درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ فروردین ۲۱, شنبه

در این حکومت قرون وسطایی با دولتی مفلوک باید گفت : هر روز دریغ از دیروز!..

بحران بیکاری - در #ایران تحت #حاکمیت آخوند ها هر روز رو به فزونی میگردد
بحران بیکاری - در #ایران تحت #حاکمیت آخوند ها هر روز رو به فزونی میگردد
موج اخراج و بیکاری کارگران شاغلبه گزارش دریافتی تقریبا روزانه اخبار اخراج و بیکاری کارگران از شغلهای خود به گوش می‌رسد.

 طبعاً این افراد به خیل جمعیت بیکاران کشور افزوده می‌شوند.

به‌عنوان مثال ظرف روزهای اخیر، در مشهد 1200تن از کارگران سه واحد تولیدی نساجی از کار بیکار شدند، این در حالی است که این واحدهای تولیدی 40سال سابقه فعالیت داشته‌اند.
تاثیرات بیکاری بر جامعه ایرانروزنامه اعتماد رژیم طی گزارشی اذعان می‌کند که:
«حالا دیگر باید پذیرفت که کشور روی گسل بیکاری قرار دارد.

 تاثیر وضع نامناسب بازار کار در افزایش چشمگیر آسیب‌های اجتماعی انعکاس یافته است و تقریباً همگان، از مسئولان تا مردم، نگرانی‌هایی در این رابطه دارند. مشکلاتی هم‌چون بیکاری در کشورهای مختلف وجود دارد اما این مشکل در کشورهایی مانند ایران که با دوران نسبتاً طولانی رکود اقتصادی مواجه گردیده، به شکل بزرگ‌تر و نگران‌کننده‌تری بروز کرده است».
  با خواندن گوشه کوچکی از واقعیتها می‌توان فهمید، تا این حکومت غارتگر در مسند قدرت است هیچ امیدی به بهبود وضعیت اقتصادی و گشایش در زمینه کنترل بیکاری نیست.
تنها راهحل همه مشکلات سرنگونی این نظام جهل و جنایت میباشد !.


۱۳۹۵ فروردین ۲۰, جمعه

کاوه‌های اعماق

کودکان کار در حاکمیت  آخوندی در ایران
کودکان کار در حاکمیت  آخوندی در ایران 

در شهر بی‌ خیابان می‌بالند

در شبکه مو رگی پس ‌کوچه و بن‌بست،
آغشته دود کوره و قاچاق و
زرد زخم

قاب رنگین در جیب و تیر و کمان در دست،

بچه‌های اعماق

بچه‌های اعماق

باتلاق تقدیر بی ‌ترحم در پیش و

دشنام پدران خسته در پشت،
نفرین مادران بی‌حوصله در گوش و

هیچ از امید و فردا در مشت،
بچه‌های اعماق

بچه‌های اعماق

بر جنگل بی‌ بهار می‌شکفند

بر درختان بی‌ریشه میوه می‌آورند،
بچه‌های اعماق

بچه‌های اعماق

با حنجره خونین می‌خوانند و از پا درآمدند

درفشی بلند به‌ کف دارند

کاوه‌های اعماق

کاوه‌های اعماق

یک ضرب‌المثل انگلیسی میگه: اگر نمی‌تونی گاز بگیری، حداقل دندون‌هات رو نشون بده....

جنگ گرگها در رأس نظام حکومت #ایران
جنگ گرگها در رأس نظام حکومت #ایران 

این حکایت دو باند مافیایی نظام آخوندی، یعنی باند علی خامنه‌ای و باند رفسنجانیه که یکی در میون دندونهاشون رو به هم نشون میدن اما قدرت گاز گرفتن همدیگه رو ندارن. به‌خصوص که این روزها، بعد از خوردن زهربرجام و بعد از رمال‌بازی آخوندی در انتخابات، بیشتر دندونهای کرم خورده و پوسیده ولی‌فقیه، ریخته و دیگه نای و قدرت گاز گرفتن هم نداره. وقتی هم قیافه می‌گیره که می‌خواد گاز بگیره، چند تا دندون باقی مونده رو اینطوری نشون میده:
علی خامنه‌ای، ولی‌فقیه پوشالی رژیم: «… این‌که بعضیها بیایند بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، فردای موشک نیست، اگر این حرف، از روی ناآگاهی گفته شده باشد، ناآگاهی است، اما اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است…». (تلویزیون رژیم- 11فروردین 95) اما آیا رفسنجانی و باندش جا میزنن و کوتاه میان؟ یا نه، هوای عظما رو خیلی پس‌تر از این حرفها می‌بینن و بیشتر دندون نشون میدن:
آخوند رفسنجانی: «… مسئولان نظام در همه‌ سطوح باید قدر این مردم را بدانند… طی سالهای اخیر، مردم دو بار نشان دادند که چه می‌خواهند…». (سایت حکومتی بهار- 15فروردین 95) رفسنجانی روباه اهل حیله و مکر است و دندانهای پوسیده ولی‌فقیه را خوب بلد است که بشمارد. او یقینابه این امر اشراف دارد که عظمای درهم‌شکسته ولایت، فرتوت‌تر از آن است که بتواند او را از رینگ خارج و حذف کند. از آنسو ولی‌فقیه نیز ترس بسیاری از خیل عظیم ارتش بیکاران دارد و در وحشت از جرقه انبار باروت خشم مردم به‌جان آمده به‌سر می‌برد. اصلاً به‌خاطر همین ترس از خروش و غرش و قیام بود که زهر خورد و به باند رفسنجانی در انتخابات تن داد. اگر‌چه خود رفسنجانی هم از همین کابوس به خود می‌لرزد. اما در پس همه اینها درخشش یک واقعیت هر روز بیشتر تابان و فروزان می‌شود: ترس و کابوس هر دو باند از قیام مردم و فرزندان مجاهدش، جنگ هژمونی گرگها را در سراشیبی هرچه تندتر قرار می‌دهد و طرفین را به مرحله تعیین‌تکلیف نزدیکتر می‌کند.

۱۳۹۵ فروردین ۱۹, پنجشنبه

با گرامی داشت ۱۹ فروردین ۹۰ و با یاد ۳۶ مجاهد گلگون در خاک حسین سرور شهیدان !. «روی یک برگ طلایی از کتاب وطن و تاریخش، بنویس که در آنجا شهری دیدم، آجرش یکرنگی، جامه‌هایش یک‌رنگ، ساکنانش همگی چشمه‌هایی بی‌تاب، چشمه‌های بی‌تاب، چشمه‌هایی بی‌تاب»

 گرامی داشته شهادت ۳۶ مجاهد خلق به دست جنایت کاران در اشرف
 گرامی داشته شهادت ۳۶ مجاهد خلق به دست جنایت کاران در اشرف

 ما نه آن شیریم کز ما جان برد خصم وطن!
یا ز پنجه ما تواند بر پرد خصم وطن

 مرغ دریاییم و با امواج توفان کرده خو

کی بط از امواج سهماگین بگرداندست رو

 این بود آغاز پایان تو ای دژخیم دون

سرنگونی سرنگونی سرنگونی سرنگون

هرکدام از این ۳۶ شهید چون نسیم صبا که بر هر گوشه جهان پیام ماندگاری و درس پایداری دادند !.

بر آخرین دیدار در طلوع خونین صبح نوزدهمفرودین! بیکرانگی، پرواز آزادگی است و نهایت آمال مجاهدانی که بر عهد و پیمانهاشان استوار ایستادند. تا به آخراشرف، تنها پایگاه دیروز و امروز مجاهدان نبوده و نیست، کانون استراتژی یک نبرد بود که با باور و عشق، برای آزادی و برابری یک ملت و بر ضد یک رژیم فاشیست مذهبی مبارزه کرد و می‌کند.

 یک دیکتاتوری که بر عوامفریبی تکیه دارد.

هر یک ازآنان شهابهای همیشه روشنی هستند که بر پیکرمفلوک رژیم جنایت کار، آتش افکندند.و راه و رسمشان ادامه دارد تا سرنگوین این حکومت پلید آخوندی !.

۱۳۹۵ فروردین ۱۸, چهارشنبه

بیکاری ، مشکلات و فقر و هزاران درد و بدبختی مردم و بخصوص جوانان ، کابوس مرگ نظام ولایت میباشد !...

بیکاری و فقر بدبختی در #ایران ناقوس مرگ ولایت میباشد#

بیکاری و فقر بدبختی در #ایران ناقوس مرگ ولایت میباشد#



مدتهاست که موضوع جوانان تبدیل به یکی از دغدغه‌های نظام شده، اما چرا؟!
برای پاسخ به این سؤال خوب است به اظهارات آخوند جوادی آملی توجه کنیم.

این آخوند جنایتکار در دیدار با استاندار و شهردار قم روز 14فروردین 95 اعتراف کرده که تمامی مشکلات جوانان به بی‌عرضگیها و اختلاسهای کارگزاران رژیم بر می‌گردد.

توجه کنید: ”ما اگر کمی عرضه داشته باشیم و اختلاس نداشته باشیم، در نتیجه کار تولید می‌شود و مشکلاتی از قبیل گرانی، طلاق، اعتیاد و وجود هشت میلیون بیکار در کشور نخواهیم داشت... این تعداد بیکار که تافته‌های جدا بافته نیستند و هر کدام عضو یک خانواده هستند و هر خانواده‌ای سه چهار نفر هستند، پس ما هر روز بیش از ۲۵ میلیون ناراضی در خانه‌ها داریم ”.
ارتش میلیونی بیکاران با احتساب خانواده‌های آنها بسا قدرتمندتر از آن هستند که آخوندها بتوانند در برابرشان کاری از پیش ببرند.

رژیم هم از همین ارتش میلیونی در هراس است که به‌ویژه پس از زهر خوران و نمایش انتخابات در حال مطالبه حقوق خود هستند. وجود چنین ارتشی است که نظام ولایت را به کابوسی وحشتناک دچار کرده، کابوسی که به اعتراف خود خامنه‌ای خواب را از چشمانش ربودهآری :اراده همین خلق جوان این رژیم مفلوک جنایت کار را از تخت صدارت به زیر خواهد کشید و حکومت پلید آخوندی را سرنگون خواهد کرد ، به این نکته ایمان داشته باشید!.


جنگ قدرت در سران #نظام ولی فقیه مرتجع #ایران
جنگ قدرت در سران #نظام ولی فقیه مرتجع #ایران 

 نقش پاسداران و حوزه آخوندی در جنگ قدرتهر روز که از خائن نامیدن هاشمی رفسنجانی توسط علی خامنه‌ای می‌گذرد، شاهد به صحنه آمدن شمار بیشتری از مهره‌های باند خامنه‌ای به‌ویژه پاسداران هستیم.
 آخوند صادق لاریجانی، رئیس قوۀ قضاییه رژیم: «زیر سؤال بردن دستاوردهای موشکی ایران خیانت است و دادستانهای سراسر کشور با هر سخنی که در جهت تضعیف یا تخریب دستاوردهای نظامی، امنیتی و موشکی ایران ایراد شود برخورد می‌کنند».
 پاسدار رمضان شریف سرکرده روابط عمومی سپاه: «دشمن می‌خواهد با دامن زدن به مسائل هسته‌یی و موشکی، یک دوقطبی ایجاد کند؛ اما باید بدانید که سیستم دفاعی و موشکی کشور یک مسأله ملی است و نباید با مسائل سیاسی داخلی گره بخورد» (خبرگزاری حکومتی میزان ـ 15فروردین 95).
 پاسدار احمد وحیدی سرکرده سابق نیروی تروریستی قدس: «هیچ کس نباید در قدرت دفاعی کشور تردید ایجاد کند» (فارس، خبرگزاری سپاه پاسداران ـ 15فروردین 95).
 به صف شدن سرکردگان سپاه و مهره‌های دست‌نشانده خامنه‌ای علیه‌ هاشمی که بی‌سابقه‌ترین نمود جنگ قدرت در رژیم است، نشان می‌دهد که این جنگ، اکنون به بدنه نظام کشیده شده است. اما برخلاف انتظار، همه سردمداران و سرکردگان رژیم به صحنه نیامده و پشت سر علی خامنه‌ای قرار نگرفتند و به‌طور عمده فقط پاسداران، مهره‌های خاص و سرسپرده یا رسانه‌های باند علی خامنه‌ای که آنها هم توسط پاسداران اداره می‌شوند در صحنه دیده شدند. برای نمونه در مجلس ارتجاع، روز یکشنبه 15فروردین، به جز یکی دو مورد جزئی، چنین به صف شدنی در جلسه دیده نشد. در حوزه قم و سایر حوزه‌ها هم، نه تنها حمایتی از حرف علی خامنه‌ای دیده نشد، بلکه عکس آن، حمایت از هاشمی رفسنجانی و به نوعی ایستادن در مقابل علی خامنه‌ای، اتفاق افتاده است. مثلاً آخوند غرویان که از آخوندهای دانه درشت حوزه است و گفته می‌شود که شماری از مراجع حکومتی را نمایندگی می‌کند با صراحت از رفسنجانی حمایت کرد و با لگد زدن آشکار به خامنه‌ای گفت:
«من شخصی را که در حد و اندازه آقای هاشمی باشد تا با وی بر سر ریاست مجلس خبرگان رقابت کند نه می‌بینم و نه می‌شناسم».
 هاشمی هم صراحتاً اعلام کرد که ”اگر مردم شخصی را بخواهند باید بماند و اگر فردی را نخواهند باید کنار گذاشته شود. اما افرادی که خودشان را مالک مردم می‌دانند به هاشمی رفسنجانی حمله و اهانت می‌کنند».
 بنابراین گرچه نمی‌توان گفت که علی خامنه‌ای هیچ حمایتی در حوزه ندارد، اما مشخص است که از پشتیبانی جدی‌ای برخوردار نیست، در غیراین صورت باید در همین مرحله ‌این حمایت بارز می‌شد. کمااین‌که در جریان رد صلاحیت حسن خمینی هم دیدیم که شماری از مراجع حکومتی رودرروی علی خامنه‌ای از سید حسن حمایت کردند. اما، حتی یک نفر از حوزه در حمایت از شورای نگهبان در حذف حسن خمینی، به‌صحنه نیامد. علاوه بر اینها خود علی خامنه‌ای هم در دیدار با طلاب در روز 25اسفند 94 به موقعیت ضعیف و شکننده‌اش در حوزه اعتراف کرد و گفت:
«انگیزه‌ها و طرحهایی برای انقلاب‌زدایی از حوزه علمیه وجود دارد… حوزه قم باید انقلابی بماند… اینها احساس خطر است».
 معنای کشیده شدن صف‌بندی به بدنه نظام، یعنی سپاه و حوزه، تشدید کیفی جنگ قدرت درون رژیم است که پس از زهر هسته‌یی و نمایش انتخابات، به سرعت دارد به سمت بلوغ خود پیش می‌رود. سرمقاله روزنامه حکومتی حمایت (16فروردین) به خوبی ‌نتیجه این وضعیت را با تکرار حرفهای خامنه‌ای در سخنرانی 11فروردین و با تأکید روی این جمله خامنه‌ای که گفت می‌خواهند «باور امکان تداوم نظام اسلامی» را تغییر بدهند روشن کرد و در واقع نسبت به امکان تداوم رژیم ابراز تردید نمود.

۱۳۹۵ فروردین ۱۷, سه‌شنبه

باید از خامنه ای جلاد زن ستیز ضد بشر پرسید ( تو که دعوی مسلمانی داری و اسلام را به قول خودت رهبری میکنی ، در کجای اسلام و قرآن محمدی ، این چنین جنایت ، اسید پاشی و وضعیت غیرانسانی کمپ شفق محل نگهداری زنان معتاد و هزاران جنایت دیگر در زندانها با زنان و کودکان را مجاز دانسته ؟؟!. آیا دشمن تر از تو و خمینی ملعون ، به اسلام وضدیت با انسانیت و خدا کسی دیگری وجود دارد ؟؟!...

جنایت اسید پاشی در #ایران تحت حاکمیت خامنه ای جلاد ضد بشر
جنایت اسید پاشی در #ایران تحت حاکمیت خامنه ای جلاد ضد بشر
دو هموطن در تهران مورد حمله اسیدپاشان قرار گرفتند و مجروح شدند.
خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس امروز سه‌شنبه 17فروردین این خبر را درج کرد و نوشت یک زن و یک مرد در تهران هدف این حمله بودند.

قربانی اسید پاشی سوسنه اسماعیل‌نژاد 24ساله دانشجوی رشته عمران در بوکاندر روز چهارشنبه 21مرداد94 (12 اوت) یک زن کرد 37ساله به نام افسانه قربانی در شهر بانه در استان کردستان، قربانی اسیدپاشی توسط جانیان باندهای سازمان‌یافته حکومتی شد.
در سال گذشته  5 زن کرد مورد حمله اسیدپاشان قرار گرفته‌اند که ۴ مورد آن در شهر بوکان (استان آذربایجان غربی) بوده است
و جنایتی دیگر:.گوشه‌یی از وضعیت غیرانسانی کمپ شفق محل نگهداری زنان معتاد.
در این کمپ به جای این‌که به درد زنان معتاد رسیدگی شود، در معرض بدترین شقاوتها و جنایتهای عوامل رژیم قرار می‌گیرند.

نسرین می‌گوید ”هر دو هفته یک‌بار سه دقیقه اجازه حمام‌کردن داشتیم، بعد با کف می‌آمدند و به‌زور کتک از حمام خارجمان می‌کردند، همان مردها.

 باور می‌کنی؟» نسرین می‌گفت سمیه و آذر به‌دلیل گرسنگی مرده‌اند. او می‌گوید اتفاق‌های زیادی در شفق افتاده که گفتنی نیست....