معلوم نیست چرا کارگران وکارمندان حقوق ناچیزشان را دریافت نمی‌کنند و برای تأمین نیازهای روزمره‌شان به زیر خط فلاکت کشیده شده‌اند. بالاخره این سؤال باقی می‌ماند که پس پول پروژه‌های عمرانی و حقوق کارگران وکارمندان کجا می‌رود؟بر اساس قانون بودجه سال 1394 رژیم مقرر شده بود 516 طرح عمرانی در این سال خاتمه یابد در حالی که تنها 62 طرح عمرانی پایان یافته و برای 454 طرح عمرانی باقیمانده اعتباری برابر 45هزار میلیارد ریال برای سال 1395 و میزان 184هزار میلیارد ریال اعتبار برای سالهای بعد در لایحه پیش‌بینی شده است.
گزارش‌ سایت حکومتی انتخاب (۱۸ اسفند ۱۳۹۴) نشان می‌دهد تنها 12 درصد از پروژه‌های عمرانی رژیم در سال 94 اعتبار گرفته و 88 درصد معلق مانده و به سال بعد موکول شده است.
طی سالهای 1376 تا 1393 نسبت عملکرد اعتبارات عمرانی به اعتبارات هزینه‌ای به‌رغم نوسانی بودن، در مجموع سیر نزولی داشته است به‌نحوی که به‌تدریج از 45 درصد در سال 1376 بر اساس پیش‌بینی به 16 درصد در سال 1394 رسید. این امر بدین معناست که به تدریج سهم عمده‌ای از منابع بودجه عمومی دولت صرف امور هزینه‌ای شده و سهم اعتبارات عمرانی کاهش یافته است.
در دوره زمانی 1381-1394 هزینه تأخیر در اتمام طرحهای عمرانی بیش از ۱.۱۰۰هزار میلیارد ریال مازاد بر پیش‌بینی ارقام مصوب بوده است. طی همین دوره برای خاتمه هر طرح به‌طور متوسط دو برابر برآوردهای اولیه اعتبار اختصاص یافته است.
به گزارش خبرگزاری حکومتی کار ایران، قریب ۵۰۰ نفر از کارگران مراحل ۲۰ و ۲۱ عسلویه در اعتراض به عدم پرداخت حقوق بهمن ماه و همچنین عیدی و حق سنوات اجتماع کردند.
در اقدامی مشابه بیش از ۱۵۰۰ تن از کارگران مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه نیز در اعتراض به عدم پرداخت حقوق های بهمن و اسفند ماه و عیدی و پاداش سال جاری دست از کار کشیدند اما با وعدۀ پرداخت حقوق های معوقه‌شان به اعتراض خود خاتمه دادند.
همچنین کارگران نساجی بروجرد خبر دادند که نه فقط با مشکل حقوق های معوقه روبه‌رو هستند، بلکه به‌دلیل افت ۸۰ درصدی تولید کارخانه بیم آن دارند که ۴۶۰ تن از کارگران این کارخانه در سال ۹۵ قراردادهایشان تمدید نشده و به این ترتیب از کار اخراج بشوند.
با این حال، مسأله حقوق های معوقه اکنون نیز به نهادها و دستگاههای دولتی هم تعمیم یافته است. قائم‌مقام نظام پرستاری کشور گفته است که پرستاران دانشگاههای علوم پزشکی ایران بین ۶ تا ۱۰ ماه حقوق خود را دریافت نکرده‌اند. همین منبع افزوده است که علت این امر بی‌پولی وزارت بهداشت است.
برکسی پوشیده نیست که رژیمی که از یکطرف برای سرکوب مردم خودش مجبور است انواع پلیس‌ها و گشتهای مختلف راه بیندازد و از طرف دیگر برای صدور بحران نیازمند دخالت در کشورهای منطقه از سوریه و عراق گرفته تا یمن و لبنان است، لاجرم باید که پروژه‌های عمرانی را معطل کند و حقوق کارگران محروم را ماهها معلق سازد تا هزینه سرکوب و صدور تروریسم را تأمین نماید.
بنابراین واقعیت این است که روی هر مسأله‌ای از مسایل اقتصادی در رژیم آخوندی، دست گذاشته شود، بحرانی بودن وضعیت آشکار است. وضعیتی که مستمراً توسط مقامات و مهره‌های ریز و درشت خود نظام اعتراف می‌شود. آری واقعیت این است که خانه از پای بست ویران است و تنها راه خراب کردن این خانه فساد وچپاول و ساخت خانه جدیدی بر پایه منافع ملی مردم ایران است.

۱۳۹۵ فروردین ۱۰, سه‌شنبه

بیسوادی در ایران ولی فقیه زده که قرار بود تنها طی چند سال ریشه کن شود، اکنون به مانند بختک برسر جامعه و به ویژه بخش های ضربه پذیر سایه انداخته است....

کودکان کار در فقر و بیسوادی در ایران تحت حاکمیت آخوندهای جنایتکار
کودکان کار در فقر و بیسوادی در ایران تحت حاکمیت آخوندهای جنایتکار

 تا زمانیکه معظلاتی همچون شکاف طبقاتی، فقر، بیکاری، تورم، بحران های اقتصادی، نبود زیر بناهای تحصیلی، معضلات اجتماعی مانند آمار روبه رشد طلاق، کودکان کار و بی سرپرست، کودکان خیابانی و یا اعتیاد بطور ریشه ای حل نگردند، هرگز نباید امیدی برای بهبود بحران بیسوادی در کشور را داشت.

در این راستا بسیاری از کودکان و نوجوانان برای امرار معاش خود و خانواده مجبور به ترک تحصیل و روی آوردن زودرس به بازارهای کار، کار خیابانی و یا حاشیه ای در شهرها و روستا های کشور می شوند.

درتازه ترین آمار حکومتی رییس سازمان نهضت سواد آموزی و معاون وزیر آموزش و پرورش در دولت آخوند روحانی طی سخنانی بغایت مخدوش پرده از ابعاد نرخ بیسوادان مطلق در کشور پرداشت. وی (خبرگزاری حکومتی ایلنا 9 فروردین 1395) در این رابطه از جمله گفت: “در مجموع در بخش بیسوادان مطلق چیزی نزدیک به 1 میلیون و 300 هزار نفر باقی مانده است؛ البته 500 هزار نفر هنوز پالایش نشدند و از بین این‌ها ممکن است افرادی آموزش ناپذیر باشند».
ترجمان این جملات به معنای وجود یک میلیون و 800 هزار بیسواد مطلق در کشور است که این کارگزار حکومتی با تلاش دست به بزک کردن آمار و واقعیت های درون جامعه کرده است.

به راستی راه حل این بحرانهای لاعلاج در ایران کنونی در چیسیت؟!.

به روشنی پاسخ در سرنگونی این رژیم قرون وسطایی میباشد!.

۱۳۹۵ فروردین ۹, دوشنبه

انقلاب آتشفشان قهر بشري است كه چيزي را از او دريغ كردند به نام آزادي. سعادت واقعی در تلاش زندگي در كار خلاقه , در مبارزه بخاطر بهبود شرايط زندگي و آزادی بشراست . گرانبهاترين چيز براي انسان زندگي است و آن فقط يكبار داده ميشود , پس بايد آن را چنان گذراند تا سالهاي بهدر رفته عمر موجب عذاب دردناك نگردد, تا گذشتة خواروسفه بر پيشاني تا داغ رسوائي نزند , تا بهنگام بدرود زندگي بتوان گفت: سراسر زندگي و همة نيروهايم وقف زيبا ترين پديده هاي جهان , وقف مبارزه در راه رهائي بشريت شده بود , پس بايد با اين شناخت زندگي كرد . قلم متكي به حق و عدالت از هر شمشيري تواناترین است....

  برای بدست آوردن آزادی باید مبارزه  کرد حتی اگر در زندان ایران باشی
  برای بدست آوردن آزادی باید مبارزه  کرد حتی اگر در زندان ایران باشی 

اگر حتی در زندان هستی ، نباید حریت و آزادیت را برای رهای از بند ، بفروشی ، مقاومت در برابر ظلم بهترین و برأ ترین مبارزه با جلاد و دژخیم است !.

آزادي هيچوقت انتظار ما را ندارد , ما بايد در طلبش از دل و جان دريغ نكنيم , چه در هيچ جايي از زواياي تاريخ سراغ نداريم ،آزادي و دموكراسي سهل و ساده تحصيل شده باشد !.
آزادي چيزيست شبيه سلامتي است, اين هر دو را تا از دست نداده ايم قدرشان را نمي دانيم.
آری باید برای زندگی بهتر دیگران از خود گذشتگی و فداکاری داشت ، این مسؤلیت انسانی ماست!.

چرا اصل ولایت‌فقیه مورد نفرت مردم است؟

مرگ بر اصل ولایت فقیه در ایران اصلی ترین شعارمردم است
مرگ بر اصل ولایت فقیه در ایران اصلی ترین شعارمردم است 

    «مرگ بر اصل ولایت‌فقیه!»، این شعار را ایرانیان پشتیبان مقاومت و مردم در هر قیام و خروشی تکرار می‌کننداما راستی چرا؟ چرا این اصل مورد نفرت مردم است؟ مگر ولایت‌فقیه چه کارکردی داشته است؟ این گفتار پاسخی است به این چرایی!
اما برای جواب دادن به این پرسش، خوشبختانه نیاز به استدلال طولانی و آوردن اسناد و مدارک نیست. چون پاسدارانی که در حاکمیت ولایت‌فقیه استاد می‌شوند، در سخنرانیهایشان به صراحت علت این شعار، و ماهیت ولایت‌فقیه را بیان می‌کنند! (اگر این مطلب را بخوانید دیگر به استاد شدن پاسدارها اعتراض نمی‌کنید) این عبارت زیر را بخوانید:
«استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: اگر اصل ولیت فقیه نبود، بافت و ذات مذهبی جمهوری اسلامی نبود، اگر هویت دینی و تاریخی مردم نبود همه‌چیز مهیای یک طغیان بود، این عوامل مانع از شکل‌گیری یک حرکت اجتماعی در راستی حقوق حقه اقتصادی مردم می‌شوند». (عماد افروغ خبرگزاری نیروی تروریستی قدس تسنیم 6فروردین95‌ ) اگر بر اساس برهان خلف، در این بند بالا دقت کنید، جواب سؤال این مقاله را گرفته‌اید: می‌گوید: اصل ولایت‌فقیه مانع اصلی شکل‌گیری حرکت اجتماعی در راستای حقوق حقه‌ی اقتصادی مردم شده است!
 تشکر دیگری هم به همین استاد دانشگاه! بدهکارید! چون در ادامه سخنرانی‌اش، حرکت اجتماعی در راستای حقوق مردم را هم معنی کرده است؟ او که با فرهنگ دجالانه‌ی نظام آخوندی صحبت می‌کند، و اسم دجالیت و سرکوبگری و نهادهای ترور و قتل‌عام و شکنجه و دار را گذاشته است «اخلاق و معنویت» و دارد نسبت به قیام و طغیان عمومی علیه نظام ولایت‌فقیه هشدار می‌دهد می‌گوید به صراحت معنای حرکت اجتماعی را با عبارت طغیان بیان می‌کند. بخوانید:
«وقتی مردم ببینند که به اخلاق و معنویت هم توجه نمی‌شود و این‌ها تنها ابزار کلاه برداری هستند، طبیعی است که ممکن است به یک‌باره طغیان کنند. شما نمی‌توانید به کسی چک سفید امضا بدهید.
 سومین تشکر را از او باید کرد که در باز کردن همه‌ی واقعیاتی که سالهاست مقاومت ایران و مردم می‌گویند، یکی به یکی پیش می‌رود. مثلاً اگر شما بپرسید که این ولایت‌فقیه تا کی می‌تواند جلوی طغیان مردم را بگیرد، خودش با نگرانی می‌پرسد: «اما سؤال ین است که تا کی می‌توانیم ضمانت بدهیم که هیچ وقت ین اتفاق رخ ندهد».
 یعنی می‌گوید که هیچ تضمینی نمی‌شود داد که این طغیان اتفاق نیفتد.
 به این تشکرها باید یک تشکر دیگر هم اضافه کرد، چون سود حرف مفت آخوندی را برای این نظام به‌خوبی بیان کرده و به ریا و تظاهر و دروغ و فریبی که طی این چهاردهه کار همه‌ی عوامل این رژیم ولایت‌فقیه بوده اعتراف می‌کند: «متأسفانه برخی در این مملکت عادت کرده‌اند که تنها حرف بزنند و حرف برایشان نان و نوا و منزلت و قدرت داشته باشد و این مسأله ریشه در تظاهر و ریا دارد که توان جولان فوق‌العاده‌یی دارد».
 واقعا همه حرفهای این پاسداراستاد، (با پوزش از استادان واقعی) راست است. مگر خمینی از همان روز اول در پاریس با حرف (قول دروغ) به نان و نوای سرقت انقلاب نرسید. مگر وقتی گفت جمهوری اسلامی و منظورش خلافت استبدادی خونریز بود این تظاهر و ریا نبود؟ مثلاً به همین جمله او نگاه کنید که چگونه با ماهیت کارهای همین حسن روحانی و قبل از او احمدی‌نژاد (و البته همه شان) مطابقت دارد:
«همه هنر ما ین است که تند تند سیاستهایی را تنظیم می‌کنیم که هیچ ربطی با نیازهای روزمره و واقعی مردم ندارد»
 نگارنده دو توصیه دارد:
1ـ خبرگزاری نیروی تروریستی قدس بیشتر با این قبیل استادان! مصاحبه کند

 2ـ خوانندگان هم این گفتگو را بخوانند. چون بهتر از این نمی‌شد کار مقاومت ایران را در بیان عملکرد ولایت خونریز استبدادی در سرکوب مردم ایران بیان کرد.

۱۳۹۵ فروردین ۷, شنبه

چگونه مردم می توانند با هیولایی بنام «فقرو بیکاری» که ترجمان همان«فلاکت» در حاکمیت چپاولگر و غارتگر آخوندی است، دست و پنجه نرم کنند؟...

فقر و بدبختی در حاکمیت آخوندهای پلید در ایران
فقر و بدبختی در حاکمیت آخوندهای پلید در ایران 
بحران فقر و تهی دستی برای بخش های بزرگی از میهنمان در حاکمیت چپاولگر ولی فقیه هر روز ابعاد تازه تری بخود می گیرد.

 در حالیکه طی سال ۹۴ بسیاری از کارشناسان مسائل اقتصادی خط فقر برای یک خانواده 4 نفری را سه میلیون و دویست هزارتومان تعریف کرده بودند، با آغاز سال نو و بالارفتن سرسام آور قیمت ها در شب عید، یک کارشناس حکومتی در سخنانی گفت:

«یک خانوار ۴ نفری با درآمد زیر ۳.۵ میلیون تومان در تهران زیر خط فقر محسوب می شود».
حکومت و دولتی که نمیتواند مسایل پایی زندگی مردم را حل کند ، چرا باید روی کار باشد ؟!.

با اعلام افزایش نرخ فقر در روزهای نخست فروردین بحق می توان گفت:«سالی که نکوست از بهارش پیداست!.

راه حل فقط سرنگونی این رژیم میباشد و بس !.


۱۳۹۵ فروردین ۵, پنجشنبه

درکنارصورتمان باید سیرتمان را زیبا کنیم!.

بهاران با مردم  ایران خجسته باد
بهاران با مردم  ایران خجسته باد

روزی شاگردان نزد حکیم رفتند و پرسیدند:

استاد زیبایی انسان درچیست؟ حکیم 2 کاسه کنارشاگردان گذاشت وگفت: به این 2 کاسه نگاه کنید اولی ازطلا درست شده است ودرونش زهراست و دومی کاسه ای گلیست ودرونش آب گوارا است، شما کدام رامی خورید؟شاگردان جواب دادند: کاسه گلی را. 

حکیم گفت: آدمی هم همچون این کاسه است.
آنچه که آدمی را زیبا می کند درونش واخلاقش است.
درکنارصورتمان باید سیرتمان را زیبا کنیم


چرا باید سرمایه و پول نفت در ایران که باید خرج آبادانی و رفاه مردم شود ، همه اش چپاول و دزدی های کلان و خرج تروریسم و جنگ میشود ، و سهم مردم بدبختی و کشتار با انواع مختلف میباشد؟!.

فاجعه تصادفات در ایران باعث کشتار مردم بی دفاع مشود
فاجعه تصادفات در ایران باعث کشتار مردم بی دفاع مشود

 سخن از فاجعه ای بنام «تصادفات جاده ای و شهری» در ایران است که سالانه جان هزاران نفر از هموطنان امان را قربانی می گیرد.

یک کارگزار حکومتی در بخش پژوهشکده ی بیمه پیشتر با تایید این مطلب که نرخ مرگ و میر در ایران نسبت به سایر کشورها در رده ی بالایی قرار دارد، گفته بود:

«اگر در دنیا مرگ و میر ناشی از حوادث جاده یی چهار یا پنج تن به ازای هر 100 هزار تن باشد در ایران این رقم نزدیک به 20 به 100 است».

(خبرگزاری حکومتی ایرنا 29 شهریور 1393)حکومتیکه ضد مردم و ضد بشر کار میکند باید سرنگون شود !.این خواسته به حق مردم میباشد.

۱۳۹۵ فروردین ۴, چهارشنبه

کلامی نیک از سقراط حکیم :

باید آموزگار نیکی ها شویم و با زشتی ها و پلیدی ها بجنگیم
باید آموزگار نیکی ها شویم و با زشتی ها و پلیدی ها بجنگیم

بیماری فکر

روزي سقراط ، حکيم معروف يوناني، مردي را ديد که خيلي ناراحت و متاثراست. علت ناراحتيش را پرسيد ،پاسخ داد:"در راه که مي آمدم يکي از  آشنايان را ديدم.سلام کردم جواب نداد و با بي اعتنايي و خودخواهي گذ شت  و رفت و من از اين طرز رفتار او خيلي رنجيدم  سقراط گفت:"چرا رنجيدي؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنين رفتاري   ناراحت کننده است"
سقراط پرسيد:"اگر در راه کسي را مي ديدي که به زمين افتاده و از درد وبيماري به خود مي پيچد، آيا از دست او دلخور و رنجيده مي شدي؟"
مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمي شدم.آدم که از بيمار بودن کسي دلخور نمي شود."
سقراط پرسيد:"به جاي دلخوري چه احساسي مي يافتي و چه مي کردي؟"
مرد جواب داد:"احساس دلسوزي و شفقت و سعي مي کردم طبيب يا دارويي به او برسانم."
سقراط گفت:"همه ي اين کارها را به خاطر آن مي کردي که او را بيمار مي دانستي،آيا انسان تنها جسمش بيمار مي شود؟ و آيا کسي که رفتارش غلط است،روانش بيمار نيست؟ اگر کسي فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدي از او ديده نمي شود؟ بيماري فکر و روان نامش "غفلت" است و بايد به جاي دلخوري و رنجش ،نسبت به کسي که بدي مي کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبيب روح و داروي جان رساند. پس از دست هيچکس دلخور مشو و کينه به دل مگير و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسي بدي مي کند، در آن لحظه بيمار است.- براستی که باید از نیکی ها پند گرفت و زشتی ها را از خود رو کرد!.
تمامدیکتاتور ها و جنایت کاران نیز از غفلت خود پسندی است که آزار دهنده دیگران میشوند و خلق و خوی حیوانی پیدا میکنند.
پس باید با زشتی ها جنگید و با خوبی ها عجین شد و تکامل یافت !.


جنایت های خاموش ، در زندانها و بیدادگاهای رژیم قرون وسطایی ایران .

جنایت های خاموش در زندانهای ایران تحت حاکمیت آخوندی
جنایت های خاموش در زندانهای ایران تحت حاکمیت آخوندی

یکی ازجنایت ها در ایران که میشود گفت : جنایت خاموش ، حکم مجدد برای زندانیانی که دوره محکومیتشان تمام شده است
و زندانی و خانواده زندانی چشم بدر برای آزادی اسیر زندانی شان هستند ، یک بار متوجه میشوند که بیداد گاه ظلم و جنایت آخوندی ، مجدد برای زندانی حکم صادر کرده است  !.

این یک نوع شکنجه روحی برای زندانی و خانواده زندانی میباشد. برای نمونه :
بیدادگاه تجدید نظر قضاییه آخوندی در استان تهران، حکم سه سال حبس برای معلم زندانی رسول بداقی را تأیید کرد.

این معلم زندانی سیاسی، در شهریور سال ۱۳۸۸ دستگیر شد و در بیدادگاه آخوندی به شش سال حبس محکوم شد، با پایان دوره 6ساله حبس وی، دژخیمان زندان پرونده دیگری برای این زندانی سیاسی ساختند و به جای آزادی، وی را پنج ماه به سلول‌های انفرادی در بند دو الف زندان اوین منتقل کردند. وی هم‌اکنون در بند هفت زندان اوین محبوس است.
در این حکومت ظلم و جنایت هیچ قانونی رسمیت ندارد و تمام بر ضد مردم و آزادی های مردم عمل میکند.
این عمل کرد ها ناشی از ترس سرنگونی میباشد ، و دژخیمان با سرکوب و شکنجه ، میخواهند مردم در زندان و در بند باشند.

اما هر کاری هم که این جنایت کاران بکنند ، باید بداند که دیگر عمر حکومت فرعونی شان تمام شده و نفس های آخر شان میباشد.

مرگ بر اصل ولایت فقیه ، زنده باد آزادی .

۱۳۹۵ فروردین ۲, دوشنبه

«سالی که نکوست…»

آخوند های سیلی خورده از مقاومت رزمندگان سوریه
آخوند های سیلی خورده از مقاومت رزمندگان سوریه 

سال 1394 در حالی به پایان رسید که در آخرین روز آن، خبری در رسانه‌های رژیم، نشان از رخدادی مهم داشت. رخدادی که سومین تحول مهم سال94 در ارتباط با نظام ولایت محسوب می‌شود. خبر این بود: «رایزنیهای کمال خرازی در سوریه» آیا «آغاز انتقال سیاسی دولت بشار اسد؟» است (سایت حکومتی آریا ـ 19اسفند94). «آغاز انتقال سیاسی» بشار اسد، یعنی آغاز آخرین مرحله فرو ریختن «عمق استراتژیک» نظام. و وقتی شرایط به‌جایی رسیده باشد که تن‌دادن رژیم به این تحول مهم، پشت میز مذاکره صورت گیرد، این به‌معنی خوردن زهر منطقه‌یی و تن‌دادن به چیزی است که از چند ماه پیش رسانه‌های رژیم آن را «برشام» یعنی «برجام» سوریه، نام گذاشته بودند. 6ماه پیش، وقتی رژیم در سوریه در آستانه شکست قرار گرفته بود، دست به دامان پوتین شد و روسیه را پشت خود و اسد آورد؛ بی‌سابقه‌ترین بمبارانها توسط هواپیماهای روسی، بر اساس تاکتیک زمین سوخته، فرصتی به نیروهای رژیم و ارتش اسد داد، تا با قدری پیشروی بر روی زمین، چند صباحی دیگر فرجام محتومی را که رزمندگان ارتش آزادی سوریه برای اسد رقم زده بودند، به تأخیر بیندازند.
 اما اکنون در آخرین روزهای سال، خبر خروج روسیه، آغاز مذاکرات ژنو و سفر خرازی به لبنان و سوریه، گویای تن‌دادن رژیم به زهر منطقه‌یی در سوریه است. کمال خرازی در تلویزیون حکومتی، وضعیت رژیم را با این بیان بارز کرد: «مشاکل و مشکلات این منطقه که کم نیست متأسفانه، بسیار زیاد است» و برای از میان برداشتن این «مشاکل و مشکلات»، «باید دید با این تحولات چه کار باید کرد!» (تلویزیون رژیم- 29اسفند 94).
 علت این درماندگی، به‌هم خوردن طرحهای رژیم است. طرح رژیم این بود که با اتکا به نیروی هوایی روسیه رژیم اسد را حفظ کند و در مذاکرات نیز، از بمبارانهای روسیه به‌مثابه چماقی برای گرفتن امتیاز از طرف مقابل بهره‌برداری کند؛ اما اکنون با خروج روسیه، این طرح، نقش بر آب شده است. تلویزیون رژیم در همین خبر می‌نالد که پوتین «چماقش رنگ و بوی هویج گرفته است!». در نقطه مقابل، اپوزیسیون سوریه از روند مذاکرات ابراز خشنودی می‌کند چرا که دمیستورا نماینده ویژه دبیرکل ملل‌متحد که تا پیش از این جانب رژیم اسد را می‌گرفت، اکنون از اسد خواسته است تا «با امضای ورقه‌یی طرح خود برای انتقال سیاسی را ارئه دهد» (تلویزیون الجزیره-29اسفند 94).
 اینگونه است که اکنون عبارت «آغاز انتقال سیاسی دولت بشار اسد؟» توسط رسانه‌های رژیم به‌صورت تیتر برجسته می‌شود و سمت روند تحولات سوریه را به‌نمایش می‌گذارد. که در یک کلام عبارت است از سرازیر شدن زهر منطقه‌یی در حلقوم علی خامنه‌ای ولی‌فقیه ارتجاع.
 به این ترتیب زهری كه توسط مجاهدین و مقاومت ایران، به حلقوم ولایت ریخته شد، تنها پس از 3ماه، آثار خود را با صورت کشانده شدن رژیم به زهرخوران منطقه‌یی نشان می‌دهد.
 زهری که همچنین در تأثیر متقابل با آثار عبور از نمایش انتخابات، به برهم خوردن تعادل درونی رژیم نیز منجر شده، جنگ هژمونی را وارد مدار تازه‌یی کرده و رژیم ولایت‌فقیه را در آستانه سال95، در سراشیبی بسا تندتری از سال94 قرار داده است. درجه فرسودگی و ضعف بی‌سابقه رژیم را در آستانه سال نو می‌توان از پیشدستی رفسنجانی تحت عنوان پیام نوروزی و بی‌سابقه‌ترین تهاجم به خامنه‌ای فهمید. آنجا که با طعنه به ولی‌فقیه طلسم‌شکسته می‌گوید: «روحانیت بی‌مردم… هم‌چون کاهی است که حتی توان حفظ خود را هم نمی‌یابد».
 
به این ترتیب نظام ولایت‌فقیه با بحرانهای مرگبار و بن‌بستهای همه‌جانبه، وارد سال 1395 می‌شود. سالی مبارک و پر از نوید برای مردم و مقاومت ایران و همه خلقهای منطقه، چرا که به قول معروف، سالی که نکوست، از بهارش پیداست!


۱۳۹۵ فروردین ۱, یکشنبه

سال جدید۱۳۹۵ مبارکباد: انتخاب هفت سین من ، سینش با هفت سین سنتی فرق میکند سین اول...

هفت سین من در سال ۱۳۹۵مبارک باشد
هفت سین من در سال ۱۳۹۵مبارک باشد
سین اول – سرنگونی آخوندها و پاکسازی ایران از پلیدی های بینادگرایی دینی

سین دوم – سر فرازی مردم ایران و آزادی زندانیان سیاسی
سین سوم – سوریه باید از جنگ و پلیدی اسد پاک سازی شود

سین چهارم –سردار بزرگ مریم رها استقرار در ایران ، و ایجاد دمکراسی
سین پنجم – سلامتی شیر همیشه بیدار ، خلق جهان بداند ، مسعود رهبرماست.
سین ششم – سرشاری و سلامتی انقلابیون موحد و مجاهد در لیبرتی
سین هفتم – سامان دهی خاورمیانه از پلیدی ارتجاع و داعش میباشد.
بله: من ایمان دارم که به زودی این خواسته هایم محقق خواهد شد.

۱۳۹۴ اسفند ۲۹, شنبه

هموطنان عزیزم: نوروزی و شادکامی، اگر ‌چه به سرقت رفته، اما حق شماست. آزادی و رفاه و امنیت حق شماست. حقوق‌بشر، انتخابات آزاد و جدایی دین و دولت حق شماست. مبارزه برای یک زندگی عادلانه و یک کشور بدون اعدام و شکنجه و قیام برای به زیر کشیدن ولایت فقیه حق شماست. این حق را باید به کرسی نشاند و غاصبان و سرکوبگران را سرنگون کرد.

پیام مریم رجوی برای سال جدید ۶۵
پیام مریم رجوی برای سال جدید ۶۵ 

 در اینمسیر، ما همه یک دل و یک تن واحدیم. به قول مسعود «هر کس که خواهان سرنگونی استبداد دینی و آزادی و حاکمیت جمهور مردم و رأی مردم است با ما و ما با او هستیم».
به کارگران، معلمان، پرستاران و به‌خصوص به شما مادران‌ و زنان و مردان آزاده‌یی که در برابر اوین به‌اعتراض برخاستید، می‌گویم این شمایید که عید را می‌آورید.
شما که در زندانها مقاومت می‌کنید، زندانیانی که جشن چهارشنبه‌سوری برگزار کردید و شما که فروزانتر از پیش در گوهردشت، شعار می‌دادید: «بزن آتش به اصل ولایت»، بله شما هستید که عید را می‌آورید!
شما که به مردم فقرزده و تهیدست کمک می‌کنید و شما که در پیرامون خود، صلح و صفا و اعتماد و دوستی بذل می‌کنید، شما عید را می‌آورید!
عید آزادی با اراده‌های شما نزدیک می‌شود.
صدسال به‌ از این سالها.
بهاران خجسته، نوروز پیروز و آغاز سال ۱۳۹۵ بر همه شما مبارک.

۱۳۹۴ اسفند ۲۷, پنجشنبه

مرثیه‌ای برای فرهنگ ارتجاع

به یاد فاطمه دختر پامبر ـص
به یاد فاطمه دختر پامبر ـص

روز 23اسفند مصادف با سوم جمادی الثانی سالروز وفات حضرت فاطمه زهرا علیها سلام، برترین الگوی تاریخی زن یکتاپرست انقلابی بود. ارتجاع آخوندی از ابتدای حاکمیتش خصلت زن‌ستیز خود را با سوء استفاده رذیلانه از نام دختر گرامی رسول خدا گره زد. دستگاه آخوندی از همان ابتدای حاکمیت خود با چسباندن به‌اصطلاح ”الگوی حجاب“ به فاطمه زهرا با شعار ”مرگ بر بی‌حجاب“، ”مرگ بر بدحجاب“ و ”یا روسری یا توسری“، به مصاف زنان میهنمان رفت و بدیهی‌ترین حق انتخاب آنان یعنی حق پوشش آزادنه را به وحشیانه‌ترین شکل پایمال کرد. اما از همان روز اول رودر روی این فرهنگ فاشیستی و زن‌ستیز مجاهدین خلق ایران به موضعگیری پرداختند و خواهران مجاهد، برای حفاظت از زنان بی‌حجاب در جلو تظاهرات اسفند سال 57 آنان، که خواستار آزادی پوشش بودند قرار گرفتند و چماقها خوردند و صف‌بندی کاملاً متمایز بین دو رویکرد و نگرش به حقوق زنان در اسلام را که یکی از فاطمه الگوی ایستادگی می‌گیرد و دیگری سرکوب را برجسته کردند. همان زمان مجاهدین خلق ایران در اطلاعیه‌ای رودرروی وحشیگریهای چماقداران خمینی علیه زنان در حالی که هنوز انقلاب ضدسلطنتی به یک‌ماه نرسیده بود نوشتند: ”هر موضعگیری خصمانه، برای تحمیل جبری هر شکلی از حجاب بر زنان این میهن نامعقول و نامقبول است. انقلاب ما هیچ‌گونه تردید و انکاری را در آزادی کامل حقوقی و سیاسی و اجتماعی زنان ما نمی‌پذیرد“. (از اطلاعیه مجاهدین خلق ایران21اسفند 57) در آن شرایط که خمینی در اوج بود و کمترین مخالفت با سیاستهایش هزینه سنگینی برای نیروهای سیاسی داشت، مجاهدین طبق وظیفه انقلابی و انسانی و اسلامی خود به دفاع از حقوق پایه‌یی زنان پرداختند و الگوی فاطمه زهرا را نه در سرکوب زنان برای تحمیل حجاب و نوع پوشش، بلکه در رهایی زنان و ایستادگی در برابر ستم و سرکوب معرفی کردند.
 اعترافها مهره‌های هر دو باند رژیم در37سال گذشته به‌روشنی نشان می‌دهد که تلقی ارتجاعی از فاطمه زهرا بالکل شکست خورده و سوء‌استفاده از نام آن بانوی بزرگ اسلام دیگر اثر ندارد.
 روز 22اسفند 94روزنامه حکومتی جمهوری اسلامی در مقاله‌یی با عنوان ”مرثیه‌ای برای فرهنگ فاطمی“ با یک توهین آشکار هم به فاطمه زهرا (س) و هم زنان آزاده میهنمان، می‌نویسد: ”اگر آنچه در جامعه امروز، اعم از تهران و شهرهای بزرگ تا شهرهای کوچک و بخش‌ها و حتی روستاها، به چشم می‌خورد را مورد دقت و بررسی قرار دهیم و بخواهیم آن را با فرهنگ فاطمی منطبق نمائیم، به نظر می‌رسد نمی‌توانیم به‌عملکرد خود در 37سال عمر نظام جمهوری اسلامی افتخار کنیم. آنچه امروز در جامعه ما «بدحجابی» نام دارد، به سرتاسر کشور حتی روستاها نفوذ کرده و نشان می‌دهد که فرهنگ فاطمی در بخش ظاهری، حاکمیتی در جامعه ما ندارد“.
 واقعیت چیست؟ آیا مرثیه‌یی که ارتجاع آخوندی امروز به مرثیه‌های فزاینده برای حاکمیتش اضافه کرده، رویگردانی زنان میهنمان از فرهنگ فاطمی می‌باشد یا رویگردانی و ضدیت با فرهنگ ارتجاع و زن‌ستیز آخوندی است؟ آیا ”فرهنگ فاطمی“ همان زن‌ستیزی است که آخوندهای حاکم بر میهنمان 37سال است با گشتهای سرکوبگر انتظامی و 25 ارگان دیگر حکومتی تحت عنوان خمینی ساخته ”بدحجابی“ با وحشیانه‌ترین صور ممکن علیه زنان میهن برپاکرده‌اند که حالا برای شکست و ناکامی در پیشبرد آن به ”مرثیه‌خوانی“ افتاده‌اند؟ یا فرهنگ فاطمی در نظرگاه مردم ایران در ایستادگی در برابر ستم و اسثتمار برجسته می‌شود.
 دو ماه قبل مادر نیره مهاجر معروف به مادر بهکیش مادر 5 فدایی شهید بدرود حیات گفت. یکی از فرزندان مادر فدایی شهید زهرا بهکیش بود. شهید زهرا فوق‌لیسانس فیزیک و دبیر بود که در سال 62 توسط دژخیمان خمینی اعدام شد ولی مزار او را به مادر نشان ندادند. در یکی از دیدارهایی که مادران شهیدان قیام با این مادر بزرگوار داشتند، وی در سخنانی که در شبکه‌های اجتماعی گذاشته شده است، در رابطه با قبر شهید زهرا می‌گوید: ”حتی قبرش رو هم نشونمون ندادند. همیشه میگم آقایون خیلی افتخار نکنید دختر پیغمبر هم قبرش ناپیداست. بگذار قبر زهرای من هم ناپیدا باشد“.
 الهام گرفتن از ایستادگی فاطمه زهرا برای زنان انقلابی مجاهد و مبارز در شکنجه‌گاههای خمینی پیوسته جایگاه ویژه‌یی داشته است. از جمله در یک نمونه خواهر مجاهد ملیحه مقدم در کتاب خاطرات خود از شکنجه‌گاههای رژیم آخوندی با عنوان ”رؤیای صادقانه زندانی“می‌نویسد: ”بازجو می‌گفت: حیف از تو نیست؟ یک دخترجوان تحصیلکرده. می‌توانی بهترین زندگی را داشته باشی. الآن آنها دارند زندگیشان را می‌کنند و تو این‌جا افتاده‌ای. ارزش ندارد که بخواهی جوانی و زیبایی و زندگیت را حرام کنی. هرچه «استاد» از تو می‌خواهند بگو و خودت را خلاص کن. من دیگر نای حرف‌زدن نداشتم و توان این‌که حتی چندکلمه فحش هم بدهم در خودم نمی‌دیدم. چشمم را بستم که راحتم بگذارد.
 گفت: خودت نمی‌خواهی وگرنه راه باز است. بازجوی دیگر گفت: ولش کن این باید مثل خر کتک بخورد. او دوباره می‌گفت: نه این‌طوری نیست و... ...
 این بازی کثیف و مسخره را هرازگاهی تکرار می‌کردند و دوباره ضربه‌های کابل شروع می‌شد.
 از نوک پا تا روی کمرم را بی‌محابا با کابل می‌زدند و هربار که شروع می‌کردند من منتظر بودم که این بار دیگر کی و کجا تمام می‌شود؟ یک بار زیر لب گفتم: یا فاطمه زهرا خودت کمک کن!
یکی از آنها که نزدیکم ایستاده بود صدایم را شنید و با مشت بر سرم کوبید: خفه‌شو مگر تو فاطمه زهرا می‌شناسی“...
 دو روز پیش سیمای آزادی تصویر و صدای مادر عفت الشریعه شاه آبادی را پخش کرد که در سن 93سالگی در گذشت. مادر سه مجاهد شهید، احمد که توسط دیکتاتوری شاه و اشرف که توسط خمینی جلاد در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال 67 و علی که در حمله موشکی مزدوران خامنه‌ای به لیبرتی به‌شهادت رسیدند. مادر که فرزند میرزا محمدعلی شاه آبادی از معروفترین مجتهدان دوره مشروطه و رضاشاه در تهران بود، در این صحبتها با صفا و صمیمیت مادرانه‌اش خطاب به فرزند مجاهدش می‌گوید: ”الان 50ساله منو ول نمی‌کنن، هر روز برای یه چیزی ریختن توی خونه این‌جا رو خراب کردن، نه مال دارم نه پول دارم نه چیزی دارم. می‌خواهم با شماها باشم مسعود بچه منه مریم بچه منه. من که میدونم زینب زمان من مریمه. شماها همه تون چه دختر و چه پسر همه تون اولاد من هستین، مثل حسین بن علی که خاطرخواهشم“.
 روز 23اسفند آخوند پناهیان از آخوندهای دربار خامنه‌ای در سخنرانی به‌مناسبت درگذشت فاطمه زهرا در قم به شکست ”شعار مرگ بر بی‌حجاب“ اعتراف کرد و گفت: ”نمی‌توان با مرگ بر بی‌حجاب کار را حل کرد“. این مهره خامنه‌ای حتی به شکست ارتجاع آخوندی در پیشبرد فرهنگ منحطش در خانواده‌های مذهبی هم اعتراف کرد و گفت: ”اکثر فرزندانی که در خانه مذهبی بار می‌آیند و با این جو مواجه می‌شوند، در دوران جوانی از مذهب زده می‌شوند و بقیه را هم نسبت به دین زده می‌کنند“. (خبرگزاری حکومتی نسیم 23اسفند 94) 
آری فرهنگ فاطمی را مردم ایران نه در یک مشت جنایتکار چماق به‌دست برای تحمیل حجاب اجباری و برای گسترش جو ارعاب و اختناق، بلکه رودرروی آخوندهای جنایتکار حاکم می‌بینند که درس ایستادگی در برابر ستم و تجاوز به حقوق زنان و انسان می‌دهد. نگاهی به وصیتنامه هزاران زن مجاهد خلق که در زیر شکنجه‌های جلادان خمینی یا در برابر تیرباران و چوبه دار ایستادند، به‌روشنی گواه آن است که جایگاه فاطمه زهرا و دختر قهرمانش زینب کبری در قوت قلب دادن برای ایستادگی در برابر ستم حاکمیت آخوندی بی‌بدیل بوده است. این فرهنگ نه مرده و نه خاکستر شده، آنچه که مرده و خاکستر شده و باید برایش مرثیه خواند فرهنگ مبتذل و سرکوبگریست که به آخر خط رسیده و دجالیتش تحت عنوان ”فرهنگ فاطمی“ در برابر زن ایرانی فرو ریخته است

۱۳۹۴ اسفند ۲۶, چهارشنبه

بهار در راه است ، باید رو به زیبایی ها گام برداشت و همصدا بخوانیم ترانه ی بهارو!...

به سوی سال جدید و عید نوین  بدون آخوند در ایران
به سوی سال جدید و عید نوین  بدون آخوند در ایران 

همصدا با من بخون ترانه ي بهارو

از تن آينه پاك كن سال نو گرد و غبارُ

اين همه گرمي و صفا، اين همه عشق و اميد

دنيا بايد يه روزي خاك بشه پيش خورشيد

ظلم و ستم از ایران باید امسال تموم بشه
حکومت دجلان باید دیگر نابود شه
سال ، سال پیروزیه ، ایام بهروزیه

سرنگونی ، تعهدهر ایرانیه

وعده ما در، سرشاری و آبادانیه.

موج بیکاری در ایران و اوج اعتراضات و فقر بدبختی در حکومت جهل و جنایت آخوندی.باید از دولت روحانی پرسید آن ۱.۵ میلیونی که سر کار بردن کجاست ؟!.

بیکاری و بدبختی جوانان در ایران تحت حاکمیت آخوندی رو به افزایش میباشند .
بیکاری و بدبختی جوانان در ایران تحت حاکمیت آخوندی رو به افزایش میباشند .

در حال حاضر در رژیمایران ، بیکاری و به‌خصوص بیکاری جوانان و تحصیلکردگان یک بحران بسیار حاد است و تبدیل به یک بحران امنیتی شده و موجودیت رژیم را به خطر انداخته است. 

باندهای متخاصم همدیگر را مسئول و مقصر این جریان معرفی می‌کنند.
اخیراً دانشگاه آزاد اعلام کرد که ما 5 میلیون دانش‌آموخته داریم که 80 درصدشان بیکارند، یعنی   4میلیون نفر بیکارند…
به این ترتیب جوانان ایران (جوانان بین 10، 15سال و تا 25، 26سال) در شرایطی هستند که طبق آمار 40درصدشان بیکارند.  ».

«سید ابریشمی رئیس شهرکهای صنعتی ایران، اعلام کرد در شهرکهای صنعتی ما 9 هزار واحد تعطیل شده‌است».

«فقط در تهران بزرگ، حدود 30هزار نفر در بخش صنعت آجر مشغول به‌کار بودند، امسال این 30هزار نفر به زیر 10هزار نفر رسیده است که این چند نمونه از هزاران فاکت میباشد .
به راستی که سیاست دولت این  رژیم هنرش،  انهدام تولید است و تولید بیکاری و تورم میباشد.
تنها راه نجاتمردم از این فلاکت ، سرنگونی این حاکمان ظلم و جنایتکار میباشد!.

۱۳۹۴ اسفند ۲۴, دوشنبه

درود بر مادرانی که راه و رسم اسلام دمکراتیک و رهایی بحش را آموختن ، و با فدای بیکران وپیکار مستمر با ارتجاع روزهای سختی را تحمل کردند و فرزندانی انقلابی و مجاهد به جامعه ایران فدیه دادند ،تاریخ ایران به نیکی از این مادران و پدران یاد خواهد کرد،روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد...

مارد عفت شاه آبادی ـ احمدی -با ۳ فرزند شهیدش در ایران
مارد عفت شاه آبادی ـ احمدی -با ۳ فرزند شهیدش در ایران 

مادرمجاهد عفت شاه آبادی (احمدی)- که فرزند آیت الله العظمی میرزا محمد علی شاه آبادی و مورد احترام بسیار بود- چه در زمان دیکتاتوری سابق و چه درسالهای خفقان و استبداد آخوندی بارها دستگیر و شکنجه شد و پیوسته با رفتار ضدانسانی و سرکوبگرانه و آزار مأموران و عوامل دشمن مواجه بود ولی هیچ گاه از یاری و همراهی با فرزندانش دست برنداشت و پیوسته مدافع و مشوق مجاهدین بود.
این مادر بزرگوار در جریان انقلاب ایدئولوژیک درونی مجاهدین با صفای قلب و ایمانی سرشار و ستایش انگیز به عنوان یک از شیفتگان وعاشقان مریم رهایی، در هر فرصتی به دفاع از او و انقلاب و پیام رهایی بخش او برمی خاست.
مادر احمدی با صبر و رشادتی ستایش انگیز و طی نیم قرن از عمر پر بارش، صبور و پایدار، از راه مجاهدین و رهبری مسعود و نبرد رهایبخش انقلابی برای سرنگونی دیکتاتوری دفاع کرد و از هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزید و به راستی به الگویی آموزنده برای زنان آزاده و مادران مقاوم و مجاهد میهن و همه فرزندان مجاهدش تبدیل شد.
 

۱۳۹۴ اسفند ۲۲, شنبه

وضعیت کار و کارگران در ایران تحت حاکمیت آخوند های مستبد ، به نقطه انفجاری رسیده است !.

بیکاری ، فقر و بدبختی در ایران تحت حکومت آخوندی
بیکاری ، فقر و بدبختی در ایران تحت حکومت آخوندی

به راستی چه باید کرد؟؟؟!!

حداقل دستمزد از 712هزار تومان کنونی با کمتر از 100هزار تومان افزایش، به حدود 812هزار تومان می‌رسد.
حتی همین حداقل دستمزد بسیار ناچیز ماهانه که تنها می‌تواند هزینه 10روز یک خانواده کارگری را پوشش دهد؛ ولی به‌طور واقع به کارگران پرداخت نمی‌شود یا با تأخیر چند ماهه پرداخت می‌شود؛ چرا که کار هم مثل هر کالای دیگری تابع قانون عرضه و تقاضاست.

بیش از 90درصد کارگران کشور قراردادی هستند و کارفرما هر وقت اراده کند، می‌تواند کارگر را اخراج کند… حتی همین حداقل دستمزد هم روی کاغذ است و اکثر کارگران ناچارند با هر دستمزدی و با هر شرایطی به‌کار تن بدهند.در واقع رژیم آخوندی، کارگران ایران را از همه حقوق خودشان محروم کرده و آنها را در شرایطی شبیه دوران برده‌داری به بند کشیده است.
تعطيلي شركت زغال سنگ معدنجو باعث بيكاري 700 كارگر این معدن گرديده و اين زحمتكشان را به صف بيكاران كشورافزوده
. تازه‌ترین اعتراف: ۱۵میلیون بیکار در ایرانابراهیم رزاقی که تلویزیون رژیم او را به‌عنوان «کارشناس اقتصادی» معرفی کرده بود، در این تلویزیون گفت: الان، چیزی نزدیک به 15میلیون بیکار در ایران وجود دارد!..
این موج بیکاری و بد بختی های که هر روز ، رو به فزونی است دیگر برای مردم طاقت فرسا شده است .اما کارگران ایران آگاهتر و شجاعتر از آن هستند که به این تحمیلهای ظالمانه و برده‌ساز تسلیم شوند ، با اعتراض و ایستادگی
حقوق خود را فریاد میکنند .
بر سازمان های حقوق بشر است که به این فریاد ها گوش داده  این رژیم مفلوک ملزم به پاسخ مردم ایران کنند .

به راستی که راه حل در یک کلام سرنگونی این حاکمان جنایت کار و دزد  و پلید میباشد.