درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

رژیم جنایتکار ولایت‌فقیه مدتهاست به بهانه‌های مختلف فشار بر زندانیان عادی را بالا برده است. خودزنی عکس‌العمل زندانیان به فشارهای فزاینده‌یی است که به عناوین مختلف توسط دژخیمان خامنه‌ای بر زندانیان اعمال می‌شود.

در ایران تحت حاکمیت آخوندی ، هر روز به نهانه های محتلف فشار را بر زندانان می آورد و شکنجه روح فراوان است
در ایران تحت حاکمیت آخوندی ، هر روز به نهانه های محتلف فشار را بر زندانان می آورد و شکنجه روح فراوان است 


 بنا‌ به گزارشهای دریافتی روز یکشنبه ۸اسفند ماه ۱۳۹۵ زندانیان عادی بند ۴ سالن ۱۱ زندان گوهردشت کرج پس از روزها شکنجه فیزیکی و روانی در اقدامی اعتراضی دست به خودزنی گروهی زدند. 


تعدادی از این زندانیان به علت وخامت حالشان به بهداری زندان منتقل شدند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مأموران امنیتی و رئیس جنایتکار زندان گوهردشت در پاسخ به خواستهای برحق زندانیان، به‌صورت وحشیانه با نیروهای گارد و شکنجه‌گران خود به سالن ۱۱ یورش برده و زندانیان را با باتون مورد ضرب ‌و شتم شدید قرار دادند. 


واقعیت این است که رژیم جنایتکار ولایت‌فقیه مدتهاست به بهانه‌های مختلف فشار بر زندانیان عادی را بالا برده است. خودزنی عکس‌العمل زندانیان به فشارهای فزاینده‌یی است که به عناوین مختلف توسط دژخیمان خامنه‌ای بر زندانیان اعمال می‌شود.

واقعیت این است که رژیم ضدبشری آخوندی برای کنترل و تسلط بر زندانیان عادی که اساساً قربانی فقر و بیکاری از یکطرف و فساد نهادینه در رژیم ولایت از طرف دیگر هستند، با اقدامات جنایتکارانه مختلف که گوشه‌یی از آنها فوقا آمد، آنها را تحت شدیدترین فشارها می‌گذارد تا جایی که آنها برای اعتراض به این اقدامات شنیع دست به خودزنی می‌زنند. 


اما به‌رغم همه اینها، همین اقداماتی که انجام داده‌اند بیانگر شکست رژیم حتی در زمینی است (زندانها) که کاملاً تحت هژمونی حاکمیتش می‌باشد و این بیانگر ناتوانی رژیم در امر سرکوب است.



به واقع مردم ایران از این همه ظلم و جنایت دیگر نفس شان به حلقومشان رسیده و این حکومت ضد بشری را نمی خواهند و نیازمند یک تغییر و دمکراسی میباشند.




۱۳۹۵ اسفند ۹, دوشنبه

رشد فزاینده اعتراضات بحق مردم شهرهای میهن

حرکتهای اعتراضی در میهنمان ایران

حرکتهای اعتراضی در میهنمان ایران

 طی یک هفته گذشته هم شاهد حرکتهای اعتراضی در میهنمان ایران بودیم تجمع اعتراضی مالباختگان موسسه کاسپین  روز سه‌شنبه سوم اسفند دو تجمع گسترده در جلوی مجلس ارتجاع برگزار شد که یکی مربوط به بازنشستگان پرستاران و پیشکسوتان پزشکی و دیگری مربوط به بازنشستگان معلم بود، که بیش از 1000نفر در این تجمع‌ها شرکت داشتند، ضمن این‌که بعد از شروع تجمع بازنشستگان، سایر اقشار هم در آن شرکت کردند. 


بازنشستگان دراین تجمع پلاکاردهایی حمل می‌کردند که روی آنها نوشته شده بود:

زندگی حق مسلم ماستمعلم، کارگر، پرستار بازنشسته، اتحاد، اتحادآنها خواهان اضافه شدن حقوق و مزایا بودند زیرا بعد از بازنشستگی در فشار و مضیقه بسیاری قرار می‌گیرند. تجمع بازنشسته‌ها مدتهاست که برگزار می‌شود.


 همچنین شنبه 7اسفند صدهاتن از خانواده‌های زندانیان زیر اعدام و هموطنانی که مخالف این مجازات ضدانسانی هستند، در مقابل مجلس ارتجاع تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواهان لغو حکم اعدام شدند. 


نکته مهم این اعتراض این بود که اولاً خانواده‌ها از چند استان تجمع کرده بودند، از تهران، چهارمحال و بختیاری، آذربایجان غربی، خوزستان، اصفهان و برخی از شهرها مثل مشکین‌شهر، البرز و قشم. آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «اعدام مساوی فروپاشی خانواده“.....



به راستی که درمان درد مردم ایران جز سرنگونی این حاکمام فاسد و مفسد میباشد؟!.

مردم بجان آمده ایران هر روزشان در اعتراضات و حق خواهی سپری میشود
مردم بجان آمده ایران هر روزشان در اعتراضات و حق خواهی سپری میشود




جدالهای حکومتی و وعده‌های سرخرمن دولت آخوند روحانی در حالیست که وضعیت بحرانی در استان خوزستان هم‌چنان ادامه دارد. از بعدازظهر پنجشنبه بار دیگر گردو غبار زندگی مردم را مختل کرد. قطعی آب و برق هم‌چنان ادامه دارد یک عضو مجلس رژیم از ایذه اعتراف کرد: مردم استان خوزستان در یک مرگ خاموش در حال از بین رفتن هستند. مردم در خوزستان جلوی بیمارستانها صف کشیده‌اند.


بر اساس اخبار دریافتی در روز پنجشنبه ۲۸‌بهمن عوامل اطلاعاتی و لباس شخصی‌ها به تجمع صدها تن که در حمایت از مردم خوزستان در میدان ونك تهران حاضر شده بودند به طرز وحشیانه‌یی حمله کرده و آن‌ها را به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و چهار زن را بازداشت کردند. تظاهرکنندگان که اغلب آن‌ها را زنان و دختران تشکیل می‌دادند پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن‌ها نوشته بود: «سكوت بس است»، « خوزستان تنها نیست»، «خوزستان آب ندارد، خوزستان هوا ندارد»، «خوزستان در حال مرگ را دریابید».


واقعیت در حاکمیت آخوندی این است که به موازات سوء مدیریت در شهرداری ها و دوایر حکومتی که با بی عملی و بی تفاوتی متولیان رژیم نسبت به جان میلیون ها ایرانی همراه است، اکنون بسیاری از شهرهای میهن امان بشدت آسیب پذیر شده اند.


در حالیکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته، موضوع پیشگیری از حوادث همواره از اولویت دولت ها بوده و در این زمینه ساختارهای علمی، مالی و تخصصی لازم از سال ها قبل از بروز هر حادثه پی ریزی می شوند، در ایران تحت حاکمیت آخوندی، موضوع کاملا برعکس بوده، بطوریکه نخست باید حادثه ای رخ دهد تا کارگزاران فاسد رژیم از خواب غلفت بیدار شده و دست به تشکیل «ستاد های بحران» بزنند! امری که میلیون ها مردم بیدفاع و محروم در خوزستان، کرمان، بوشهر و بخش هایی از ایلام و کردستان طی هفته های گذشته شاهد آن بوده اند.


به راستی که درمان درد مردم ایران جز سرنگونی این حاکمام فاسد و مفسد میباشد؟!.
آری: زمان تغییر در ایران فرارسیده و مردم ایران خواهان یک ایران آزاد و دمکراسی و برابری هستند .



۱۳۹۵ اسفند ۶, جمعه

شریعت و قوانینش برای بشریت آمدهیا بشریت برای شریعت و قوانین آن؟آیا بشر خلق شده تا با خونش، درخت شریعت را آبیاری کرده، تکامل بخشد؟یا شریعت آمده تا ضامن تکامل بشر گردد؟حقیقت کدام است؟

در حکومت جنایت کار ایران روزانه چندین اعدام انجام میشود

در حکومت جنایت کار ایران روزانه چندین اعدام انجام میشود



***روزی روزگاریدر سال‌های آغازین دهه چهل، محمد حنیف‌نژاد که آن هنگام افسر وظیفه‌ای در پادگان توپخانه اصفهان بود در جمع همقطارانش که چنین سوالی مطرح کرده بودند، گفت: دین برای بشر آمده و نه برعکس!


نیم قرن پس از گذشت آن روزها،
آن سؤال و این جواب، کماکان تازه‌ترین مسأله مردم ایران است!

سوال و جوابی که به‌راحتی، نقاب از چهره دینفروشان حاکم بر می‌گیرد:آخوندهایی که دین و احکام شریعت را هم‌چون عذابی الهی؟! وسیله ارعاب مردم کرده‌اند.

 *** 

 روزی نیست که خبر یکی دو سه اعدام از گوشه و کنار ایران به گوش نرسد“. اعدام“ که واژه‌اینامانوس و ظاهراً یک مجازات قانونی برای برخی جرایم ویژه بود، اینک سال‌هاست که به یکی از آشنا ترین کلمات در زبان فارسی تبدیل شده. صبح که برای رفتن به اداره یا مدرسه یا مزرعه حرکت می‌کنی هیچ تضمینی وجود ندارد جلوی منزل یا سر خیابان یا وسط میدان محله‌ با صحنه حلق‌آویز یک انسان روبه‌رو نشوید. 

صحنه اعدام اینک یکی از عادی‌ترین ”نمایش‌های خیابانی“ در جامعه ایران است! نمایشی شوم که در برابر دیدگان گشاده کودکان انجام می‌شود. قربانی را ”تمام‌کش“ می‌کند و تماشاگران را ”نیم‌کش“ !
آن همه مرغان چو بیدل ماندندهمچو مرغ نیم بسمل ماندند.به نظر می‌رسد رژیم از قانون و به‌ویژه از مجازات اعدام، استفاده نامتعارفی می‌کند.

 از همین‌رو ضروری است نگاهی به سابقه تاریخی اعدام به‌عنوان ”نوعی“ مجازات قانونی شود….

ادامه مطلب اصلی در این اینگ میباشد:
http://bit.ly/2mevfLn


۱۳۹۵ اسفند ۴, چهارشنبه

رژیم غرقه در بحرانهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، در برابر یک جامعه عمیقا ناراضی و ملتهب قرار گرفته است که روزانه در آن دهها حرکت اعتراضی توسط اقشار مختلف صورت می‌گیرد.

اعتراضات اقشار مردم ایران از سر فقر و بیکاری و بحدان معیشتی
اعتراضات اقشار مردم ایران از سر فقر و بیکاری و بحدان معیشتی


این حرکات در اعتراض به فقر و خانه خرابی از یک سو، و از سوی دیگر در اعتراض به فساد و چپاولی است که در نتیجه آن، حاکمیت پلید ولایت‌فقیه، مردم را به روزسیاه نشانده است.


 هم اکنون دانشجویان، معلمان، کسبه، مالباختگان،کارگران، دستفروشان و خانواده‌های کشته شدگان جنگ ضدمیهنی خمینی، در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و ستم رژیم منحوس آخوندی در شهرهای مختلف در حال اعتراض و خروش هستند.
 اوضاع فلاکت‌بار معیشتی مردم به حدی است که پرسنل نیروی انتظامی نیز که جزو ویژه خوران حاکمیت آخوندی هستند، به‌دلیل به تعویق افتادن حقوق‌شان دست به اعتراض زده‌اند. 


پرسنل نیروهای هوایی پایگاه چهارم شکاری در دزفول نیز به‌دلیل چپاول اموالشان توسط ایادی دزد رژیم دست به اعتراض زده‌اند. استمرار حضور پرخشم هزاران تن از اقشار مختلف در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و ستم رژیم آخوندی، نشان‌دهنده این است که در این رژیم فاصله‌ها برداشته شده و عموم مردم ایران به زیر خط فقر رانده شده‌اند.


 ضمنا این وضعیت بیانگر این نیز هست که مردمعاصی و به جان آمده از حاکمیت ننگین آخوندی، طی 38سال گذشته که فقر و خانه خرابی را به‌طور روزمره با گوشت و پوستشان لمس کرده‌اند، به این قطعیت و یقین رسیده‌اند که در حاکمیت آخوندی هیچ‌گونه تغییری در وضعیت معیشتی آنان به‌وجود نمی‌آید، و رژیم نیز چنین ظرفیتی ندارد که به خواستهای مختلف آنان پاسخ دهد، بنابراین رسیدن نارضایتی‌های مردم به نقطه انفجاری امری ناگزیر و قطعی است. 


واقعیتی که سردمداران رژیم نیز نسبت به آن ابراز نگرانی می‌کنند.واقعیت این است که این تجمعهای اعتراضی بیانگر جامعه‌یی به جان آمده و ملتهب است، که با فریب، نیرنگ و گفتار درمانیهای از جنس آخوند روحانی، دیگر نمی‌توان آنها را آرام کرد. چنان‌چه آمار رو به افزایش این تجمع‌ها چه در کیفیت و چه در کمیت و گسترده‌گی، بیانگر چشم‌انداز بالا گرفتن هرچه بیشتر این اعتراضات در آینده است.




۱۳۹۵ اسفند ۳, سه‌شنبه

نامی ستایش‌انگیز و مجاهدی از جنس فولادی آبدیده و پروازی به سوی دیاری دیگر!.

 نامی ستایش‌انگیز و مجاهدی از جنس فولادی آبدیده و پروازی به سوی دیاری دیگر!.

به یاد مجاهد کبیرمحمد علی جابر زاده


«گرچه راهیست پراز بیم زما تا بردوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
در تکاپوی زندگی و مبارزه همواره برای مرگ آماده‌ایم
اما سخت‌ترین لحظات وداع با یارانی است که بی‌جایگزین‌اند. منحصر بفرد اند. 

و این بار مجاهد والامقام، انسان بزرگ و ستودنی برادر بسیار عزیزم قاسم.
برخی انسانها آن‌قدر در زندگیمان تاثیر‌گذارند که نمی‌خواهیم هیچوقت از دستشان بدهیم یا رفتنشان را باور کنیم

.
مرگهایی اینچنین تکاندهنده و تاثیرگذار نشانه است از یک زندگی پربار، پر ارزش و آرمانی.نهایتا و فقط هر فرد در اوج ارزشهای انسانی و مجاهدی‌اش تکثیر می‌شود و در ذهنها و قلبها جاودانه می‌ماند.
شکوفایی، سرشاری و استقامت برادر قاسم در دوران بیماری خلق الساعه نبود. بلکه حاصل همه زندگی مبارزاتی‌اش بود که با ایمان طی شده بود و در این ابتلا بارز 

می‌شد.
وجود و شخصیت او همیشه برایم در ایمان راسخ به برادر مسعود و یقین محکم به خواهر مریم تفسیر می‌شد.تغییر موقعیت جغرافیایی، تغییر موقعیت سازمانی، تغییر مسئولیت، بیماری، هیچ چیزی ارزشهای انقلابی او را کمرنگ نمی‌کرد. همیشه برادر 

قاسم بود.
جدیت در مسئولیت و انقلابی بودن، در عین‌حال شوخ طبعی و صفا و محبت او همیشه مرا جذب می‌کرد.از لحظه‌ای که خبر درگذشت او را شنیدم، اشکهایم در فراق این مجاهد نستوه همراه هست با لبخند از بسیار خاطرات و لحظات شادیبخش با او...




۱۳۹۵ بهمن ۳۰, شنبه

38 سال حاکمیت آخوندها از دیدگاه مردم در شبکه اجتماعی توئیتر: انقلاب اسلامی یا انقلاب اختلاسی ، آزادی یا سرکوب و حجاب اجباری ...؟!

حاکمیت ۳۸ساله آخوندها در ترازوی قضاوت

حاکمیت ۳۸ساله آخوندها در ترازوی قضاوت


 سپاه پاسداران یکی از اصلی‌ترین اهرمهای سرکوب زنان و دختران ایرانی در خیابانها  ایران هستند. 


 بی حجاب و با حجاب در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی می‌کردند با آمدن حجاب اجباری همه زنان را به بربریت کشاندند.


 38سال بعد از سرقت انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران توسط دزد بزرگ قرن، خمینی دجال و ضدبشر، شبکه‌های اجتماعی مردمی (توئیتر) تحت عنوان کارنامه سیاه 38ساله رژیم آخوندها، نفرت و بیزاری عمیق مردم ایران را از تمام دسته‌بندیهای رژیم آخوندی با انتشار تصاویری به گویاترین زبان بیان کرده‌اند.


-فقر و گرسنگی: سیاستهای ضدمردمی آخوندهای حاکم در بیش از سه دهه گذشته با نابود کردن طبقه متوسط ایران عملاً جامعه را به دو قطب کاملاً مجزا یعنی اکثریت بسیار کم‌درآمد و اقلیت ثروتمند تقسیم کرده است آن‌گونه که اکثریت مردم ایران زیر خط فقرند و امکان تهیه یک وعده غذایی ندارند. بنا‌ به اعتراف علی‌اکبر سیاری معاون وزرات بهداشت آخوند روحانی «در حال حاضر ۳۰درصد مردم کشور گرسنه‌اند و نان خوردن ندارند».


 ـ فساد مالی، مانند سرطان، همهُ اندام جامعه را فراگرفته است؛ میزان این فسادها چنان کلان و نجومی است که قابل تصور نیست و بزرگ‌ترین غارتگریها و فسادهای مالی در تاریخ بشر محسوب می‌شوند. در رأس هرم این فساد شخص خامنه‌ای قرار دارد که ٩٥ میلیارد دلار سرمایه در اختیار دارد.


- اعتیاد: از جمله ننگین‌ترین بخش کارنامه سیاه حاکمیت ضدبشری آخوندهای دین‌فروش در میهن اشغال شده گسترش سرسام‌آور مواد مخدر خصوصاً در میان زنان و دانش‌آموزان کشور می‌باشد. رسانه‌های رژیم به‌نقل از کارشناسان و کارگزاران رژیم برآورد نموده‌اند که حداقل 8 میلیون از هموطنان مبتلا به این درد خانمانسوز می‌باشند.


-خودکشی و خود سوزی: ایران تحت حاکمیت آخوندها در زمینه خودکشی زنان، رتبه اول در خاورمیانه و رتبه سوم را در جهان به خود اختصاص داده است. در نتیجه سیاستهای خانمان برانداز رژیم آخوندی خودکشی همچنین در میان دانش‌آموزان یعنی قشری که در سنین آرزو و امید هستند ریشه دوانده است.


ادامه این مطلی را در این لینگ دنبال کنید :
http://bit.ly/2m8M9qE



۱۳۹۵ بهمن ۲۹, جمعه

مریم رجوی: مردم ایران از لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران استقبال می‌كنند

سخنان مریم رجوی در کنفرانس تحت لیست تروریستی سپاه پاسداران ایران
سخنان مریم رجوی در کنفرانس تحت لیست تروریستی سپاه پاسداران ایران


اطلاعات جدیدی كه برای اولین‌بار امروز صبح درمورد سپاه پاسداران افشا شد، ممكن است بر اقدام دولت ترامپ برای لیست‌گذاری این گروه (سپاه پاسداران) به‌عنوان یك سازمان تروریستی تاثیر بگذارد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تقریباً در تمامی جنبه‌های زندگی مردم ایران دخالت دارد و مسئول برنامه موشكی كشور است. اطلاعات بیشتر در این زمینه را اریك شاون خبرنگار ارشد فاكس نیوز گزارش می‌كند:
اریك شاون: ایران تحت تحریم‌های آمریكا قرار دارد. درصدر لیست كشورهای حامی تروریسم است و به‌زودی ممكن است گام‌های بیشتری علیه (رژیم) تهران برداشته شود.


همان‌طور كه گفتید دولت ترامپ درنظر دارد كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را به‌عنوان یك سازمان تروریستی خارجی لیست‌گذاری كند. این درحالی است كه بزرگترین گروه اپوزیسیون ایران كمپ‌های آموزشی را در ایران افشا كرده است كه تروریست‌های جدید را آموزش می‌دهند.


این گزارش كه از طرف شورای ملی مقاومت ایران منتشر شده مدعی است كه سپاه پاسداران كمپ‌هایی را برای جنگجویان خارجی اداره می‌كند. اپوزیسیون می‌گوید سپاه پاسداران در تلاش برای گسترش نفوذ و تهدید ایران، به نیروها آموزش تاكتیك‌های تروریستی ازجنگ شهری تا آموزش‌های موشكی می‌دهد...

http://bit.ly/2le5qHX  ادامه مطلب در این لینگ میباشد



۱۳۹۵ بهمن ۲۸, پنجشنبه

کلام تاریخی از خسرو گلسرخی : ‌من برای جانم چانه نمی‌زنم، چرا که فرزند خلقی مبارز و دلاور هستم‌ و در ادامه این فریاد تاریخی، آزادگی خود را به اوج رساند و بانگ برداشت:

در گرامی داشت سالروز گلسرخی
در گرامی داشت سالروز گلسرخی 


‌زندگی مولاحسین نمودار زندگی کنونی ماست که جان‌برکف برای خلقهای محروم میهن خود در این دادگاه محاکمه می‌شویم.‌ او در اقلیت بود و یزید، ‌بارگاه، ‌قشون، ‌حکومت و قدرت داشت. ‌او ایستاد و شهید شد.

 ‌هرچند یزید گوشه‌یی از تاریخ را اشغال کرد. ولی آنچه خلقها تکرار کردند و می‌کنند راه مولا حسین است.


و به‌راستی هم که آنچه تداوم یافت را ه مبارزه تا آخرین نفس بود که نهایتاً‌ به سرنگونی رژیم ضدخلقی شاه منجر گردید.

     تن تو کوه دماوند است

با غرورش تا عرش

دشنه‌ی دژخیمان نتواند

ماری افتد از پشت

تن تو دنیای از چشم است

تن تو جنگل بیداریهاست

هم‌چنان پا برجا

که قیامت

ندارد قدرت

خواب را خاک کن در چشمت

تن تو آن حرف نایاب است

کز زبان یعقوب

پسر جنگل عیاریها

در مصاف نان و تیغه‌ی شمشیر

میان سبز

خیمه می‌بست برای شفق فردا

هاتن تو یک شهر شمع آجین

که گل زخمش

نه که شادی بخش دست آن همسایه

که برای پسرش جشنی برپا دارد

گل زخم توویران گر این شادیهاست

تن تو سلسله‌ی البرز است

اولین برف سال

بر دو کوه پلکت

خواب یک رود ویران گر را می‌بیند

در بهار هر سال

دشنه‌ی دژخیمان نتواند هرگزکاری افتد 

از پشت

تن تودنیایی از چشم است

خسرو گلسرخی



۱۳۹۵ بهمن ۲۷, چهارشنبه

به راستی که مردم ایران وجهان باید از این افشاگریهای شورای ملی مقاومت قدردانی کنند که نسبت به جنایات حکومت آخوندهای جنایتکار ، به همه هوشیاری میدهد. جا دارد که آمریکا این سپاه ضد مردمی را در لیست تروریستی قرار دهد و جلوی ترویسم بین المللی را بگیرد.


کنفرانس مطبوعاتی دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت در آمریکا:

کنفرانس مطبوعاتی دفتر نمایندگی شورای ملی مقاومت در آمریکا:


افشای مراکز آموزشی نیروی تروریستی قدس در خدمت جنگ‌افروزی و صدور تروریسم حکومت آخوندی توجه شمارا به این افشاگری جلب میکنم:


علیرضا جعفرزاده معاون نمایندگی شورا در این کنفرانس گفت: 

بنا‌ به گزارشهای دقیق از درون رژیم، نیروی تروریستی قدس برای افزایش دخالتهایش در کشورهای منطقه، از جمله در سوریه، عراق، یمن، بحرین و افغانستان، یک معاونت بزرگ به‌منظور آموزش به مزدوران خارجی خود ایجاد کرده که زیر نظر شخص خامنه‌ای است.


  وی افزود: بنا‌ به این گزارشها که از منابع مختلف شبکه سازمان مجاهدین و مشخصاً از درون سپاه و به‌ویژه نیروی قدس، طی چندین ماه گردآوری شده، این معاونت دارای دهها مرکز در نقاط مختلف ایران است.


 در این کنفرانس، جزییاتی از مراکز فعالیتمعاونت آموزشی نیروی تروریستی قدس، از جمله برای اعزام مزدوران اجیرشده به کشورهای مختلف، سازماندهی و فرماندهی آن و آموزش‌های تروریستی که این ارگان به‌پیش می‌برد، افشا و خاطرنشان شد که علاوه بر نیروی تروریستی قدس، سایر نیروهای سپاه خامنه‌ای نیز درگیر دخالتهای رژیم در کشورهای منطقه هستند
.



۱۳۹۵ بهمن ۲۵, دوشنبه

اگر سپاه پاسداران در ليست تروريستي قرار بگيرد ، براستي که بهترين کمک به مردم ايران تحت ستم آخوندي ميباشد !.


تمام شکنجه و اعدام زندانيان را در ایران همين مزدوران سپاه انجام ميدهند.

تمام شکنجه و اعدام زندانيان را در ایران همين مزدوران سپاه انجام ميدهند.



چرا که کارنامه سپاه پاسداران جز جنايت و دوزدي و غارت و چپاول سرمايه هاي مردم ايران نبوده و نيست .

تمام قاچاق سلاح ، قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و کودکان ، زنان  در کارنامه سپاه پاسداران ثبت است .


  ، تمام اذيت و آزار کسبه ، تمام جمع آوري  سيني ماهواره مردمتمام شکنجه و اعدام زندانيان را در ایران همين مزدوران سپاه انجام ميدهند.


کشتار مردم سويريه ، در بدري و بيخانماني مردم بيگناه سوريه توسط  قاسمي پاسدار تورريسم انجام شده و يک پرونده سياه از جنايت اين تروريسم چه در سوريه و چه در عراق و... دارد.


همين مزدوران سپاه به نام امربمعروف در خيابانه و خانه هاي مردم انجام ميدهند و زنان ايران دلي پرجون از اين مزدوزان کافر سپاه پاسداران دارند که ميشود از اين همه جنايات که تي ?? سال آفربدند نوشت.


بنا بر اين چقدر لازم و ضروري است که اين ارگان ضد بشري در ليست تروريستي قرار بکيرد و شاخش بشکند .


ما مردم ايران از تمامي دولت ها ميخواهيم که با وحدت  اين جانيان را در ليست قرار دهند و جلوي سدور تروريسم درا در منطقه و همه جهان بگيرند.

تغییر نظام ملاها ضروری است .
به راستي که با اين کار کمک بزدگي به بشريت خواهد شد. 



۱۳۹۵ بهمن ۲۲, جمعه

خلاء تاریخی رهبری، مسأله اساسی و محوری انقلاب 1357 ـ مسعود ر جوی 22بهمن 1364

 در سالروز انقلاب ضدسلطنتی، یاد پیشتازان، راهگشایان و شهیدان آن انقلاب گرامی باد

در سالروز انقلاب ضدسلطنتی، یاد پیشتازان، راهگشایان و شهیدان آن انقلاب گرامی باد


در سالروز انقلاب ضدسلطنتی، یاد پیشتازان، راهگشایان و شهیدان آن انقلاب گرامی باد ... راستی که روزهای قیام چه روزهای پر شور و غروری بود. در همه جا همیاری و
همکاری مردمی، با فرهنگی بس انگیزاننده و متعالی، در همه جا وحدت و یکپارچگی و همدلی و هماوایی. 

آری، ایران سراسر لبریز از امید و اعتماد شده بود...
اما افسوس، صد افسوس که مسأله اساسی و محوری، یعنی «مسأله رهبری» حل ناشده بود.


خودجوشی عظیم و بسیار ضروری مردمی، به‌خاطر کمبود سطح آگاهی توده‌یی - که خود معلول استبداد نیم قرنی پهلوی بود- به سازمان‌یافتگی بالغ نگردیده بود.

یک سازمان انقلابی و مردمی هم که به‌لحاظ تاریخی و اجتماعی شانس پیشرفت و پیروزی در جامعه ایران داشت - یعنی سازمان مجاهدین خلق ایران- از این پیشتر به دست مشتی فرصت‌طلب چپ‌نما، به سود شاه و جانشین خلفش خمینی، متلاشی شده و هنوز بازسازی نشده بود.

 از این‌رو، مرزهای بین انقلاب و ضدانقلاب، به‌هیچ‌وجه روشن و تعمیق شده، نبود. چون درعین این‌که عامه مردم می‌دانستند چه چیز را نمی‌خواهند و چه کسی باید سرنگون گردد، اما همگان دقیقاً نمی‌دانستند که چه چیز را می‌خواهند و چه جانشینی با کدام ماهیت و خصوصیاتی بایستی بر سر کار بیاید.
چنین بود که دزد بزرگ قرن- خمینی دجال- از راه رسید و با استفاده از خلأ تاریخی رهبری، به قافله انقلاب زد. 

میوه‌چینان و اوباش نوفل‌لوشاتو نیز در التزام «نعلین» بودند و در برابر رهبرینا حق و هژمونی ارتجاعی امامشان، کاسه‌لیسانه سر تعظیم فرود می‌آوردند. اسناد و کتب و
مدارک موثق و مستند حاکی از این است که بند و بستهای نو استعماری قویاً در جریان بوده، تا حتی‌المقدور زیرساختهای اقتصادی- اجتماعی دوران شاه، کمتر دست بخورد...


لینگ سخنان آقای مسعود رجوی در دانشکاه تهران 

http://bit.ly/2l0MsX5


۱۳۹۵ بهمن ۲۱, پنجشنبه

اي آمده از آنسوي ادراك پديده- روشنتر از آيينه و خورشيد و سپيده

اي آمده از آنسوي ادراك پديده- روشنتر از آيينه و خورشيد و سپيده

چهره مسعود رجوی ، روشنتر از آیینه 


 روشنتر از آيينهاي 

آمده از آنسوي ادراك پديده-

روشنتر از آيينه و خورشيد و سپيده

اي سرو كمر بسته به آزادي انسان

آزاده در اين باغ كسي چون تو نديده

اي وارث پيراهن گلگون شهيدان

اي حرمت خونهاي در اين راه چكيده

نام تو شهابي است كه بر ظلمت شبها

تصوير دگر بارهاي از صبح كشيده

تا بار امانت به سر انجام رساند

تقدير، تو را تجربه كردهست و گزيده


لینگ سخنان آقای مسعود رجوی -http://bit.ly/2kqWgXh


۱۳۹۵ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

در مورد حجت زمانی که در هنگام شهادت 31ساله بود. وی اهل هفت‌چشمه‌ی ایلام و معلم مدرسه بود بیشتر بدانیم : الَّذینَ هَاجَروا وَأخرجوا من دیارهم وَأوذوا فی سَبیلی وَقَاتَلوا وَقتلوا لأکَفّرَنَّ عَنهم سَیّئَاتهم وَلأدخلَنَّهم جَنَّاتٍ تَجری من تَحتهَا الأَنهَار ثَوَاباً من عنداللّه وَاللّه عندَه حسن‌الثَّوَاب آل‌عمران 95

به مناسبت سالگرد شهادت مجاهد خلق حجت زمانی
به مناسبت سالگرد شهادت مجاهد خلق حجت زمانی


آنان که هجرت کردند یا رانده شدند از سرزمینشان و آزار دیدند در راه من، کشتند و کشته شدند، جایگاهشان بهشتهایی است که واردشان خواهند شد. پاداشی از جانب خداوند، و بهترین پاداش، نزد خداست.


مجاهد شهید حجت زمانی 31سال پیش در هفت‌چشمه‌ی ایلام به‌دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به‌پایان برد و با پایان دوره دانشسرای تربیت‌معلم، مدتی به‌شغل معلمی در مدارس ایلام پرداخت. 

حجت، همزمان با وقوع عملیات فروغ جاویدان در حالی‌که 14ساله بود با نام سازمان مجاهدین آشنا شد. در همان سال، دو عامل باعث نزدیک‌ترشدن حجت نوجوان به مجاهدین شد. 

عامل اول، پیوستن برادر بزرگترش پهلوان‌خزعل زمانی بود که در همین سال به مجاهدین پیوست و عامل دیگر، اعدام یکی از خویشاوندانش توسط پاسداران رژیم، که او را بیشتر به جنایتهای رژیم و حقانیت مبارزات مجاهدین آگاه نمود.


 تلاشهای حجت از سنین نوجوانی و مشخصاً از 15‌سالگی آغاز شد، خلال این سالها او مطالعه کتابهای مجاهدین را آغاز کرد و همراه با گوش‌دادن به صدای مجاهد از مواضع سازمان در زمینه‌های مختلف آگاه گردید. 

مجاهد شهید حجت زمانی در سنین نوجوانی عزم خود را بر ادامه راه مجاهدین جزم کرد و از 17سالگی در تکاپوی پیوستن به ‌مجاهدین بود. تا سرانجام در سال۱۳۷۶، دوران جدید زند‌گیش را با وصل به سازمان مجاهدین و زندگی مبارزاتی آغاز کرد. 

عمل انقلابی را توأم با دانش مبارزاتی در راه پیشبرد اهداف مجاهدین علیه رژیم ضدبشری به‌کار گرفت و به‌زودی به‌ عنصری کارآمد تبدیل شد.
 در همان زمان طی نامه‌یی نوشته بود:
 احساس کردم اولین جوانه‌ها از عشقی وافر به رهبری در درونم سر برمی‌آورد، این عشق، راهگشا و حلال بسیاری از مسائلی بود که فکر می‌کردم هرگز قادر به حل آن نخواهم بود. با درک جدیدی که به‌دست آورده‌ام، می‌فهمم که خیلی از آنچه که بن‌بست می‌پنداشتم، ساخته‌های ذهنی‌ام بود.


اما حرفها و نوشته‌های حجت قهرمان تنها برخاسته از شور و شعار نبود، به‌زودی، او با ابتلائات و آزمونهای صعب و سنگینی مواجه گردید. در دی‌ماه78 برادرش پهلوان‌خزعل قهرمان، در هفت‌چشمه در مقابل تهاجم پاسداران، پس از مقاومتی جانانه به شهادت می‌رسد. ازدست‌دادن یک برادر مجاهد، عزم او را صیقل می‌زند. در سال بعد او در ابتلائات بیشتری به آزمایش کشیده می‌شود. دومین مجاهد از خانواده زمانی، برادر دیگرش فلاح نیز در مصاف با دژخیمان آخوندی شهید می‌شود.

 و سرانجام آزمون اصلی به حجت روی می‌نماید. در تیرماه‌ ، حجت به‌هنگام تردد در میدان ونک تهران مورد شناسایی قرار گرفت و به‌اسارت پاسداران جنایتکار رژیم آخوندی درآمد. بلافاصله دوران بازجویی و شکنجه‌های فوق‌طاقت علیه او در اوین آغاز شد. 

حجت با مقاومتی در خور یک مجاهد، دژخیمان آخوندها را به عجز واداشت. به‌طوری‌که مدت بازجویی او به‌طور غیرعادی، چهارسال به‌درازا کشید. طی این مدت، دژخیمان در زندانهای مختلف، هر رذالتی را به‌کار گرفتند تا زیر انواع شکنجه‌های جسمی و روحی، در عزم مجاهدوار او خللی وارد آورند.


 سرانجام، سلسله‌یی از تهدیدها علیه حجت آغاز شد و در تیر۱۳۸۳ حجت قهرمان را در یک محاکمه فرمایشی به ‌چهار بار اعدام محکوم کردند.  او را از بند زندانیان سیاسی به‌بند مجرمان عادی منتقل ساختند تا در میان معتادان، قاتلان و زندانیان دارای بیماری مسری، مقاومتش را درهم بشکنند. 

اما حجت با اعلام اعتصاب‌غذا در زندان، امواج سیاسی کوبنده‌یی در سطح داخلی و بین‌المللی علیه رژیم به‌پا کرد. ماههای پاییز و زمستان سال83، دوران طولانی اعتصاب غذای قهرمانانه مجاهد قهرمان، حجت زمانی بود که با گذشت هرماه، تعداد بیشتری از زندانیان سیاسی به‌آن می‌پیوستند.

 آخوندها حجت را مسبب شکل‌گیری مقاومت زندانیان تشخیص داده و آخوند محسنی اژه‌ای، وزیر جنایتکار اطلاعات به‌همراه شخص دیگری به نام نبی راجی تحت عنوان شعبه دیوان کشور، حکم اعدام او را تأیید کرد. 

حکمی که نقطه کمال زندگی مبارزاتی حجت بود. او با سرفرازی مجاهدیش درحالی‌که دادگاه و کل حاکمیت پوسیده و فاسد آخوندی را به زیر سؤال می‌برد حکم اعدام را به‌سخره گرفت و با شهامت در زیر حکم نوشت: اعتراضی ندارم! بار دیگر همچون 30هزارزندانی مجاهد و مبارزقتل‌عام شده تأکید کرد که که هیچ بیم و باکی از سرنوشتی که در راه رهایی مردمش پذیرفته است ندارد.