| بمب باران های وحشیانه شبانه روزی در سوریه و حلب بر سر مردم و گودکان بی گناه با همکاری خامنه ای پلید |
۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه
آیا طمعه قدرت با وحشانیت تمام ، باید به قیمت جان میلونها انسانهای بی گناه و کودکان معصوم درسوریه صورت گیرد؟!!
در گزارش خبرگزاری ها خبراز
۱۳۹۵ آذر ۹, سهشنبه
اگر بقول سران این حکومت استبدادی افشای جنایت ضربه به امنیت ملی میزند ، باید گفت بهتراست رو راست بگویید ضربه بر پیکر پوسیده و متعفن نظام ولایی میزند!.
| همراهی با جنبش دادخواهی به خونخواهی و به یاری برخیزیم . |
وظیفهای هر
انسان مسؤل و هر قشر آگاهی است که تمام جنایات پنهان و عیان حاکمان ظلم و جنایت را
افشا کند وبا جنبش دادخواهی برای حسابرسی از این همه قساوت و بی قانونی همراه شود.
به نظر من بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی از اول انقلاب تا کنون انجام داد در تاریخ ، باعث شده که خون بی گناهان این چنین چهر کهیر این ولایت را برای همه بشناساند و به قول آقایمنتظری: شما را در آینده جزء جنایتکاران در تاریخ مینویسند . درحال حاضر هم مورد لعن و نفربن قرار گرفته اید.
این حکم که به دستور
خامنهای جلاد برای پسر آقای منتظری صادر شده تنها هراس رژیم آخوندی
از افشای ابعاد قتلعام 1367 و وحشت آن را از جنبش دادخواهی شهیدان برملا میکند .
این دادخواهی، اساساستبداد مذهبی را هدف قرار داده است و به همین خاطر رژیم ولایت فقیه در برابر آن شکننده
است و به وحشت افتاده است !.
آری شما در این کشتار و سرکوب مخالفان قساوتی کردهاید که اگر شرح آن را بر سنگ بنویسید دل سنگ آب میشود.
و شما
ضد خدا ، ضد بشر، و ضد ارزشهای انسانی وضد دین و اسلام هستید و بمعنی دقیق کلمه
ولایت فقیه و حاکمان ، منافق ، دروغ گو و ضد قانون میباشد.
و باید
به دست مردم حق طلب از بارگاه یزیدی و فرعونی به زودی به زیر کشیده شوید این قانون
تکامل است ، به این قانون باور داشته باشید!.
دیر نیست روزی که
بارگاه فرعونی ولایت سرنگون خواهد شد.
۱۳۹۵ آذر ۶, شنبه
شبنم مددزاده: مردم ایران یقین دارند که سرنگونی این رژیم به دست سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت محقق خواهد شد.
![]() |
| سخنان شبنم مدد زاده زندانی از بند رسته در گردهمایی پاریس به مناسبت ۲۶ آذر روز دانشجو |
شبنم مددزاده: مردم ایران یقین دارند که سرنگونی این رژیم به دست سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت محقق خواهد شد.
شبنم مددزاده دانشجوی فعال که در سال 2009 زندانی شد و ۵ سال از عمرش را در زندان به سر برد.
شبنم مددزاده یک زندانی از بندرسته است. برادر و خواهرش در حمله به اشرف به قتل رسیدند.
شبنم مددزاده: بگذارید یاد آنهایی که جان خود را برای آزادی فدا کردند را گرامی بداریم.
دختری21 ساله ودانشجوی سال 3 رشته علوم کامپیوتردانشگاه تربیت معلم بودم که دژخیمان اطلاعات من و برادرم راربوده و به زندان اوین بردند.
نزدیک به سه ماه در سلول های انفرادی بند 209 زیر شدیدترین شکنجه هاي روحی و جسمی بودم.
در طول دوران حبسم در بندهای زندان اوین و گوهردشت و سوله های دهشتناک قرچک ورامین بودم.
این مدت 8 ماه در دوره های مختلف ممنوع الملاقات و تلفن بودم
خواهرمریم:
دو کلمه "می توان و باید" هر سال خوش نقش تر از سال قبل بر صفحه های کتابم می درخشید.
دو کلمه می توان و باید جسارت صحبت از آزادی شد و حق نفس کشیدن
این دو کلمه ایمانم شد بر روی صندلی بازجویی به هنگامی که پنج تا شش دژخیم شکنجه ام می کردن.
خواهر مریم عزیزم من با" می توان و باید شما" پرگشودم و پرواز کردم
اکنون با تکیه برشما به موجهای خروشان دریای مجاهدین پیوسته ام تا به اوج برسم
من با کوله باری از رنج مردم ایران بخصوص زنان و دختران میهنم پیش شما آمده ام.
من از میان دانشجویان مبارز و ذلت ناپذیر ایران پیامها برای شما دارم.
من اززنان و دخترکان معصوم زندان اوین و گوهردشت و سوله های قرچک ورامین و کچویی کرج پیام ها دارم....
۱۳۹۵ آذر ۵, جمعه
رژیم قرون وسطایی ایران! زشتترین نماد خشونت و تبعیض با زنان و وجوه زن ستیزی در کانون و اندیشه بنیادگرایی اش میباشد!.
| سرکوب ظلم وستم و نابرابر زنان در ایران تحت حاکمین ولایت پلید خامنه ایخشونت |
بنیادگرایی اسلامی بلای شومیست که از ۳۸سال پیش تأثیر ویرانگر خود را بر زندگی و مناسبات اجتماعی و سیاسی تمام مردم ایران و به ویژه زنان گذاشته است.
رژیم حاکم بر ایران، یک استبداد دینی است که بر پایه
چپاول و بر باد دادن منابع عظیم کشوری به وسعت ایران، برای نهادینه کردن تروریسم دولتی
استوار شده است.
این دیکتاتوری ویژگی بارزش که خودنمایی میکند:
«زن ستیزی و نابرابر جنسیتی اش میباشد.این دیکتاتور زن ستیز طی ۳۸ سال حکومت ننگینش از
هیچ جنایتی بر زنان کشور کوتاهی نکرده است.برای نمونه به آمار وارقام خود دست اندارکاران
توجه کنید:یکی از تازهترین پدیدهای
که در جنایت علیه زنان در ایران امروزی، آن هم در قرن 21، یعنی قرن آزادی و برابری
با آن مواجهیم؛ اسید پاشی به چهره زنان جوان و حمله با چاقو به آنهاست. این البته فیالبداهه
نبوده.
در واقع اسید پاشی به چهره زنان؛ آن روی سکه فتوای اجباری خمینی در 36سال پیش است که همواره با مقاومت زنان آزاده ایرانی روبهرو شده است.نمونه دیگر:قاچاق زنان در ایران همواره یکی از آسیبهای اجتماعی بوده و در دورههای مختلف درباره آن بحث شده، اما بیان سازمانیافتگی آن و مشارکت بخشهایی از نهادهای رسمی و حکومتی آخوندهای فاسد آن هم از تریبونهای رسمی بیسابقه بوده استبر طبق گزارش وزارتخارجه آمریکا در مورد حقوقبشر و همچنین انجمن دفاع از قربانیان خشونت در سال ۱۳۸۳ گوشهیی از آمار قاچاق دختران ایرانی عنوان شده که ماهانه ۴۵ دختر ۱۶ تا ۲۶ ساله ایرانی فقط در کراچی توسط افراد ثروتمند خریداری میشوند.
همچنین در بخشی از گزارش شوکهکننده
و تاثر برانگیز جولای ۲۰۱۱ حقوقبشر در مورد قاچاق انسان، بهویژه زنان و کودکان در
ایران آمده است که مقامات دولتی ایران در خرید، فروش و آزار جنسی زنان و دختران جوان
شرکت دارندو همچنین :رشد متکدیان زن نسبت
به سنوات گذشته رو به افزایش است،
هزار زن معتاد در
ایران ، زنان یک بُعد سیاه و تأسفبار هم دارد و آن فاحشه گری زنان و دخترانی است که
حالا دیگر نیازی به فرا رسیدن سیاهی شب برای پیدا کردن مشتری ندارند و خواستههای نامشروع
خودشان را در قالب یک زن معصوم فال فروش و اسپند دودکن مطرح میکنند.
افزایش نرخ اعتیاد
زنان طی 4سال گذشته، 2 برابر شده است،
بالاترین میزان خودکشی
و افسردگی زنان در جهان مربوط به ایران است،و کارتن خوابی ،هزار کارتن خواب زن، فقط
در تهران وجود دارد.
این ها مشتی از بسیار جنایتی است که درمیهن اسیر
بر زنان میگذرد.
سوال این است که
چرا این همه ظلم و نابرابی ؟ چرا ؟، مجلس آخوندها،
اسید پاشها را زیر چتر حمایت قانون قرار داده است ؟! البته رژیمی که در
احکام قضاییهاش، برای کور کردن چشم مجرم، حکم به تزریق اسید به چشم زندانی نگونبخت
میدهد، جای تعجب نیست از دژخیمان اسید پاش حمایت شود!
چرا زنستیزی؟پاسخ را به روشن
ترین وجه درکارنامه سیاه حاکمیت آخوندی میشود خواند. پاسخ این است که: ایدئولوژی بنیادگرایی مذهبی، از تبعیض جنسی و زنستیزی،
برای سرکوب و مهار انرژی و پتانسیل عظیم نهفته در جامعه استفاده میکند.
ما زنان ایرانی خواهان رفع تبعیض و نابرابری
زنان هستیم و خواهان لغوخشونت بر علیه زنان !.
راهحل اصلی= اسلامبردبار و دموکراتیک، آنتیتز بنیادگرایی مذهبی با رهبری مریم رجوی
۱۳۹۵ آذر ۲, سهشنبه
باید از سرکرده آخوند جنایتکار پرسید این همه اباطیل تکراری و زوزه کشیدن علیه مجاهدین و متهم کردن مجاهدین به اینکه توسط غرب و آمریکا حمایت میشوند برای چیست !؟. آیا این وحشت و توحش نشان دهنده رسیدن به لبه پرتگاه سرنگونی نیست؟!.
تزلزل حاکمیت آخوندی با از دست دادن موقعیت سیاسی در منطقه و نزدیگ شدن به لبه پرتگاه سرنگونی
چراکه: مجاهدین گناهشان این است که پرونده های
جنایت بار ، از کشتار و اعدام جوانان تا صدور تروریسم و چپاول و غارت های نجومی
سران حکومت را افشا میکنند ، برای همه گان روشن است که مجاهدین مدافع مردم و منافع
سرمایه های مردم ایران هستند!.
مجاهدین و مقاومت ایران با یک کارزار گـسترده حقوقی و سیاسی در سطح بینالمللی و با مایه گذاشتن از جان خودشان، همه توطئههای حکومت دجلان را درهم شکستند و از همه این دامها به سلامت جستند. حالا آخوندها میخواهند با دروغ پراکنی همه چیز را عکس نشان بدهند.
و برای همه گان روشن است که این دست پازدنهای این جیغ بنفش کشیدنها چیزی جز کینه به دشمن قسم خورده که مجاهدین باشند نیست ، و این داد و فغان ها جز رسوایی و بی آبروی خود حکومت پلید و جنایت کار نتیجه ای ندارد و همه اش بر سر خودش خراب میشود .
در مثل است : عقرب وقتی در خطر می افتد خودش را
نیش میزند!.
الان رژیم واپسگرا مصداق این ضرب المثل است که
همه ترکش های زهرآلوده اش به خودش بر میگردد!.
رژیم مجبور است در رابطه با این افشاگریها و کارزار همهجانبه مجاهدین ساکت ننشیند، چارهیی که به نظرش رسیده این است که اعتبار سیاسی و موقعیت بینالمللی مجاهدین را ناشی از حمایت غربیها از مجاهدین جلوه بدهد.
روشن است که اعتباربینالمللی مجاهدین و مقاومت ایران و موقعیت سیاسی آن تنها جایگزین و آلترناتیو رژیم،
آخوندها را به وحشت انداخته و آنها را در توضیح این وضعیت، از یک طرف در رابطه با نیروهای
خودشان و از طرف دیگر نیروهای اجتماعی که به مجاهدین رو میآورند به مخمصه انداخته،
بنابراین طبیعی است که با این تبلیغات مبتذل و متناقض بخواهند چهره مجاهدین را مخدوش
جلوه بدهند .
اما اطلاعات فاسد و سران جنایت کار این حکومت
وحشی باید بدانند که دیگر حنایشانرنگی ندارد ، چه مردم غیور ایران و چه جامعه
جهانی از سیاست های صد بشری حکومت ایران متنفر و بیزار هستند و به روشنی به حقانیت
مجاهدین پی برده اند!.
و در یک کلام مردم ایران خواهان سرنگونی این حکومت فاسد میباشند ، حال هرچه میخواهید نعره بزنید و سر بسنگ بکوبید درمان همه مشکلات مردم ایران و منطقه سرنگونی ، سرنگونی و سرنگونی است !.
۱۳۹۵ آبان ۲۹, شنبه
پیام دادخواهی برای گرفتن حقوق حقه از استبداد دینی این است .
| فلسفه حق خواهی و بر شوریدن به دیکتاتور ایران برای آرادی |
قافله نقشه مسیر بشریت به جانب آزادی و رهایی به پیش میرود. باید پرسید این
نقشه مسیر را چه کسی برای بشریت ترسیم
کرده است؟
پیامبران این راه را گشودند؛ پیشوایان توحید
و پیشتازان رهایی، آن را رهبری کردهاند، و در این مسیر یک پرچم سرخ بلند، همیشه راهنما
بوده است.
پرچم سرخ حسین وپیامی که میگوید:
«مرعوب قدرتنمایی دشمن نشو» این اوست که فروریختنی
است» این اوست که نیاز به دود ودم دارد.
تا شاید شما را در درون خود بشکند. پس استمرار
ببخشید به رزم و پیکارتان ! شعله ها را برافروزید! فریادها حق خواهی را بلند کنید!
شورشها در راه است.
تا با انقلاب
، یزید دوران که خامنه ای ضد اسلام و ضد بشر است را سرنگون کنیم . همچنانکه در تاریح
بشریت با همت بالای خلق ها، دیکتاتور ها را سرنگون کردند!.
پیام دادخواهی برای گرفتن حقوق حقه از استبداد دینی این است .
ستمکاران نابود خواهد شد و آزادی به سرعت تحقق خواهد یافت.
بهرغم آن همه جهل و بیخبری، بهرغم تأثیر
فریب و دجالیت در تودهها، و به ر غم این همه ظلم و جنایت در ایران و منطقه، چرا
که این قانون تکامل است !.
زمانه ما عصر آگاهی است. عصر عشق به آزادی.
طبیعی است که دیکتاتور ها باید بسا بسا سریعتر سرنگون شوند.
در عصر ارتباطات، نیروی آگاهی تودهها، به سرعت پیام
پیشتاز را میگیرد، تنها شرط، آن است که شعله را برافروزیم و به قیام برخیزیم . و پرچم
را اهتزاز دربیاوریم .
این است راز و رمز پیروزی :
الیس به صبح قریب!.
یکی از بلندترین این شعلهها، شعله مجاهدت
نسل مجاهد. آنها در مقابل یزید زمان سرزمین
ما ایران ایستادهاند. سی سال پرچم نبرد را
برافراشته نگه داشتهاند. با الهام از حسین و زینب. چراغی و مشعلی را روشن کردهاند.
و با
هیهات حسینی با عزم پایداری و عشق به رهایی
مردم با «هل من ناصر» باید برای سرنگونی بشتابیم ، و به وظیفه انسانی خود جامه عمل
بپوشانیم !.
گام به گام، سدها میشکند. دیکتاتورها سقوط میکنند. پرچم این نقشه مسیر را چه کسی گام به گام پیش پای بشریت کوبیده و در اهتزاز درآورده است؟
۱۳۹۵ آبان ۲۸, جمعه
به راستی سوال این است که چرا جامعه جهانی در برابر این کشتار ظالمانه اقدام جدی نمی کند!؟.
جنایت بی شرمانه خامنه ای و بشار اسد با کردم و کودکان سوریه
|
هر راه حلی برای سوریه که متضمن اخراج کامل رژیم ایران و پاسدارانش نباشد محکوم به شکست است.
تصاویر آماتور ارسال شده در شبکههای اجتماعی نشان میدهند که نیروهای امدادی سازمان دفاع مدنی سوریه معروف به کلاه سفیدها، کودکان مجروح در حمله هوایی حلب را برای مداوا به بیمارستان صحرایی منتقل میکنند.
-به راستی که شرم بر خامنه ای پلید و شرم بر بشار جنایت کار که برای بقای متعفن حکومت خود کامه این این چنین مردم مظلوم سوریه به به خاک و خون کشیدن و بخصوص کوکان بی گنان که این چنین جنایت کارانه در خاک و خون پر پر میشود !.
به راستی سوال این است که چرا جامعه جنانی در برابر این کشتار ظالمان اقدام جدی
نمی کند!؟.
تا کی باید این ظلم و جنایت ادامه پیدا کند !؟
مرگ بر ولایت پلید خامنه ای و بشار !!
بند 25 قطعنامه نیز همه حملاتی را که اپوزیسیون میانه رو سوریه را هدف قرار می دهد به شدت محکوم می کند و به متوقف ساختن فوری آنها فرامی خواند چرا که حملاتی این چنینی در خدمت منافع سازمانهای تروریستی است و در تشدید وضعیت وخیم انسانی نقش دارد.
۱۳۹۵ آبان ۲۵, سهشنبه
در #ایران تحت حکومت #آخوندی ، بحرانی به نام بی آبی : بیش از ۹۰ درصد اندوختههای آبی #کشور از دست رفته است!.
| یکی از هزاران مشکلات مردم روستا های ایران تحت حاکمیت آخوندی بی آبی میباشد |
سالها است کارشناسان
رژیم آخوندی نسبت به بروز بحران آب هشدار میدهند، اما سردمداران ذیربط در حاکمیت آخوندی
در قبال این بحران نه تنها هیچگونه طرح و برنامهیی ندارند بلکه با اجرای طرح های
دزدیدن آب از طریق پروژههای ضد ملی سد سازی توسط سپاه پاسداران در استانهای مختلف،
تنها باعث خشک شدن چاهها و از بین رفتن زمینهای کشاورزی در نقاط پایین دست این سدها
شدهاند.
متروکه شدن روستاها، از بین رفتن منابع آب زیرزمینی، خشکسالی دریاچهها و رودخانههای کشور و نیز پروژههای مخرب سدسازی و استفاده ابزاری از منابع آبی برای پروژههای سپاه پاسداران تماماً ازجمله عواملی هستند که اکنون به بحران بیابانی شدن کشور ضریب زدهاند.
بهیقین بهکارگیری
از لفظ از دست دادن اندوختههای آبی کشور به معنای تائید پروسه غیرقابل جبرانی است
که در روند منطقی خود به قبولاندن وقوع خشکسالی گسترده به افکار عمومی، آنهم در کوتاهمدت
است. کارگزار حکومتی در
بخش برنامه ۲۰ ساله مدیریت بیابان کشور با اعتراف به اینکه «کاهش منابع آبی و توسعه
خشکسالی در کشور نگران کننده است» ادامه میدهد:
«بیش از ۹۰ درصد اندوختههای آبی
کشور را از دست دادهایم» (سایت حکومتی سلامت نیوز ۱۵ آبان ۱۳۹۵)
واقعیت این است وقتی
سردمداران و مهرهها و ارگانهای سرکوب خود غارتگران آب هستند، طبعاً بحران بیآبی راهحلی
نمیتواند داشته باشد و روز به روز هم این بحران تشدید میشود.
راه اصلی همانا کنار زدن مانع اصلی و سرنگونی رژیم ضدمردمی ولایتفقیه است، میباشد.
۱۳۹۵ آبان ۲۴, دوشنبه
واقعیت این است که #دانشجویان مجاهد و مبارز در #ایران از هر فرصتی برای به چالش کشیدن #دیکتاتوری ولیفقیه و رساندن پیام شور و پایداری به #مردم، استفاده میکنند.

دانشجویان معترض در ایران تحت حاکمیت آخوندی در اعتصاب برای خواسته به حق خودشان
دانشجو میمیرد، ذلت نمی پذیرداز شروع سال تحصیلی
جدید مسأله خوابگاههای دانشجویان دانشگاههای مختلف از جمله خوابگاه دختران دانشجو از
کمبودها و مشکلات جدی دانشجویان است که بهرغم پیگیریهای مختلف و برگزاری تجمعهای
اعتراضی توسط دانشجویان ولی همچنان این مشکلات باقی است و عملاً باعث بالارفتن فشار
بر دانشجویان شده است.
| دانشجویان معترض در ایران تحت حاکمیت آخوندی در اعتصاب برای خواسته به حق خودشان |
واقعیت این است که دانشجویان مجاهد و مبارز در ایران از هر فرصتی برای به چالش کشیدن دیکتاتوری ولیفقیه و رساندن پیام شور و پایداری به مردم، استفاده میکنند.
بر این منطق است که اکنون شاهد هستیم، رژیم سرکوبگر آخوندی تنها راه تقابل علیه جنبش دانشجویی را در افزایش سرکوب، دستگیریهای کور و هرچه بیشتر پلیسی کردن فضای دانشگاهها و مدارس عالی می بنید.
در این راستا سرکوبدانشجویان در سالهای اخیر و بهویژه پس از
نمایش انتخابات قلابی سال ۹۲ و بروی کار آمدن آخوند روحانی به طرز بیسابقهای افزایش
یافته است، بهطوریکه بنا برداده های سازمان و تشکلهای مدافع دانشجویی ابعاد سرکوب
دیگر به دستگیری، شلاق و شکنجه گستردهی دانشجویان آزاده منتهی نمیشود، بلکه در بسیاری
موارد به اخراج و یا تشکیل پرونده در کمیتههای انضباطی راه برده است.
همچنین جا دارد تا در این زمینه به سرکوب گستردهی دانشجوئی و بگیروببند ها و ستارهدار کردن دانشجویان مبارز از سوی گزمههای ارتجاع اشارهکنیم، امری که در درون رژیم از آن بهعنوان «طرح امنیتی – نظامی» در دانشگاهها نام میبرند.
آری:
هشیاری قشر دانشجو هر فتنه و فساد دستگاهآخوندی را به صورت اعتراض بر ملا میکنند و هرگز ذلت و خاری نمی پذیرد این شعار همیشگی فشر آگاه جامعه ایران بوده و هست !.
۱۳۹۵ آبان ۲۱, جمعه
وضعیت وخیم زندگی #طبقه کارگر #ایرانی در حکومت استبدای #خامنه ای جلاد: #کارگران خشمگین فریاد میزنند: ما نان آغشته به #خون خود را میخوری
وضعیت وخیم زندگی طبقه کارگر در حکومت استبدای
خامنه ای جلاد
|
ابعاد فاجعه و اختلاسهای میلیاردی از دسترنج مردم میهنمان. و مردمی که به گفتهی آمار و ارقام به نان شب محتاج و دستیابی به میوه، اکنون به آرزوی بخش بزرگی از جامعه تبدیل شده است.
همان مردمی که برای امرار و معاش ناچارند تا کلیههای خود را بفروش برسانند و یا کودکان خود را قربانی حوادث ساختگی رانندگی نمایند تا از خجالت خانوادهی خود برای تهیهی مایحتاج اشان برآیند
نمونه :
کارگران شیشه قزوین
روز گذشته سه شنبه ۱۸ آبان نیز در محوطه و مقابل درب ورودی کارخانه تجمع اعتراضی برگزار
کردند. اعتراض آنها به پرداخت نشدن ۶ ماه حقوق عقب افتاده خود است.
کارگران خشمگین فریاد
میزنند: ما نان آغشته به خون خود را میخوریم.
کارگران گفتند: ۵
ماه است دفترچههای بیمه ما را تمدید نمیکنند. در مجموع مطالبات حدود ۲۸۳ نفر ازکارگران
قراردادی و پیمانکاری شیشه قزوین حداقل ۶ ماه گذشته به تاخیر افتاده و حق سنوات آنان
نیز از سال ۹۳ تا کنون پرداخت نشده است.
حاشیه نشینی و فقر:
قلعه حسن خان؛ پشت معادن شن و ماسه، چند سالی است که حاشیهنشینهای بلوچ و سیستانی را در خود جای داده است. اکثراً شناسنامه و اوراق هویت ندارند، در چادرها زندگی میکنند، چادرهایی که مأموران هر از گاهی به بهانه تخریب اسکان غیرمجاز برای جمع کردنشان میآیند و هراس از بیخانمانی بیشتر و رها شدن در سرمای زمستان؛ سال به سال تکرار میشود.
روز گذشته برای چندمین
بار در این چند سال، مأموران معذورند از ویران کردن چادرهای حاشیهنشینانی که حتی در
همین حاشیهها هم جایی ندارند. از قرار معلوم، اکنون در این محل، حدود سی چادر باقیمانده
است که در آنها حدود بیست کودک زیر 18 سال هم هست. کودکانی که شناسنامه ندارند و از
حق تحصیل محرومند، اما چند وقتی است به کمک همین فعالان، یکی از همین چادرها را تبدیل
به مدرسه کردهاند، این مدرسه هجدهم آبان ماه در آتش مأموران سوخت...
بچهها هم مثل بزرگترها
زباله گردند یا گاهی نوازنده دورهگرد میشوند، ولی هرچه هستند و از هرکجا آمدهاند،
شناسنامه هم که نداشته باشند، باز هم کودکند، ایرانی هستند و ایران، پیماننامه حقوق
کودک را پذیرفته.
آری، این گوشهیی
از اعترافهای ناگزیر رسانههای حکومتی از جنایات نظام قرونوسطایی رژیم آخوندی است.
پدیده شوم حاشیه نشینی مثل تمام پدیدههای شوم دیگری که در حاکمیت ولایتفقیه به مردم
ایران تحمیل شده است، محصول نظامی است فاسد، غارتگر و سرکوبگر که حرث و نسل یک ملت
بزرگ را به باد داده است.
-به راستی که سرنگونی این حکومت ظلم و جنایت حق مسلم مردم و کارگران است!.
۱۳۹۵ آبان ۲۰, پنجشنبه
اين صداي ارتشي بزرگ ، تند بادي از شراره هاست ، كوچه كوچه هاي اين وطن ، بيشه ي پلنگ واره هاست....#FreeIran
| مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم ملا های جنایت کار می باشند |
اراده كرده ام
اراده كرده ام كه سرنگون كنم تو را
ز خاك مهر و روشني برون كنم تو را
اراده كرده ام ز خاطرات سرخ ياس
ز پارك ها ز خانه ها ز مدرسه, كلاس
زكوچه ها ز راه هاي تنگ و ناشناس
اراده كرده ام كه سرنگون كنم تو را
به دوزخي مخوف رهنمون كنم تو را
ز خاك مهر و روشني برون كنم تو را
چه سال ها ز باغ ما جوانه كشته اي
ستاره هاي شهر را شبانه كشته اي
چقدر از تبار ما ترانه كشته اي
قسم به داغ لاله غرق خون كنم تو را
اراده كرده ام كه سرنگون كنم تو را
ز خاك مهر و روشني برون كنم تو را
اين صداي ارتشي بزرگ
تند بادي از شراره هاستدر شبانه هاي بي حضور
روشناي صبح چاره هاست
هر گذر به نام يك شهيدهر يكان پر از ستاره هاست
كوچه كوچه هاي اين وطن
بيشه ي پلنگ واره هاست
من از كنام شيرهاي آريائي ام
بترس از شرار قلب استوائي ام .
۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه
برملا شدن #اختلاس ۳۷۰میلیارد تومانی ، اختلاس پشت اختلاس های نجومی از یک طرف در سران #حکومت بدون حسابرسی ، اما سهم مردم #ایران زندان، #اعدام و کور کردن دو چشم #زندانی برای جرم های کوچک عجب# قانونی!!!!!.
| در یک حکم جنایت کارانه هولناک دو چشم یک زندانی را در ایران کور کردند |
بحران دستبرد از صندوقهایمختلف کشور و آخرین آن از صندوق ذخیره فرهنگیان که قرار بود روزی روزگاری پشتوانهای برای «فصل زمستان» بیش از یک میلیون فرهنگی کشور باشد، بهیقین نه اولین از نوع خود و نه آخرین آن در این رژیم سراسر فساد و مافیایی است.
در این رابطه نیز باید با هرچه نزدیک ترشدن موعد نمایش انتخابات در درون رژیم آخوندی منتظر افشاگریهای بیشتری درزمینهٔ های اقتصادی، تولیدی، بانکی، مالی، زمینخواری، دریا و بیابان خواری و هزاران فساد دیگر از سوی متولیان حکومتی باشیم.
ابعاد این دزدیها
به حدی است که خبرگزاری حکومتی دانشجو (۱۶ آبان ۱۳۹۵) با اشاره به میزان چپاول اموال
فرهنگیان که معاون آخوند روحانی از آن بهعنوان «دستگاه اقتصادی» نام برده است، نوشت:
«طبق آمار، تعداد معلّمان و کارکنان آموزشوپرورش تقریباً یکمیلیون نفر است که اگر مبلغ اختلاس صندوق ذخیرهی فرهنگیان را بر آن تقسیم کنیم، به عدد هشت میلیون میرسیم.
این به آن معناست که از هر معلّم مبلغ هشت میلیون تومان دزدیده شده است! در شرایطی که تیم اقتصادی دولت با دو دست بر سر خود میکوبید و بهزعم خودشان برای پرداخت یارانهها عزا میگرفت، یکی از دوستان تیم راستگویان، از جیب هر معلّم فداکار هشت میلیون تومن پول بر میداشت!».
به راستی که این حکومت جهل و جنایت به زودی باید سرنگون شود ، و این چنین خواهد شد!.
۱۳۹۵ آبان ۱۸, سهشنبه
با #جنبش داد خواهی فریادی برای به #دادگاه کشاندن قاتلان این #جنایت بزرگ: قتـلعام زندانيان #سياسى در سال67،در #ایران ، يك# نسلكشى شقاوتآميـز!.
| به یاری جنبش دادخواهی قتل عام سی هزار جوانان ایران به پا خیزیم |
از قتلعام زندانیانسیاسی ایران، در اواسط تابستان67، بهعنوان بزرگترین جنایت ضدبشری بعد از جنگ جهانی دوم یاد میشود.
جنایتی که تمام جناحهای این رژیم در آن شریک و سهیماند؛ بارانی از خون که خمینی تمام رژیمش را با آن غسل تعمید داد.
بنا بر توصیه خمینی،
مقامهای رژیمش از میرحسین موسوی نخستوزیر رژیم در آن دوران تا ولایتی وزیرخارجهاش،
در برابر اعتراضهای بینالمللی برضد شکنجه و اعدام در زندانها پاسخ میدادند که «در
ایران زندانی سیاسی نداریم».
خمینی به آنها گفته بود مجاهدین و سایر زندانیان سیاسی را تروریست بنامند و هرگز درباره وجود «زندانی سیاسی» با هیچ طرف سیاسی و حقوقی در جهان گفتگو نکنند.
زیرا «زندانی سیاسی»
پدیده و نامی است که وجودش و گفتگو درباره آن مشروعیت و آینده هر نظام سیاسی را سایه
به سایه و قدم به قدم به زیر سؤال میکشد.
آنها با وجود جاودانشان ما را در برابر این واقعیت دوگانه بهسر دوراهی انتخابی شگفت میآورند و اندیشه ما را به آزمون میکشند.
آنها یک فاجعه ضدانسانی را، با گوهر بیهمتای «انتخاب آزاد» خود به یک حماسه بزرگ و باشکوه انسانی و سرمایه هر ایرانی تبدیل کردند تا الگوی هر ایرانی باشد که از این پس به نام «آزادی اندیشه» و «انتخاب آزاد» سخن بگوید.
هر انسان شریفی در
برابر شکوه این قهرمانی خاموش با شوق و افتخار تعظیم میکند.
۱۳۹۵ آبان ۱۷, دوشنبه
هر روز خبرهای جدیدی از #اختلاسهای میلیاردی و #حقوقهای نجومی سران و کارگزاران# آخوندها، برملا میگردد ، نتایج این دزدی ها ، فقر و بدبختی برای مردم نجیب# ایران !.
رتبه جهانی ۱۲۰ برای «کسب و کار» در ایران |
واقعیت این است که سر تا پای رژیم در این فساد غرق است. وقتی بهنوشته خبرگزاری رویتر در سال 92 دارایی خامنهای و بیتش چیزی در حدود 95میلیارد دلار است، طبیعی است که تحصیلکردگان ایران، آن هم در سازمانی با اهمیت مخابرات، این چنین با فقر و نداری دست و پنجه نرم کنند..
رتبه جهانی ۱۲۰ برای «کسب و کار» در ایراندر ادامه بحران شدید اقتصادی که اکنون به فلج شدن چرخ های تولیدی و صنعتی در کشور انجامیده است، بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد:
«ایران از لحاظ شرایط لازم برای تسهیل فعالیت اقتصادی در میان ۱۹۰ کشور، به رده ۱۲۰» سقوط کرده است. ترجمان این جملات به معنای سقوط دو پله ای محیط کسب و کار در حاکمیت ولی فقیه نسبت به سال گذشته است. کسب و کار در ساده ترین تعریف به معنای «به فعالیت در آوردن پول و تجارتی که از آن پول حاصل شود، گفته میشود. فعالیتهایی مانند تولید و خرید کالاها، سرمایه گذاری و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود».
یا نمونه دیگر از فقر و بدبختی مردم محروم در تهرانحاشیه نشینی اسم لوکس و محترمانه غارنشینی، چادرنشینی، زاغه نشینی، کپرنشینی و در حاکمیت ولایتفقیه جهنم نشینی است.
نخستین بار اصطلاح حاشیه نشینی توسط رابرت پارک؛ جامعه شناس آمریکایی به کار برده شد. او در مقالهیی با عنوان «مهاجرت بشر و انسان حاشیه نشین» مینویسد:
«حاشیه نشینان کسانی
هستند که از لحاظ فرهنگی انسانی دورگه بوده و در زندگی فرهنگی دو جمعیت متمایز قرار
گرفته و زندگی میکنند و با هر دو گروه نیز شریک هستند. این افراد مایل نیستند از گذشته
خود بگویند و هنوز همه ابعاد جامعه میزبان خود را نیز نپذیرفتهاند».
آری محصول و ثمره شجره خبیث ولایت در طول 38سال حاکمیت چیزی نیست جز زندگی در حاشیه و کارتن خوابی، فروش اندام و فرزند و فروش جان برای هزینه درمان و تهیه قرصی نان برای کودکان و هزاران مصیبت و بلا و آسیبهای اجتماعی... و برای درمان این بلا و سرطان اجتماعی و سیاسی هیچ چارهیی جز جراحی و درآوردن غده چرکین ولایت نیست.
زخمی که بعد از 38سال سرباز کرده و سلسلهیی از عفونتهای اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی آن بیرون زده و آماده جراحی است.
براستی که درمان و نجات مردم ایران از این ام الفساد حکومت فقط سرنگونی این حکومت میباشد !.
۱۳۹۵ آبان ۱۴, جمعه
جایگاه کودکان و دانشآموزان# ایرانی در نظام #ولایتفقیه باید سری هم به خیابانهای شهر و #مدارس در روستا های #کشور بزنید .
![]() |
| وضعیت وخیم کودکان کار در ایران تحت ستم آخوندی |
در خیابان کودکانکار با جثههای کوچک و اندام ضعیف و استخوانی، روزها به جای درس و مدرسه و تحصیل به کارهای سخت و طاقتفرسا مشغولند و شبها به جای آغوش گرم خانواده در سوز و سرمای زمستان در کارتن میخوابند و بسیاری دیگر نانشان را در منابع زباله و پیادهروها میجویند.
بیتردید مسئول و پاسخگوی اول این ناهنجاری و جنایت، نه شهرداری و بنیاد مسکن و یا دوست ناباب و خانواده و...
که شخص ولیفقیه و نظام مرگ آفرین ولایتی است.
در همین ایام کودکان
بیپناه سوری هدف بمباران و کشتارهای فجیع رژیم آخوندی قرار دارند. آری! ولایت خونخوار
و نظام مرگ سالار خمینی و خامنهای هیچ مرزی در کشتار نمیشناسد.
در همین ایام، روز
دانشآموز!، کودکان و دانشآموزان بیگناه سوری فوج فوج زیر وحشیانهترین بمبارانها
و بشکههای انفجاری مثله میشوند تا نظام سرکوب در سوریه باقی بماند و رژیم ولایت جایش
را و پایش را در منطقه محکم کند.
یک آموزگار دردمند
کرد که در بلوچستان به دانشآموزان درس میدهد، طی نامهیی خطاب به مسئولان کشور مینویسد:
اینجا نه غزه است
و نه عراق و نه سوریه…
نه جنگی صورت گرفته
است و نه انفجارهای انتحاری باعث مرگ دانشآموزان و معلمان میشود. اینجا سیستان وبلوچستان است و در و دیوارهای مدارس، وظیفه داعش را برعهده گرفتهاند و یکی پس از دیگری
جان دانشآموزان و معلمان را میگیرند. و ما همچنان در فکر تجهیزات پیشرفته نظامی
برای دفاع از این مردم و این آب و خاک هستیم!
از کودکان شین آباد
در غربیترین نقطه کشور گرفته تا کودکان ”بجار بازار“ در شرقیترین نقطه ایران، همگی
مهر تأیید را بر بیتوجهی فرادستان به مقوله مدارس و دانشآموزان میزنند و کسی هم
ککش نمیگزد...
-به زودی روزی رسد که مردم غیور ایران اینحاکمان ظالم و ستم کار آخونی را جارو کنند تا مردم و کودکان نفسی بکشند!.
آری : آن روز دیر نیست !!.
اشتراک در:
نظرات (Atom)




