درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

از قرون وسطی تا رنسانس، از ولایت‌فقیه تا آزادی

  12بهمن ۱۳۵۷ - 1 فوریه: بازگشت دیو جماران خمینی، دجال ضدبشر

 12بهمن ۱۳۵۷ - 1 فوریه: بازگشت دیو جمارانخمینی، دجال ضدبشر


روز 12بهمن سال 1357، خمینی دجال پس از 15سال عافیت‌جویی و کناره‌گزینی از میدان مبارزه، با وعده‌ی دادن آزادی و ایفای حقوق مردم، به ایران بازگشت.
  انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران که با فداکاریها و جانبازیهای مجاهدین و مبارزان راه آزادی در سال 57، گستره‌ی وسیع اجتماعی پیدا کرده بود، توسط خمینی، ربوده شد. او برای جلب اعتماد مردم، در حالیکه مطلقا به رأی و نظر مردم اعتقادی نداشت، گفت که وقتی به ایران بیاید دنبال قدرت سیاسی نیست؛ به قم می‌رود و طلبگی خواهد کرد. اما تا پایان عمرش در تهران ماند و به جنایتهای وحشیانه‌یی از جمله قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی دست زد که در تاریخ جهان بی‌سابقه است


او برای جلب اعتماد مردم، در حالیکه مطلقا به رأی و نظر مردم اعتقادی نداشت، گفت که وقتی به ایران بیاید دنبال قدرت سیاسی نیست؛ به قم می‌رود و طلبگی خواهد کرد. 

اما تا پایان عمرش در تهران ماند و به جنایتهای وحشیانه‌یی از جمله قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی دست زد که در تاریخ جهان بی‌سابقه است.

 از قرون وسطی تا رنسانس، از ولایت‌فقیه تا آزادی در هـالـة چند پرسش

در ایران چه می‌گذرد؟ حاکمان کجایند؟ مردم کجایند؟دوره کنونی تاریخ اجتماعی ایران، به کدام دوره از تاریخ اجتماعی جهان شبیه است؟ 

 سیر تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، افق چه آینده‌ای را نمایان می‌کند؟ در درون سلطه مطلق روحانیت چه می‌گذرد؟ هراس واقعی که در جان و روح حاکمیت لانه کرده، از کجا و از چیست؟

 نمایندگان فکری و پیشتازان واقعی و اندیشه‌ورز آزادیخواهی در جامعه کنونی ما از کجا تا به کجا آمده‌اند؟ در سی‌وهشت سال گذشته، حکومت و مردم بر سر چه تضادی هرگز به تفاهم و اتحاد نرسیدند؟

 درد اصلی جامعه معاصر ایران که به سبب آن، مردم از رنجی به رنجی کوچ می‌کنند، چیست؟ دامنه این رنج آسمانگیر و ایران‌گستر را در کدام پهنه از تقسیم‌بندی‌های دوره‌های تاریخی زندگی بشر می‌توان سراغ گرفت؟

 آینده اجتماعی ایران را چه عنصر محتوم و غیرقابل بازگشتی رقم خواهد زد؟ در وجود هر ایرانی، شوق چه نیازی انباشته و نهفته و بالغ گشته است که «از عشق آن هرگز نخسبد جان او» ؟

 مام میهن ما مژده‌بخش چه میلاد خجسته‌ایست؟شنیدن زنگ زمانرنج‌های جامعه ما بالغ گشته‌اند. 

بلوغ هر رنجی، رشد ضریب آگاهی و شناخت کافی نسبت به عناصر و سبب‌سازان رنج‌هاست. از سویی پتانسیل دجالیت‌گرایی، ظرفیت سرکوبگری، توان دیکتاتوری و استعداد جنایت‌گری نظام ولایی، در ایران و در سوریه به کمال و در عین‌حال به بن‌بست خود رسیده است. 

اکنون در جامعه ایران، بلوغ رنج و شناخت مردم و بن‌بست ظرفیت دیکتاتوری مذهبی آخوندها، تمام قامت رودرروی هم ایستاده‌اند. همه شواهد، گویای سرباز کردن تحولی ناگزیر است.


 این رویداد تاریخی ـ انسانی، جنبش بزرگ «رنسانس» در اروپای قرن پانزده و شانزده بود.   

. و در ادامه.............


ادامه مطلب در این لینگ میباشد:‌‌  

http://bit.ly/2kminS




۱۳۹۵ بهمن ۱۱, دوشنبه

کارد به استخوان نظام رسیده و همه چیز ته کشیده است ، بحران بی‌پولی تا آنجایی در رژیم اوج گرفته که الآن گریبان بسیجی‌ها را هم گرفته است.

بحران ورشکتگی اقتصادر در حاکمیت آخوندی ایران
بحران ورشکتگی اقتصادر در حاکمیت آخوندی ایران 


بحران بی‌پولی تا آنجایی در رژیم اوج گرفته که الآن
گریبان بسیجی‌ها را هم گرفته است.
ابعاد این موضوع، در حرفهای سران و رسانه‌های رژیم به خوبی گویاست.
دارو، یک بحران را برای رژیم به وجود آورده است.
فقر هستند.
لنگ هستیم».
شاید این سؤال به ذهن بزند که با توجه به این‌که بعد از برجام، دست‌کم تحریمهای نفتی رژیم برداشته شده است، پس چرا رژیم تا این حد با بحران نداشتن پول روبه‌رو
است؟
در پاسخ باید گفت که درست است که تحریمهای نفتی برداشته شده، اما آنچه که در عمل لغو نشده، موضوع تحریمهای بانکی است که کماکان برقرار است. روز 2آذر،
صالحی در تلویزیون رژیم گفت: 

برای نمونه، آقاجانی معاون وزیر بهداشت رژیم می‌گوید رژیم نتوانسته یک‌سال برای خدمات درمانی پرداختی کند. 

بعد هم توضیح می‌دهد نه تنها یکساله پرستاران و پزشکان از بیمارستانها طلب دارند، بلکه انبوه بدهی‌ها به شرکتهای دارویی و چرخه تامین، تولید و توزیع

یا در رسانه‌های رژیم نوشتند: «اداره کل ورزش و جوانان سیستان و بلوچستان حقوق کارمندان قراردادی طرح عمران دو ماه پرداخت نکرده است». 

یا رزاقی یک کارشناس رژیم می‌گوید 80درصد حقوق‌بگیران زیر خط

 یا معاون امور اقتصادی رژیم می‌گوید با مشکلی روبه‌رو هستیم به نام «ناپایداری». حاجی‌زاده سرکرده هوافضای رژیم هم می‌گوید «در عرصه اقتصادی

«در بحث تحریم، کندیهایی از طرف مقابل مشاهده می‌شود که در ارتباط با عملکرد بانکهای بزرگ است».

 برای همین، رژیم نفت را هم که می‌فروشد، اما پولش در کشورهای دیگر، مثل هند و چین و... گیر می‌کند. خود خامنه‌ای هم دیروز گفت: 

قرارنبود «برجام به وسیله‌ای برای فشار به ما تبدیل شود» اما«برجام رو به وسیله‌ای برای فشار مجدد» به نظام تبدیل کردند....


ادامه مطلب در این لینگ میباشد:http://bit.ly/2kij2nr



۱۳۹۵ بهمن ۹, شنبه

«مرغ آمین» مرغ آمین دردآلودی است کاواره بمانده/ رفته تا آن سوی این بیدادخانه/ بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه/ نوبت روز گشایش را/ در پی چاره بمانده/

شعر مرغ آمین ار شاعر نامی ایران نیما یوشح
شعر مرغ آمین ار شاعر نامی ایران نیما یوشح


    مرغ آمین یکی از غنی‌ترین و زیباترین شعرهای نیماست. هماهنگی شکل با مضمون و معنی، ساختمان منسجم شعر و سرشاری شعور شاعرانه در پیوند عناصر، از وجوه بارز این شعر هستند. نیما مرغ آمین را تحت‌تاثیر روحیه مبارز و استوار دکتر محمدمصدق پیشوای نهضت ملی ایران سرود. با یاد این دو بزرگ تاریخ میهنمان:
«مرغ آمین»
مرغ آمین دردآلودی است کاواره بمانده/
رفته تا آن سوی این بیدادخانه/
بازگشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه/
نوبت روز گشایش را/
در پی چاره بمانده/
می‌شناسد آن نهان بین نهانان ـ گوش پنهان جهان دردمند ما‌ـ/
جور دیده مردمان را./
با صدای هر دم آمین گفتنش آن آشنا پرورد/
می‌دهد پیوندشان در هم./
می‌کند از یأس خسران‌بار آنان کم/
می‌نهد نزدیک با هم آرزوهای نهان را/
بسته در راه گلویش او/
داستان مردمش را./
او نشان از روز بیدار ظفرمندی است/
با نهان تنگنای زندگانی دست دارد… /
و ز پی آن که بگیرد ناله‌های ناله‌پردازان ره در گوش/
از کسان احوال می‌جوید./
چه گذشته‌ست و چه نگذشته است/
سرگذشته‌های خود را هر که با آن محرم هشیار می‌گوید./
داستان از درد می‌رانند مردم/
در خیال استجابتهای روزانی/
مرغ آمین را بدان نامی که او راهست می‌خوانند مردم./
زیر باران نواهایی که می‌گویند:/
ـ «باد رنج ناروای خلق را پایان»./
(و به رنج ناروای خلق هر لحظه می‌افزاید)./
مرغ آمین را زبان با درد مردم می‌گشاید.
بانگ برمی‌دارد:/
ـ «آمین و........
!» / 



۱۳۹۵ بهمن ۸, جمعه

به راستی گروه عیاران چه کسانی بودند ! ، و سغف جنایات خمینی تا کجا بود و هست !!. ،بهمن ۱۳۶۷ – برابر با 28 ژانویه: اعدام 12عضو گروه عیاران یک نمونه دیگر ازجنایت و کشتار سال ۶۷ ولی بنام قاچاقچی اعدام شدند.

سال روز شهادت گروه عیاران مجاهد حلق ، نمونه دیگر از جنایات خمینی جلاد
سال روز شهادت گروه عیاران مجاهد حلق ، نمونه دیگر از جنایات خمینی جلاد

 صفی ‌قلی اشرفی در سال1340 در سرخه حصار کرج به دنیا آمد. پدرش محمد ولی اشرفی «پیر» و رهبر پیروان طریقت اهل حق بود. او از همان آغاز در سرخه حصار کرج در میان مردمی که پیرو طریقت اهل حق بودند به خوشنامی معروف بود.


صفی ‌قلی اشرفی، در جریان انقلاب 1357 در ایران، دانشجوی دانشگاه تهران بود و همان‌جا بود که با سازمان مجاهدین خلق ایران آشنا شد.

 او در جریان انقلاب فعالیت می‌کرد و پس از انقلاب مانع بازپس گرفتن سلاحهایی شد که مردم از پادگانها مصادره کرده بودند.


 پس از آن نیز فعالیت گسترده‌یی در میان اهالی سرخه‌ حصار به هواداری از سازمان مجاهدین خلق ایران و برای معرفی اهداف سازمان انجام داد. صفی قلی جوانان طریقت اهل حق آن منطقه را به کلاسهای آموزش ایدئولوژیک سازمان می‌برد. 


این کلاسها در آن زمان تحت عنوان بحثهای تبیین توسط مسعود رجوی در دانشگاه صنعتی شریف تشکیل می‌شد. توزیع نشریه مجاهد، یکی دیگر از فعالیتهای صفی ‌قلی و یارانش بود. 


او بسیاری از جوانان منطقه سرخه حصار را به هواداری از مجاهدین و علیه دیکتاتوری در حال تنوره کشیدن خمینی ترغیب کرد.


 گسترش فعالیتها و تشکیل گروه عیاران پس از 30خرداد سال 1360، صفی ‌قلی و یارانش ارتباطاتشان با سازمان مجاهدین خلق ایران قطع شد اما آنها به هواداری از مجاهدین و تلاش برای برقراری ارتباط با مجاهدین خلق ایران هم‌چنان ادامه دادند. 


 اعدام صفی ‌قلی اشرفی و یارانشمزدوران رژیم دوباره صفی ‌قلی را به زندان و زیر شکنجه بردند. اما داغ در هم شکستن فرزندان قهرمان مردم سرخه حصار و قلعه حسن خان کرج به دلشان ماند.


 رژیم خمینی در 8بهمن سال 1367، صفی ‌قلی را به اتفاق روح‌الله اشرفیان و احمد زنگی در ملا عام، در زمین چمن سرخه حصار کرج بدار آویخت. در همان روز 9 یار دیگر صفی‌ قلی در زندان حلق‌آویز شدند.


- در تاریخ 10 بهمن1367 رسانه‌های رژیم خمینی گزارش دادند که 12نفر ”قاچاقچی مواد مخدر و سارق مسلح“ بدار آویخته شدند. 


این 12نفر، عیاران یعنی صفی ‌قلی اشرفی و یارانش بودند.

ای مرگ بر خمینی و خامنه ای جلاد!

ادامه این مطلب را در این یوآرال دنبال کنید -  http://bit.ly/2kAmMBb



۱۳۹۵ بهمن ۷, پنجشنبه

فاشيسم ديني حاكم بر ايران سال جديد ميلادي را با اعدامهاي جمعي و بيرحمانه شروع كرده و اعدام دست كم ۵۷ زندانی را كه شمار بالایی از آنان جوان بودند از ابتدای سال ۲۰۱۷ به ثبت رسیده است.

جنايتهای فاشيسم ديني حاكم بر ايران در ۳۸ سال گذشته از قتل عام زندانيان سياسي تا شكنجه و اعدام

جنايتهای فاشيسم ديني حاكم بر ايران در ۳۸ سال گذشته از قتل عام زندانيان سياسي تا شكنجه و اعدام 


رژیم در وحشت از گسترش اعتراضات مردم و چشم انداز، مجدداً‌ دست به اعدامهای جمعی زده است.
بطوریکه در ۲۰ روز اول سال جدید میلادی، ۵۷ اعدام انجام داده است. البته این آمار اعلام شده اعدامهاست و قطعاً تعداد واقعی اعدامها بیش از اینهاست.
فاشيسم ديني حاكم بر ايران سال جديد ميلادي را با اعدامهاي جمعي و بيرحمانه شروع كرده و اعدام دست كم۵۷ زندانی را كه شمار بالایی از آنان جوان بودند از ابتدای سال ۲۰۱۷ به ثبت رسیده است. ۲۰ تن ازآنها در روز شنبه ۲۵ دی در زندانهای گوهردشت و مرکزی کرج، لاکان رشت و دیزل آباد کرمانشاه به دارآویخته شدند.
 چهار زندانی در روز ۲۸ دی در زندان وکیل آباد مشهد اعدام شدند. روز پیش از آن نیز یک زندانی در ملأ عام در میاندواب و دست کم دو زندانی در زندان دستگرد اصفهان اعدام شدند.
در روز ۲۶دی دو جوان ۲۰ و ۲۳ ساله در زندان کرمان به دار آویخته شدند. آرمان بحر آسمانی که درزندان کرمان اعدام شد هنگام دستگیری یک نوجوان ۱۶ساله بود. دو زندانی دیگر در همان روز در زندانمرکزی قزوین اعدام شدند.
اعدام سه زندانی در قزوین و یک زندانی در همدان در روز ۲۳دی، به دار آویختن یک زندانی ۲۱ساله درزندان ساری در روز ۲۲دی از دیگر جنایتهای آخوندها در روزهای اخیر است.
 این اعدامهای وحشیانه را نشانه ضعف رژیم ولایت فقیه در برابر نارضایتی‌های رو به‌گسترش مردم ایران میباشد .
جنايتهای فاشيسم ديني حاكم بر ايران در ۳۸ سال گذشته از قتل عام زندانيان سياسي تا شكنجه و اعدام جمعي زندانيان كه همه روزه در ايران جريان دارد، از مصاديق جنايت عليه بشريت است و بايد مسئولان آن در برابر عدالت قرارگيرند.
 سکوت و بي عملي در قبال جنايت عليه بشريت، در سه دهه گذشته موجب
استمرار و تشديد آن توسط اين رژيم شده است.
 ششم بهمن سه زندانی را در زندان قزلحصار کرج اعدام کردند این سه زندانی طی روزهای گذشته از واحد ۲ این زندان به سلولهای انفرادی منتقل شده بودند٫.
اسامی دو تن از این زندانیان عبارتند از رحمان نوریان ۳۰ ساله؛ و مجید اصغری که مدت ۶ سال در زندان در انتظار اعدام بود.
 دوشنبه 4بهمن شش زندانی را جهت اجرای حکم اعدام به سلول‌های انفرادی این زندان منتقل کرده بودند.
اسامی دو تن از زندانیان عبارتند از: ”رحمان نوریان ”و “مجید عسکری».
زندانی سیاسی هدایت عبدالله پور به اعدام محکوم شد و زندانیان سیاسی حاصل عزیزی / ٢٥ سال حبس،محمد ظاهر فرامرزی / ٢٠ سال حبس، یعقوب باکرم/ ١٥ سال حبس، جلال مسروری / ١٥ سال حبس، کمال مسروری / ١١ سال حبس، و صدیق باکرم / ١٠ سال حبس محکوم شدند.
 چهارشنبه 29دی95 چهار زندانی از جمله یک نوجوان را در زندان مرکزی تبریز بدار آویخت.
اسامی این زندانیان عبارتند از - پرویز صولتی، قربان لطفی، ارتکاب‌کریمی و حسن حسن‌زاده ۱۸ ساله.
حسن حسن‌زاده از بند جوانان بود و در سن پانزده و نیم سالگی به جرم قتل دستگیر و بعد از دو سال و نیم در زندان صبح روز چهارشنبه اعدام شد.
 سکوت و بی‌عملی در قبال جنایت علیه بشریت، در سه دهه گذشته موجب استمرار و اعدام ها شده است .



۱۳۹۵ بهمن ۵, سه‌شنبه

هر روز که از عمر این رژیم مفلوک ایران میگذرد ، نارسایی های اجتماعی فزونی می یابد و اقشار محرم و کارگران ، بیشتر با فقر و بی سرسامانی وآسیب های شغلی دست و پنجه نرم میکند.

فقر و بی سر سامانی و بیکاری در حاکمیت آخوندی ایران یک بیماری محلکی شده است
فقر و بی سر سامانی و بیکاری در حاکمیت آخوندی ایران یک بیماری محلکی شده است



  
هر روز در شهر های مختلف با تجمعات اعتراضی مردم خواهان رسیدگی به وصعیت نا بسامان زندگی هستند ، ولی هیچ گونه رسیدگی به خواسته هایشان نمی شود.

چرا که آنقدر سران حکومت جهل و جنایت وامانده و درمانده شده اند که جز جنگ و دعوا در سراس نظام به کار دیگری پاسخ کو نیستند .

نمونه های زیادی از اعتراضات مردمی :  کشاورزان با برپایی تجمع در مقابل کارخانه قند بیستون، خواستار پرداخت مطالبات عقب‌افتاده و نیز هزینه دسترنج یکی دو ساله خود از سوی رژیم و کارخانه‌های طرف قرارداد آنها در خصوص خرید تضمینی محصولاتشان شدند.  


 جمعی از کارگران کارخانه کاشی اصفهان روز دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ با تجمع در مقابل کارخانه در جاده نجف آباد به پرداخت نشدن حقوق عقب افتاده اعتراض کردند.


کارگران شرکت کننده در این تجمع گفتند مدت شش ماه است که حقوق کامل آنان پرداخت نشده است .  

یش از این در تبریز نیز مأموران رژیم در شهرداری تبریز یک دستفروش را مورد ضرب ‌و شتم قرار داده و او را راهی بیماستان کردند  در جریان این یورش، مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی به کمک مأموران شهرداری در اهواز به دستفروشان حمله کردند.


 مأموران ضمن مصادره میوه‌های دستفروشان چند تن از آنان را بازداشت کردند همچنین نیروهای سرکوب رژیم در تبریز با برچیدن بساط یک لبوفروش در خیابان ولی عصر این شهر خشم و اعتراض مردم این شهر را برانگیختند

نمونه دیگر اینکه مأموران شهرداری اهواز زن 70ساله دستفروشی را با شوکر برقی مورد حمله قرارداده و او را نقش برزمین کردند.


-از این نمونه ها بسیار است که در این متن نمی گنجد!.

 به راستی که :بازی با افکار و جان ملت ایران توسط این آدمخواران رداپوش خبر جدیدی نیست. غارت و زد و بند و عربده کشی های سیاسی  نیز بخشی از وحشانیت این سران رژیم ولایت فقیه  میباشد . 


این بی کفایتی حکومت عمامه داران به همینجا ختم نمی شود.یک قلم   خشک شدن رودها و دریاچه ها، استفاده بی رویه از آبهای زیرزمینی و متعاقب آن نشست زمین در شهرهای مختلف ایران، وضعیت وحشتناک محیط زیست و آسیبهای فراوانی که طی سالیان این حاکمیت شوم بر جنگلها و مراتع ملی ایران و حیات وحش وارد شده است.


ویا  رکود و تعطیلی کارخانه هایی که سالها از برندهای معتبر در ایران بوده اند را به گورخوابی، بیکاری، فقر، اعتیاد و اوضاع نابسامان اقتصادی اضافه کرده است .


جدید ترین جنایت نیز : فروریختن ساختمان پلاسکو، نماد فروپاشی یک رژیم نالایق و نامشروع را روشنتر از هر زمان دیگر کرده است .


واقعیت این است که وقتی قدرت و ”حفظ نظام اصل است، آن‌که در این بین سر بریده می‌شود مردم و منافع آنهاست، مگر اینکه  با یک قیام سراسری این ضحاکان زمان را مردم با همت بلندشان سرنگون کنند و به زباله دان تاریخ بفرستند.  


البته این چشم انداز سرنگونی به عیان دیده مشود چرا که دیگرجان مردم محروم به لبشان رسیده است!.



۱۳۹۵ بهمن ۴, دوشنبه

چرا باید این حکومت بی لیاقت که هست نیست مردم را بر باد فنا داده و برای بقای خودش با جنگ و زندان اعدام و... چرا باید هنوز به حکومت ننگینش ادامه دهد ، به راستی چرا؟!.

آتش سوزی ساختمان پلاسکو نیز یکی دیگر از ابعاد جنایت آخوند ها میباش
آتش سوزی ساختمان پلاسکو نیز یکی دیگر از ابعاد جنایت آخوند ها میباشد


حادثه تأسف‌بار آتش‌سوزی در ساختمان پلاسکو در شرایطی به‌وجود آمد، که پیش از این سازمان آتش‌نشانی نسبت به غیرایمن بودن این ساختمان هشدار داده بود. 

خبرگزاری حکومتی ایسنا می‌نویسد: ”پیش از این عوامل آتش‌نشانی بارها نسبت به وضعیت ایمنی ساختمان پلاسکو اطلاع‌رسانی کرده و هشدار داده بودند  با وجود این‌که در نص صریح قانون اعلام شده دولت موظف به نوسازی بافت ناپایدار و فرسوده شهر تهران و سایر شهرهاست، اما هم‌چنان مردم  شاهد بی‌توجهی‌هایی فاجعه‌بار هستند.


بی شرمی دولت و شورای شهر را ببینید:

در جریان آتش‌سوزی و فروریختن پلاسکو، کسبه و صاحبان مشاغل در این ساختمان تمامی دارایی‌ها و به بیان دقیقتر تمامی هست و نیست خود را از دست دادند، اما شهرداری و بعضا مقامات شورای قلابی شهر تهران مقصر این حادثه را کسبه می‌دانند. !   


حاکمیت منحوس پلید آخوندی سالیان است که شهرهای ایران را در برابر حوادث این چنینی بی‌دفاع گذاشته است، و به‌جای این‌که اموال مردم را صرف آبادی شهرهای ویران ایران بکند، صرف هزینه صدور تروریسم و جنگهای تجاوزکارانه و ضدمیهنی در عراق، سوریه، یمن و... می‌کند.


 بطور قطع حادثه هولناک آتش‌سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو از قبل قابل پیش‌بینی و قابل پیشگیری بود.


 اما در قاموس و سرشت ضدمردمی حاکمیت پلید آخوندی از جمله بنیاد مستضعفان که مالک این ساختمان است، آنچه که مهم نیست جان و مال کسبه این ساختمان است. 

 مقصر حادثه هولناک فروریختن ساختمان پلاسکو، حاکمیت ننگینی است که بعد از گذشت نزدیک به 4 دهه از سرقت انقلاب مردم ایران توسط خمینی دجال، به‌دلیل خوی ضد‌مردمی و ویرانگرانه خود حرث و نسل این ملت و مملکت را در معرض نابودی و انهدام قرارداده است و حادثه ساختمان پلاسکو یکی از محصولات این حاکمیت ننگین است.



۱۳۹۵ دی ۳۰, پنجشنبه

و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون ’به‌زودی ستمگران خواهند دید كه چگونه آنها را درهم می‌كوبیم

لحظات آزادى از زندان از زبان مسعود رجوى  - درگفتگو با ”بوزید كوزا”، مصاحبه‌گر مجله آفریقا آسیا  «...داشتم از لحظات شادی‌آفرین، می‌گفتم: مثلاً لحظه آزادی از زندان. در لحظات آزادی، جمعیت قابل توجهی در اطراف زندان قصر جمع شده بودند. آنها شعار می‌دادند و نام مرا فریاد می‌زدند، من هیچ نمی‌فهمیدم. آخر من‌ كه كسی غیر از یك زندانی سیاسی مثل بقیه زندانیان نبودم. مردم از خود بیخود شده بودند. رئیس زندان وحشت كرده بود.‌از من خواست به پشت ‌بام زندان بروم و با بلندگو به مردم بگویم كه همه زندانیان آزاد خواهند شد. من كه مات مانده بودم به پشت ‌بام رفتم و مردم، سراپای مرا گلباران كردند. من علت این همه تشویق را می‌پرسیدم و فریادها با شكوه‌تر از قبل اوج می‌گرفت:‌”زنده‌باد مجاهدین”. ومن در آن حال فریاد می‌زدم: ”زنده‌باد خلق”. وحشت مردم از این بود كه در گیروداری كه آن‌ روزها وجود ‌داشت، به نحوی ما را از میان ببرند».  پیام مسعود رجوى از قزل قلعه به هموطنانش  مسعود رجوى پس از تیرباران همرزمانش در 30فروردین سال51، از شكنجه‌گاه اوین به قزل‌قلعه منتقل شد و صرفاً در بین راه از طریق یكی از مجاهدان و خبر منعكس شده در روزنامه ها،از اعدام یاران و تبدیل حكم اعدام خود به حبس ابد مطلع گردید. پیام زیر كه توسط مسعود، مخفیانه از قزل‌قلعه به بیرون از زندان فرستاده شد، وسیعاً در همان زمان منتشر گردید.    به‌‌نام خدا هموطنان مبارز، رزمندگان انقلابى، برادران مجاهد  به‌عنوان یك مجاهد ناچیز و به‌اقتضای وظیفه انقلابی و انضباط تشكیلاتی، خود را آماده كرده بودم تا ناچیزترین سرمایه خود، یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ تقدیم كنم، تا پیرو صدیقی برای قهرمانان ملی و رزمندگان بزرگواری باشم كه با جانبازی و نثار خون خود ثابت كرده‌اند كه خلق ما تصمیم قطعی را برای نجات خویش گرفته است. تصمیمی‌كه بر اساس آن، هر خلقی از لحظه‌یی كه مرگ را بر تسلیم مرجح می‌داند، پیروزیش مسلم گشته است. اما منافع دیكتاتوری حاكم، مخصوصاً در خارج از ایران، مرا فعلاً از این سعادت جاویدان محروم كرده است و درمقابل، دشمن، مرا در مظان اتهام سنگینی قرار داده است. اگرچه این موضوع، مرا به‌یاد این پیام آسمانی می‌اندازد كه:  لتسمعن من‌الذین اشركوا اذی كثیرا، یعنی از بت ‌پرستان، آزار و اذیت فراوان خواهید دید. همچنین مضمون این سخن یكی از انقلابیون كه: برای ما چه حزب و ارتش یا فرد هرچه بیشتر در معرض تهمتهای ناروای دشمن قرار گیریم، مسأله این است كه او را بیشتر خشمگین كرده‌ایم.  لیكن آنچه در این لحظات مهم است تجدید عهد با شهدای به‌خون‌خفته خلق است كه در آخرین دم، لبهای تبدارشان را بوسیده و صدای پرطنین قلبشان را كه جز به‌خاطر سعادت و آزادی خلق نتپیده است، شنیده‌ام و متفقاً سوگند خورده‌ایم: تا پیروزی!   ’و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون ’ به‌زودی ستمگران خواهند دید كه چگونه آنها را درهم می‌كوبیم   3اردیبهشت1351- زندان قزل قلعه  مسعود رجوى
سی دی روز آزادی برادر مجاهد برادر مسعود مبارک باد


لحظات آزادى از زندان از زبان مسعود رجوى  - درگفتگو با ”بوزید كوزا”، مصاحبه‌گر مجله آفریقا آسیا
«داشتم از لحظات شادی‌آفرین، می‌گفتم: مثلاً لحظه آزادی از زندان. در لحظات آزادی، جمعیت قابل توجهی در اطراف زندان قصر جمع شده بودند. آنها شعار می‌دادند و نام مرا فریاد می‌زدند، من هیچ نمی‌فهمیدم. آخر من‌ كه كسی غیر از یك زندانی سیاسی مثل بقیه زندانیان نبودم. مردم از خود بیخود شده بودند. رئیس زندان وحشت كرده بود.‌

از من خواست به پشت ‌بام زندان بروم و با بلندگو به مردم بگویم كه همه زندانیان آزاد خواهند شد. من كه مات مانده بودم به پشت ‌بام رفتم و مردم، سراپای مرا گلباران كردند. من علت این همه تشویق را می‌پرسیدم و فریادها با شكوه‌تر از قبل اوج می‌گرفت:‌”زنده‌باد مجاهدین”. ومن در آن حال فریاد می‌زدم: ”زنده‌باد خلق”. وحشت مردم از این بود كه در گیروداری كه آن‌ روزها وجود ‌داشت، به نحوی ما را از میان ببرند».
پیام مسعود رجوى از قزل قلعه به هموطنانش
مسعود رجوى پس از تیرباران همرزمانش در 30فروردین سال51، از شكنجه‌گاه اوین به قزل‌قلعه منتقل شد و صرفاً در بین راه از طریق یكی از مجاهدان و خبر منعكس شده در روزنامه ها،از اعدام یاران و تبدیل حكم اعدام خود به حبس ابد مطلع گردید. پیام زیر كه توسط مسعود، مخفیانه از قزل‌قلعه به بیرون از زندان فرستاده شد، وسیعاً در همان زمان منتشر گردید. 
به‌نام خدا
هموطنان مبارز، رزمندگان انقلابى، برادران مجاهد
هموطنان مبارز، رزمندگان انقلابى، برادران مجاهد
به‌عنوان یك مجاهد ناچیز و به‌اقتضای وظیفه انقلابی و انضباط تشكیلاتی، خود را آماده كرده بودم تا ناچیزترین سرمایه خود، یعنی جانم را به انقلاب این خلق بزرگ تقدیم كنم، تا پیرو صدیقی برای قهرمانان ملی و رزمندگان بزرگواری باشم كه با جانبازی و نثار خون خود ثابت كرده‌اند كه خلق ما تصمیم قطعی را برای نجات خویش گرفته است. 


تصمیمی‌كه بر اساس آن، هر خلقی از لحظه‌یی كه مرگ را بر تسلیم مرجح می‌داند، پیروزیش مسلم گشته است. اما منافع دیكتاتوری حاكم، مخصوصاً در خارج از ایران، مرا فعلاً از این سعادت جاویدان محروم كرده است و درمقابل، دشمن، مرا در مظان اتهام سنگینی قرار داده است. اگرچه این موضوع، مرا به‌یاد این پیام آسمانی می‌اندازد كه: لتسمعن من‌الذین اشركوا اذی كثیرا، یعنی از بت ‌پرستان، آزار و اذیت فراوان خواهید دید.


 همچنین مضمون این سخن یكی از انقلابیون كه: برای ما چه حزب و ارتش یا فرد هرچه بیشتر در معرض تهمتهای ناروای دشمن قرار گیریم، مسأله این است كه او را بیشتر خشمگین كرده‌ایم. لیكن آنچه در این لحظات مهم است تجدید عهد با شهدای به‌خون‌خفته خلق است كه در آخرین دم، لبهای تبدارشان را بوسیده و صدای پرطنین قلبشان را كه جز به‌خاطر سعادت و آزادی خلق نتپیده است، شنیده‌ام و متفقاً سوگند خورده‌ایم: 

تا پیروزی!
’و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلب ینقلبون ’به‌زودی ستمگران خواهند دید كه چگونه آنها را درهم می‌كوبیم 

3اردیبهشت1351- زندان قزل قلعه مسعود رجوى



۱۳۹۵ دی ۲۹, چهارشنبه

خانمها و آقایان! مردم ایران از برجام بهره‌یی نبردند، بر عكس این توافق تنها باعث شد كه جیب ولی فقیه و پاسدارانش پر شود و ماجراجوییهای مرگبار آنها در سوریه و منطقه را تأمین مالی كند.

مریم رجوی در مجلس ملی فرانسه: تحولات خاورمیانه، رویکرد فرانسه و اروپا

مریم رجوی در مجلس ملی فرانسه: تحولات خاورمیانه، رویکرد فرانسه و اروپا


خانم‌ها و آقایان!سال ۲۰۱۷، با نگرانیهای بزرگ برای رژیم آخوندی آغاز شده است. با مرگ رفسنجانی، یكی از دو پایه رژیم فروریخت و رژیم در تمامیت خود به سرنگونی نزدیك‌تر شد. 

رفسنجانی در ۳۸ سال گذشته،‌ نقش تعیین‌کننده‌یی در سركوب و صدور تروریسم و تلاش برای دست‌یابی به بمب اتمی داشت. او همواره نفر شماره ۲رژیم و وزنه تعادل  قدرت در درون رژیم بود.دیکتاتوری مذهبی به این ترتیب، در تمامیتش ضعیف‌تر شد. 

خامنه‌ای و هارترین باندهای رژیم به سمت انقباض بیشتر و صدور افراطی‌گری و تروریسم و پروژه‌های اتمی حركت می‌كنند. حكومت دیکتاتوری مذهبی كه چنین تضعیف شده، امروز از قیام مردم به شدت وحشت دارد به‌خصوص كه نمایش انتخابات ریاست جمهوری در ماه اردیبهشت آینده را در پیش دارد. 

خاطره قیامهای سال ۸۸ باعث ترس حكومت است. اعتراضات مردمی و جنبشهای اجتماعی افزایش می‌یابند. هزاران تظاهرات و جنبش اعتصابی که در سال گذشته به وقوع پیوست، امسال گسترش خواهد یافت. از جمله تظاهرات کارگران، بازنشستگان، معلمین، پرستاران،‌  دانشجویان و خانواده‌های زندانیان سیاسی، تضعیف رژیم ولی فقیه باعث دلگرمی مردم می‌شود، زندانیان سیاسی، بیش از پیش صدای خود را از سلولهایشان به گوش همه می‌رسانند، صداهایی كه به‌طور گسترده به یمن شبكه‌های اجتماعی پژواك می‌یابند. 

خانواده‌های قربانیان به پا می‌خیزند و بابت تمامی جنایات رژیم به‌خصوص قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال۱۳۶۷ حسابرسی می‌كنند. مردم خواهان پایان اعدامها در ایران و همچنین پایان دیكتاتوری هستند. 

به مناسبت تولد كوروش كبیر، بنیانگذار اولین بیانیه حقوق بشر، هزاران تظاهركننده به یک آیندة بدون آخوندهای جنایتکار فراخوان دادند. چند هفته پیش به مناسبت روز دانشجو، تظاهركنندگان خواستار آزادی زندانیان سیاسی شدند.


خانمها و آقایان! مردم ایران از برجام بهره‌یی نبردند، بر عكس این توافق تنها باعث شد كه جیب ولی فقیه و پاسدارانش پر شود و ماجراجوییهای مرگبار آنها در سوریه و منطقه را تأمین مالی كند. 

اتفاقا جهان این را درک کرده است که رژیم آخوندی، سپاه پاسداران  و حزب الله و دیگر مزدران شبه‌نظامی آنها در سوریه، نقششان مبارزه با افراط‌گرایی و داعش نیست ، بلكه هدفشان نجات دیكتاتور دمشق است.

ادامه مطلب را در این لینگ دنبال کنید :http://bit.ly/2jzf60H

سی دیماه روز آزادی شیر پیروز زمان مبارک باد!. مبارزه یعنی در میان جبرها انتخاب کردن و جنگیدن ، موقعیت خود را تصحیح کردن و دوباره جنگیدن و سر انجام پیروزی . ( مسعود رجوی)

سی دیماه روز آزادی برادر مجاهد مسعود رجوی بر همه مبارک باد
سی دیماه روز آزادی برادر مجاهد مسعود رجوی بر همه مبارک باد




 مرد نستوه


چي ميشه منم بتونم پاره ي تن تو باشم


رنج يك هزاره بردوشهر نفس به درد اين خاك


عاشقانه مبتلا شم


اي بزرگ اي مرد نستوه ناجي انديشه ي عشق


اي در اين آشفته بازارپيشه ي تو, پيشه ي عشق


شير شب نورد بيداراي طلايه دار ايثار


بيا اين حسرتُ برداراز دل اين خاك تبدار


بي تو عاشقي ميميره ازغمت بارون مي گيره


با تو اين وطن دوبارهزندگيش سامون مي گيره


اگه تاريخ يه كويره تو صداي پاي آبي


اگه يك سؤال سخته ، تو سهولت جوابي......


http://bit.ly/2k3rJ5h   :لینگ سخنان برادر مجاهد مسعود رجوی: