درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ آبان ۲۰, پنجشنبه

اين صداي ارتشي بزرگ ، تند بادي از شراره هاست ، كوچه كوچه هاي اين وطن ، بيشه ي پلنگ واره هاست....#FreeIran

مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم ملا های جنایت کار می باشند
مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم ملا های جنایت کار می باشند

اراده كرده ام

اراده كرده ام كه سرنگون كنم تو را

ز خاك مهر و روشني برون كنم تو را

اراده كرده ام ز خاطرات سرخ ياس

ز پارك ها ز خانه ها ز مدرسه, كلاس

زكوچه ها ز راه هاي تنگ و ناشناس

اراده كرده ام كه سرنگون كنم تو را

به دوزخي مخوف رهنمون كنم تو را

ز خاك مهر و روشني برون كنم تو را

چه سال ها ز باغ ما جوانه كشته اي

ستاره هاي شهر را شبانه كشته اي

چقدر از تبار ما ترانه كشته اي

قسم به داغ لاله غرق خون كنم تو را

اراده كرده ام كه سرنگون كنم تو را

ز خاك مهر و روشني برون كنم تو را

اين صداي ارتشي بزرگ

تند بادي از شراره هاستدر شبانه هاي بي حضور

روشناي صبح چاره هاست

هر گذر به نام يك شهيدهر يكان پر از ستاره هاست

كوچه كوچه هاي اين وطن

بيشه ي پلنگ واره هاست

من از كنام شيرهاي آريائي ام

بترس از شرار قلب استوائي ام .  

۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه

برملا شدن #اختلاس ۳۷۰میلیارد تومانی ، اختلاس پشت اختلاس های نجومی از یک طرف در سران #حکومت بدون حسابرسی ، اما سهم مردم #ایران زندان، #اعدام و کور کردن دو چشم #زندانی برای جرم های کوچک عجب# قانونی!!!!!.

در یک حکم جنایت کارانه هولناک دو چشم یک زندانی را در ایران کور کردند
در یک حکم جنایت کارانه هولناک دو چشم یک زندانی را در ایران کور کردند

بحران دستبرد از صندوق‌هایمختلف کشور و آخرین آن از صندوق ذخیره فرهنگیان که قرار بود روزی روزگاری پشتوانه‌ای برای «فصل زمستان» بیش از یک‌ میلیون فرهنگی کشور باشد، به‌یقین نه اولین از نوع خود و نه آخرین آن در این رژیم سراسر فساد و مافیایی است.

 در این رابطه نیز باید با هرچه نزدیک ترشدن موعد نمایش انتخابات در درون رژیم آخوندی منتظر افشاگری‌های بیشتری درزمینهٔ های اقتصادی، تولیدی، بانکی، مالی، زمین‌خواری، دریا و بیابان خواری و هزاران فساد دیگر از سوی متولیان حکومتی باشیم.


ابعاد این دزدی‌ها به حدی است که خبرگزاری حکومتی دانشجو (۱۶ آبان ۱۳۹۵) با اشاره به میزان چپاول اموال فرهنگیان که معاون آخوند روحانی از آن به‌عنوان «دستگاه اقتصادی» نام برده است، نوشت: 

«طبق آمار، تعداد معلّمان و کارکنان آموزش‌وپرورش تقریباً یک‌میلیون نفر است که اگر مبلغ اختلاس صندوق ذخیره‌ی فرهنگیان را بر آن تقسیم کنیم، به عدد هشت میلیون می‌رسیم. 

این به آن معناست که از هر معلّم مبلغ هشت میلیون تومان دزدیده شده است! در شرایطی که تیم اقتصادی دولت با دو دست بر سر خود می‌کوبید و به‌زعم خودشان برای پرداخت یارانه‌ها عزا می‌گرفت، یکی از دوستان تیم راستگویان، از جیب هر معلّم فداکار هشت میلیون تومن پول بر می‌داشت!».

به راستی که این حکومت جهل و جنایت به زودی باید سرنگون شود ، و این چنین خواهد شد!.

۱۳۹۵ آبان ۱۸, سه‌شنبه

با #جنبش داد خواهی فریادی برای به #دادگاه کشاندن قاتلان این #جنایت بزرگ: قتـل‌عام زندانيان #سياسى در سال67،در #ایران ، يك# نسل‌كشى شقاوت‌آميـز!.

به یاری جنبش دادخواهی قتل عام سی هزار جوانان ایران به پا خیزیم
به یاری جنبش دادخواهی قتل عام سی هزار جوانان ایران به پا خیزیم 

از قتل‌عام زندانیانسیاسی ایران، در اواسط تابستان67، به‌عنوان بزرگترین جنایت ضدبشری بعد از جنگ جهانی دوم یاد می‌شود. 

جنایتی که تمام جناحهای این رژیم در آن شریک و سهیم‌اند؛ بارانی از خون که خمینی تمام رژیمش را با آن غسل تعمید داد.


 بنا بر توصیه خمینی، مقامهای رژیمش از میرحسین موسوی نخست‌وزیر رژیم در آن دوران تا ولایتی وزیرخارجه‌اش، در برابر اعتراضهای بین‌المللی برضد شکنجه و اعدام در زندانها پاسخ می‌دادند که «در ایران زندانی سیاسی نداریم». 

خمینی به آنها گفته بود مجاهدین و سایر زندانیان سیاسی را تروریست بنامند و هرگز درباره وجود «زندانی سیاسی» با هیچ طرف سیاسی و حقوقی در جهان گفتگو نکنند.


 زیرا «زندانی سیاسی» پدیده‌ و نامی است که وجودش و گفتگو درباره آن مشروعیت و آینده هر نظام سیاسی را سایه ‌به سایه و قدم به ‌قدم به زیر سؤال می‌کشد. 

آنها با وجود جاودان‌شان ما را در برابر این واقعیت دوگانه به‌سر دوراهی انتخابی شگفت می‌آورند و اندیشه ما را به آزمون می‌کشند. 

آنها یک فاجعه ضدانسانی را، با گوهر بی‌همتای «انتخاب آزاد» خود به یک حماسه بزرگ و باشکوه انسانی و سرمایه هر ایرانی تبدیل کردند تا الگوی هر ایرانی باشد که از این پس به نام «آزادی اندیشه» و «انتخاب آزاد» سخن بگوید.


 هر انسان شریفی در برابر شکوه این قهرمانی خاموش با شوق و افتخار تعظیم می‌کند.

۱۳۹۵ آبان ۱۷, دوشنبه

هر روز خبرهای جدیدی از #اختلاسهای میلیاردی و #حقوق‌های نجومی سران و کارگزاران# آخوندها، برملا می‌گردد ، نتایج این دزدی ها ، فقر و بدبختی برای مردم نجیب# ایران !.

رتبه جهانی ۱۲۰ برای «کسب و کار» در ایران

  رتبه جهانی ۱۲۰ برای «کسب و کار» در ایران

واقعیت این است که سر تا پای رژیم در این فساد غرق است. وقتی به‌نوشته خبرگزاری رویتر در سال 92 دارایی خامنه‌ای و بیتش چیزی در حدود 95میلیارد دلار است، طبیعی است که تحصیل‌کردگان ایران، آن هم در سازمانی با اهمیت مخابرات، این چنین با فقر و نداری دست و پنجه نرم کنند..

رتبه جهانی ۱۲۰ برای «کسب و کار» در ایراندر ادامه بحران شدید اقتصادی که اکنون به فلج شدن چرخ های تولیدی و صنعتی در کشور انجامیده است، بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد: 

«ایران از لحاظ شرایط لازم برای تسهیل فعالیت اقتصادی در میان ۱۹۰ کشور، به رده ۱۲۰» سقوط کرده است.  ترجمان این جملات به معنای سقوط دو پله ای محیط کسب و کار در حاکمیت ولی فقیه نسبت به سال گذشته است. کسب و کار در ساده ترین تعریف به معنای «به فعالیت در آوردن پول و تجارتی که از آن پول حاصل شود، گفته می‌شود. فعالیت‌هایی مانند تولید و خرید کالاها، سرمایه گذاری و خدمات با هدف فروش آنها را به منظور کسب سود».


یا نمونه دیگر از فقر و بدبختی مردم محروم در  تهرانحاشیه نشینی اسم لوکس و محترمانه غارنشینی، چادرنشینی، زاغه نشینی، کپرنشینی و در حاکمیت ولایت‌فقیه جهنم نشینی است.

نخستین بار اصطلاح حاشیه نشینی توسط رابرت پارک؛ جامعه شناس آمریکایی به کار برده شد. او در مقاله‌یی با عنوان «مهاجرت بشر و انسان حاشیه نشین» می‌نویسد:


«حاشیه نشینان کسانی هستند که از لحاظ فرهنگی انسانی دورگه بوده و در زندگی فرهنگی دو جمعیت متمایز قرار گرفته و زندگی می‌کنند و با هر دو گروه نیز شریک هستند. این افراد مایل نیستند از گذشته خود بگویند و هنوز همه ابعاد جامعه میزبان خود را نیز نپذیرفته‌اند».

آری محصول و ثمره شجره خبیث ولایت در طول 38سال حاکمیت چیزی نیست جز زندگی در حاشیه و کارتن خوابی، فروش اندام و فرزند و فروش جان برای هزینه درمان و تهیه قرصی نان برای کودکان و هزاران مصیبت و بلا و آسیب‌های اجتماعی... و برای درمان این بلا و سرطان اجتماعی و سیاسی هیچ چاره‌یی جز جراحی و درآوردن غده چرکین ولایت نیست. 

زخمی که بعد از 38سال سرباز کرده و سلسله‌یی از عفونتهای اجتماعی و اقتصادی و اخلاقی آن بیرون زده و آماده جراحی است.

براستی که درمان و نجات مردم ایران از این ام الفساد حکومت  فقط سرنگونی این حکومت میباشد !. 



۱۳۹۵ آبان ۱۴, جمعه

جایگاه کودکان و دانش‌آموزان# ایرانی در نظام #ولایت‌فقیه باید سری هم به خیابانهای شهر و #مدارس در روستا های #کشور بزنید .

وضعیت وخیم کودکان کار در ایران تحت ستم آخوندی
وضعیت وخیم کودکان کار در ایران تحت ستم آخوندی

در خیابان کودکانکار با جثه‌های کوچک و اندام ضعیف و استخوانی، روزها به جای درس و مدرسه و تحصیل به کارهای سخت و طاقت‌فرسا مشغولند و شبها به جای آغوش گرم خانواده در سوز و سرمای زمستان در کارتن می‌خوابند و بسیاری دیگر نانشان را در منابع زباله و پیاده‌روها می‌جویند.

 بی‌تردید مسئول و پاسخگوی اول این ناهنجاری و جنایت، نه شهرداری و بنیاد مسکن و یا دوست ناباب و خانواده و... 

که شخص ولی‌فقیه و نظام مرگ آفرین ولایتی است.
 در همین ایام کودکان بی‌پناه سوری هدف بمباران و کشتارهای فجیع رژیم آخوندی قرار دارند. آری! ولایت خون‌خوار و نظام مرگ سالار خمینی و خامنه‌ای هیچ مرزی در کشتار نمی‌شناسد.

 در همین ایام، روز دانش‌آموز!، کودکان و دانش‌آموزان بی‌گناه سوری فوج فوج زیر وحشیانه‌ترین بمبارانها و بشکه‌های انفجاری مثله می‌شوند تا نظام سرکوب در سوریه باقی بماند و رژیم ولایت جایش را و پایش را در منطقه محکم کند.
 یک آموزگار دردمند کرد که در بلوچستان به دانش‌آموزان درس می‌دهد، طی نامه‌یی خطاب به مسئولان کشور می‌نویسد:
اینجا نه غزه است و نه عراق و نه سوریه
نه جنگی صورت گرفته است و نه انفجارهای انتحاری باعث مرگ دانش‌آموزان و معلمان می‌شود. اینجا سیستان وبلوچستان است و در و دیوارهای مدارس، وظیفه داعش را برعهده گرفته‌اند و یکی پس از دیگری جان دانش‌آموزان و معلمان را می‌گیرند. و ما هم‌چنان در فکر تجهیزات پیشرفته نظامی برای دفاع از این مردم و این آب و خاک هستیم!


 از کودکان شین آباد در غربی‌ترین نقطه کشور گرفته تا کودکان ”بجار بازار“ در شرقی‌ترین نقطه ایران، همگی مهر تأیید را بر بی‌توجهی فرادستان به مقوله مدارس و دانش‌آموزان می‌زنند و کسی هم ککش نمی‌گزد...

-به زودی روزی رسد که مردم غیور ایران اینحاکمان ظالم و ستم کار آخونی را جارو کنند تا مردم و کودکان نفسی بکشند!.

آری : آن روز دیر نیست !!. 

۱۳۹۵ آبان ۱۳, پنجشنبه

روز ۱۳ آبان سال ۱۳۵۷ #جنایت که توسط #شاه رخ داد و در سینه# تاریخ جاندانه شد. این نوشته از خاطرات یک #مجاهد مبارز در صحنه میباشد.

 دانشگاه! خاطراتت را به‌یاد آور! دانشجویانت را به‌یاد آور! استادانت را.
 دانشگاه! خاطراتت را به‌یاد آور! دانشجویانت را به‌یاد آور! استادانت را. 
اول دفترچه خاطراتتاریخ را ورق میزنم.
 در امتداد روزهای شهریورکه روزهای خونینی بود، و در امتداد مهر که روزهای اعتصاب بود، صحنه خیابانها از درگاه خانه‌ها تا آسفالت خیابانها، تا آن‌جا که کشیده می‌شود به کلاسهای درس مدارس، و راهروهای دانشکده‌ها، و زمین چمن دانشگاه تهران ، همه جا یک زمین بود و یک زمینه، زمینه بروز آگاهی خلق و فرزندانش. 

طواف خشم بود به گرد برج آگاهی! و هیچ‌کس، شاید هیچ‌کس به‌سر کار و شغل خود نمی‌رفت. 

چرا که نوری در دیدگان می‌درخشید. چرا که چشم مردم روشن شده بود. روشن به روی مجاهدان و مبارزانی که در زندانها و سیاهچالها به‌سر برده بودند و حالا، خروش انقلاب، دیکتاتور را وادار کرده بود که در سلولها را بگشاید.


 روز 4آبان، شاه مجبور شد در برابر خروش مداوم و میلیونی «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» به آزادی 1126زندانی سیاسی تن بدهد.


 پدر طالقانی، پدر واقعی انقلاب و روح راستین آرمانهای انقلاب ضدسلطنتی هم یکی از این زندانیان بود. پیر درد کشیده‌یی که از چهل سال پیش بخش عظیمی از عمرش را در زندانها طی کرده بود. و حالا آزادیش، شوق دلها را به اوج رساند. 

همه چیز برای همبستگی فراهم بود و آگاهی در همه جا می‌خروشید به‌خصوص در میان آگاهان و بیداران مراکز علمی: استادان!
 6آبان: تحصن بزرگ هیأت علمی دانشگاه به‌مدت یک هفته به‌نام «هفته همبستگی ملی» نامیده‌ شد. اهدافش عبارت بودند از: 

لغو حکومت نظامی، آزادی همه زندانیان سیاسی، مجازات مسببان کشتارها، انحلال گارد دانشگاه و بازگشت تمامی دانشجویان و استادان اخراج‌شده.


 به این ترتیب، دانشگاه که کم‌کم سنگر بزرگ خلق شده بود، می‌رفت تا با خروشهایش برای آزادی، نام تاریخی خود را تثبیت کند و سنگر آزادی شود.


 آخر از روز اول هم دانشگاه گهواره انقلابیون بود. زیرا مهد آگاهی بود. اولین پیشتازان و بناکنندگان بنای انقلاب و آزادی، از این خانه برخاسته بودند: 

برای ادامه به لینگ ضمیمه مراجعه شود.

https://www.mojahedin.org/events/4403/

۱۳۹۵ آبان ۱۲, چهارشنبه

به یاری جنبش دادخواهی بپاخیزیم : درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد ، نهال دشمنی بر کن رنج بی شما آرد. #1988Massacre#Iran#FreeIran

برای جنبش دار خواهی باید بپاخیزیم و در ایران حکومت ظلم و جنایت را سرنگون کنیم
برای جنبش دار خواهی باید بپاخیزیم و در ایران حکومت ظلم و جنایت را سرنگون کنیم 

وقتی زنده‌گی انسان تهدید می شود، و زورمندان حق او را می ربایند، او به قانون و مجریان قانون پناه می برد و به دادخواهی بر می خیزد و نظام باید او را به داد برساند؛ اما پیوسته چنین نیست که مجریان قانون دادخواه را به داد برسانند؛ برای آن که در درازی تاریخ دستگاه های حاکمه بیشتر پاسدارا جایگاه زورمندان در حفظ حکومت جهل و جنایت بوده است پناه بردن انسان به درگاه خداوند خود گونۀ دیگری از داد خواهی است. 

انسان آن گاه که در رسیدن به حق خود نا امید نمی شود ، و با ایستادگی در برابر بی عدالتی  برظالم می تازند ومجریان قانون را به دادخواهی و اجرای قانون فرا میخواند خداوند و مردم از او حمایت می کنند،و آن‌گاه به خداوند پناه می برد از خداوند می خواهد تا  او را در این مسیریاری برساند.

 باور مندی انسان به عدالت خداوندی و روز باز پرس بزرگترین روزنۀ امیدی است که انسان در روشنایی آن توانسته است تا پیوسته کوله بار سنگین دشواری‌های زنده‌گی را بردوش کشد و به امید روز باز پرس و عدالت خداوندی شکیبایی پیشه کند.


به گفتۀ فردوسیستا‌نندۀ داد آن کس خداست

که نتواند از پادشاه داد خواست

هیچ تردیدی نخواهد بود که بگوییم تمام حرکت های انقلابی و تحول طلبانۀ انسان‌ها در درازای تاریخ گونه یی از دادخواهی گروهی مردم بوده است؛ اما با اتکاه به شیوه‌های مردمی . 

قیام سپارتاکوس در آن سوی سده های دوریک قیام دادخواهانه است، برای آن که نمی خواهد در یک مبارزۀ خونین  کشته شود و یا هم او بردۀ دیگری را بکشد، تا دیگران بخندند و از جان دادن آن ها لذت ببرند.


داد خواهی راه رسیدن به داد است، برای آن که باهم زیستن و بهتر زیستن و در صلح و دوستی زیستن، بدون داد و داد گستری  نه پایه یی دارد ونه هم ریشه‌یی . 

منازعه ها وجنگ ها همه از خط بی عدالتی بر می خیزند. بی عدالتی که از میانه بر خیزد، دیگر چیزی برای انسان و منازعه باقی نمی ماند. 

حافظ ما را به نشاندن نهال دوستی رهنمایی می کند تا :

زنده‌گی ما همیشه چنان بهاران سبز و خرم باشد.


درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی بر کن رنج بی شما آرد.

و به قول خانم  مریم رجوی

میتوان و باید حق مظلوم را از ظالم گرفت و آزادی و رهایی از استبداد دینی آخوندهای مرتجع بنیاد گرا رهایی یافت !.