درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

اعتراف سران رژیم آخوندی به بحران بیکاری: وجود ۹۰۰ هزار فارغ التحصیل دانشگاهی جویای کار در سال، افزود: «این میزان افراد فارغ التحصیل جویای کار در کنار انباشت بیکاری سالهای گذشته موضوعی جدی است که باید به طور ویژه در دستور کار قرار داشته باشد».

بحران بیکاری در دولت آخوند رحانی که برای کشور آسیب پذیر میباشت نگرانی سران و اعتراف به آن
بحران بیکاری در دولت آخوند رحانی که برای کشور آسیب پذیر میباشت نگرانی سران و اعتراف به آن
 اسحاق جهانگیری در همایش سراسری سازمان حراست کل کشور اعترافها بی‌سابقه‌یی در زمینه فساد، قاچاق کالا، امضاهای طلایی در حاکمیت آخوندها، چالش بیکاری و سیاستهای توسعه‌طلبانه رژیم در منطقه کرد.


 اعتراف به این حد از ورشکستی دولت روحانی توسط معاون آن بیانگر ورشکستگی و کنار رفتن فریب از چهره این دولت و رئیس آن آخوند حسن روحانی است.


 معاون اول روحانی در زمینه فساد نهادینه شده در نظام ولایت‌فقیه گفت:‌ ”متأسفانه فساد در کشور ما خیلی پررنگ شده و به تعبیری فساد سیستمی و نهادینه شده و در دستگاههایی که فکرش را نمی‌کردیم رسوخ پیدا کرده است. 

بنده جدا به این نتیجه رسیدم که فساد مانند موریانه به تن کشور افتاده استواقعیت این است که اکنون شرایط به اندازه‌ای بحرانی است که حتی کشیدن پرده فریب و دجالیت جواب ندارد و سردمداران رژیم از جمله جهانگیری مجبورند به صراحت اعتراف کنند که جای سالمی در نظام ولایت وجود ندارد. 

وضعیت به گونه‌ای است که دیگر پرده فریب و دجالیت این آخوند شیاد کنار رفته است و از پشت شعارهای فریبکارانه مصائبی آشکار می‌شود که مقامات دولت او از جمله جهانگیری مانند گذشته نمی‌توانند آن را کتمان و لاپوشانی کنند.

به راستی که این حکومت جز رنج و درد و فساد چیزی برای مردم نیاورد و این چنین حاکمانی باید بر کنار شوند . این حق مردم است.

۱۳۹۵ شهریور ۱۵, دوشنبه

اي حنيف !: هيبتي بودي ز غيرت و ناموسي بردين رسول ، در وداع آخرت بر سرچوبه دار، بر لبت آيه قرآن كرد نزول!.

گرامی داشت سالگرد سازمان مجاهدین خلق - سروده ای بیاد حنیف کبید بنیانگذار سازمان
گرامی داشت سالگرد سازمان مجاهدین خلق - سروده ای بیاد حنیف کبید بنیانگذار سازمان

اي حنيف !
اي انسان وارسته انسانيت در هيبت يك سازمان خلق ! 

اي حنيف !

چه نيكوبينش داشتي و چه نيكو خلق وخو

آرمانت جلوه روح خدايي اي حنيف نيك رو

معني اسلام ناب را تو بازتاب دادي در جهان

ايمان داريم به راهت چه در درون و چه در عيان
اي حنيف !

اي مايه فخر سازمان مجاهين خلق ايران
اي آفتابي كه در سياهترين دوران طلوع كردي با مبارزان
و چه زود ازنظر ما پنهان شدي و غروب كردي از ظلم ظالمان
ما را در غم تا ابد شريك ولي نام مان را تو بلند كردي اي خوش نام و نشان

اي حنيف !
اي بالا بلند به قول هم رديفت مسعود عزيز, اي رجل تاريخي و فيلسوف قرن
تو جلوه نويني به دين محمد  دادي , ديني  كه به دست ناپاكان ريا كار به يغما رفته بود
قرآن را از غبار مرتجعين پاك كردي و غبار از رخ دين زدودي
جلوه هايت چه جلوه گرست در اين شرايط ناپاكي ها
سيماي راستين دين مبين را به همه شناساندي و راه مستقيم را هدايت كردي

اي حنيف !

اينك پرچم دارت را بنگر 

, چه زيبا چتري از ايدئولوژي تو بر فرق جهان بر آفراشته

چه وحدتي با دين حنيف , دين پاكي , دين وحدانيت 

, دين حقانيت , دين اسلام محمدي ساخته

اينك بنگر كه چگون زينب زمان 

, مريم يار و ياور تو و مسعود , در سراسر جهان

براي مبارزه با مرتجعات دين فروش زمان بر پا كرده 

, چه معنايي به مبارزه رهايي بخش داده

چه مهري در دلها , چه رحمتي و چه درماني

 به دل هاي داغ دار ظلم شدگان پاشيده
اي حنيف !

هيبت تو چوکوه برافراشت در استواري

 و در رزمت دشمن درهم شکست

صلابت تو , جديت تو سقفي از همت , جاوانگي و بي  شكست.

چوبه دار را بوسه زدي بهر آزادي وطن 

با اين فدای بزرگ اي سربدار!

درس فدا , درس وفا بر همه آموختي اي سربدار!

هيبتي بودي ز غيرت و ناموس بردين  رسول
در وداع آخرت بر سر دار بر لبت آيه قرآن كرد نزول.

اي حنيف !

اي بنيانگزار سازمان مجاهين خلق ایران! , اي حنيف!!................................

در پنجاه ویکمن  سالگرد سازمان مجاهين خلق در 15 شهريور۱۳۹۵خورشیدی.

 haedeh golchin


۱۳۹۵ شهریور ۱۳, شنبه

همه کسانی که انسانیت در وجودشان موج میزند ، باید بپا خیزیم و با فریادی رسا به داد خواهی سی هزار سربدارانی که به جنایت و پلیدی های حکومت یزیدی حاکم نه گفتتد! و برای آزادی و دمکراسی ایران بر چوبه دار بوسه زدند!: #1988Massacre#Iran#FreeIran

با جنبش داد خواهی باید به پا خیزیم و قاتلان این قتل عام را به دادگاه بکشیم برای حسابرسی
با جنبش داد خواهی باید به پا خیزیم و قاتلان این قتل عام را به دادگاه بکشیم برای حسابرسی 

بعد از ۲۸ سال از آن جنایت و نسل‌کشی بی‌سابقه توسط خمینی در تاریخ ایران گذشت. 

عاملان و حکام ضد شرع جنایتکار قتل‌عام 67 امروز هم‌چنان در رأس دستگاههای اطلاعاتی و سیاسی و امنیتی تا خبرگان و مجلس در مسند قدرت قرار دارند و همچنان به اعدام عزیزانمان ادامه میدهند . 

انتشار نوار مرحوم آیت‌الله منتظری به‌عنوان یک سند تاریخی پس از 28 سال؛ از یک سو زلزله سیاسی در اعماق وجود حکومت به‌وجود آورده و سراپای وجود عاملان جنایت را هرشب و روز می‌لرزاند.

 از سوی دیگر وجدان هر ایرانی آزادیخواه را در ایران بیدار کرده و به جهان آدرس یک جنایت علیه بشریت بعد از سکوت بیست و هشت ساله را داده است که تا امروز هم‌چنان ادامه داشته است.


پس بر ماست که به این مسؤلیت دادخواهی پاسخ مثبت داد و تا کشیدن پای جنایت کاران
به داد گاه کوتاه نیایم و ساکت ننشینیم .


درود و سلام بر تمامی سربداران راه آزادی ایران و جهان .

۱۳۹۵ شهریور ۱۲, جمعه

( بخش هایی از خاطرات زندانیان در قتل عام سال ۶۷ در زندانها: از هجوم وحشیانه پاسداران تا شکنجه و تجاوز خواهرانمان در حضور همسران و فرزندانشان و از هراس رعشه بازجویان در مقاومت بی‌نظیر زندانیان نیز می‌گذرم؛ مقاومتی که به شکست سیاست «تواب سازی» و ناکامی لاجوردی و داود رحمانی و... در زندان منجر شد #1988Massacre#Iran#FreeIran

بخشی از خواطرات قتل عام اززبان  شاهدان زندانیان در سال ۶۷
بخشی از خواطرات قتل عام اززبان  شاهدان زندانیان در سال ۶۷
نگاهی بر وقایع قبل از قتل‌عام در زندانهااز وقایع شش سال اول زندان _سالهای 60 تا 66_ می‌گذرم. از این‌که چگونه طبیبان بازجو!، زندانیان را بر میزهای تشریح و تختهای شکنجه شرحه شرحه کردند تا قلبها را و اراده‌ها را جراحی کنند، از مثله کردن دختران و پسران دانش‌آموز تا شکنجه و زجرکش کردن زنان و مردان زیر شکنجه با حکم صریح ضرب حتی‌الموت....


 زمینه‌سازی برای قتل‌عام اغلب زندانیان سالهای 60 تا 67 می‌دانند که رژیم از سال 60 برای کشتار گسترده زندانیان سیاسی بارها طراحی کرده و برنامه‌ها داشت، اما نخستین گام سراسری و اقدام عملی برای قتل‌عام در پاییز و زمستان سال 66 با اجرای طرح تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان _در تمام زندانها_ آغاز شد.

 این کار با ارائه فرمهای جدید و سؤال و جوابهای حضوری، توسط مسئولان اطلاعات یا امنیت و انتظامات زندانها صورت گرفت.


گاه برخی بازجویان در کمیته مشترک و پاسداران در اوین و سایر زندانها نیز به شکلی به شرایط تعیین‌تکلیف و تصفیه زندانیان در روزهای آینده اشاره می‌کردند.
مثلاً در فروردین67پاسدار مجید سرلک به‌طور ناگهانی وارد بند زنان شد و ضمن پر کردن لیست مشخصات زندانیان گفت:
«حکم منافق از همان ابتدا اعدام بوده و همیشه این حکم پا‌برجاست. اگر شما تا به‌حال هم زنده مانده‌اید از رحمت ولی‌فقیه است و حالا زمان تعیین‌تکلیف شما رسیده است....» .


۱۳۹۵ شهریور ۱۱, پنجشنبه

«آنان رفتند تا رسم رستن و آیین شکفتن زنده بماند. صخره‌هایی که ایستادند تا زندگی جاری شود. چشمه‌های جوشان؛ رودهای خروشان و پیام آوران صلح و آزادی و رهایی انسان از زنجیر ولایت» . #1988Massacre#Iran#FreeIran «هشدار! هشدار! هشدار!:

هر سکوت و بی عملی در برابراین جنایت بزرگ تاریخ همدستی با جنایت کاران است !
هر سکوت و بی عملی در برابراین جنایت بزرگ تاریخ همدستی با جنایت کاران است !

اگر مادران داغدار در جستجوی عزیزانشان خاک خونبار خاوران و باغ رضوان اصفهان و دشت سمنان و سایر گورهای جمعی را در تهران و شیراز و رشت و منجیل و خراسان و سایر شهرهای ایران می‌کاوند و هر روز دست و پا و پیکر مجاهدی را زیر خروارها خاک می‌یابند و آه می‌کشند، اگر هنوز دیو نفس می‌کشد و خاک اسرارش را هم‌چون بغضی در گلو فروخورده و زمین از خون یاران رنگین است؛اگر می‌بینیم آمران و عاملان قتل‌عام به جای محاکمه و حسابرسی امروز در منصبهای عالیتری بر مسند قدرت تکیه داده‌اند. 

اگر جلاد می‌خندد و آسمان خون می‌گرید، نتیجه سه دهه سکوت و دسیسه و سوداگری با پدرخوانده تروریسم و مماشات با قاتلان زندانیان سیاسی ایران است. 

سکوت سرد و سنگین ارگانهای مدعی و مسئولی که به قیمت قتل‌عام کسانی تمام شد که به تروریسم و کشتار گفتند «نه» .


دریغ و درد از این همه جنایت و این همه سکوت!
سکوت سازمان‌یافته بین‌المللی و استمرار کشتار»


۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

اشرف، اسطوره فناناپذیر و به یک انقلاب تبدیل شد. بذر خجسته و فزاینده‌یی که از آن دهها اشرف دیگر رویید و هم‌چنان می‌روید و می‌شکفد و «هزار اشرف» را به واقعیتی محض تبدیل کرده است

یادی از قتل عام ۱۰ شهریور سال ۹۳ در اشرف کمپ مجاهدین در عراق
یادی از قتل عام ۱۰ شهریور سال ۹۳ در اشرف کمپ مجاهدین در عراق

چند سال پس از آن سحرگاه خونین، چند سال پس از قتل‌عام شقاوت‌بار 52 قهرمان اشرفی و گروگانگیری7تن دیگر، نیازی به یادآوری آنچه آن روز گذشت، نیست؛ همه بیش و کم از آن خبر دارند. اما بسیار ضروری است که ببینیم دشمن ضدبشری چرا به آن جنایت شنیع دست زد؟ چه اهدافی را دنبال می‌کرد؟ و آیا به اهداف خود رسید؟ این واقعه که سرکردگان رژیم آن را راهبردی تلقی کردند، چه پیامدهایی داشت و چه تأثیری بر روند تحولات گذاشت؟ و سرانجام پس از چند سال از این واقعه مجاهدین و مقاومت ایران در کجا و رژیم آخوندی در چه نقطه و در چه موقعیتی است؟تقریباً بلافاصله پس از قتل‌عام دهم شهریور، بالاترین سرکردگان رژیم، از سرلشکر پاسدار قاسم سلیمانی سرکرده نیروی تروریستی قدس، تا پاسدار نقدی سرکرده بسیج آخوندی، تا پاسدار سلامی، جانشین سرکرده سپاه پاسداران تا آخوند علوی وزیر اطلاعات رژیم و سایرین… یکی پس از دیگری به صحنه آمدند و بر اهمیت و ویژگی راهبردی واقعه اشرف تأکید کردند و آن را مهمتر از عملیات فروغ جاویدان، یا به قول خودشان عملیات مرصاد شمردند و بار دیگر به خود وعده دادند که کار مجاهدین تمام است.
قتل‌عام اشرف، از جهات مختلف، یادآور قتل‌عام 30 هزار زندانی سیاسی در سال67 است؛ مهمتر از همه این‌که علت کشتار67، خوردن زهر آتش‌بس توسط خمینی بود. روح پلید شیطان به‌خوبی دریافته بود که تنها با شوکی به بزرگی قتل‌عام 30هزار زندانی سیاسی، می‌تواند رژیمش را از آن مهلکه برهاند.
خامنه‌ای پلید نیز در آستانه خوردن زهر هسته‌یی، با الگوبرداری از خمینی، درصدد برآمد با قتل‌عامی دیگر، از این گردنه عبور کند، همزمانی این واقعه با برانگیختگی جهانی علیه کشتار شیمیایی دیکتاتور دست‌نشانده رژیم در سوریه و اقدام نظامی بین‌المللی که در آن مقطع، قطعی می‌نمود؛ همچنین اوجگیری قیام مردمی در عراق علیه مالکی، بر ضرورت و فوریت جنایتی که ولی‌فقیه در اشرف مد نظر داشت، ضریب می‌زد؛ به‌ویژه که او حساب کرده بود، با این کشتار و با این تیر، به ‌گمان خود، چند نشان بزند و مهمتر از همه مجاهدین را کمرشکن کند و از دور خارج سازد و به این ترتیب از کمند تنها نیروی هماورد خود، که منشأ اصلی خیزشها در داخل کشور و منبع الهام و انگیزه مردم عراق و منطقه می‌باشد، رهایی یابد.

به عبارت دیگر، قتل‌عام جنایتکارانه اشرف، به‌رغم آنچه می‌نمود، در عمق، تدافع هراسناک رژیم در مواجهه با چشم‌انداز سرنگونی بود و ذوق‌زدگی آخوند ـ دژخیمان حاکم و جست و خیز و پایکوبی نفرت‌انگیز آنها، گویای همین محاسبه عجولانه بود. اما دیری نپایید که تمام آن حساب و کتابهای جنایتکارانه که رژیم از چند ماه پیش از آن به تدارک سیاسی ـ تبلیغاتی آن پرداخته بود، تماماً معکوس از آب درآمد.
اکنون با گذشت اين ساليان، پس از درخشش خیره‌کننده کهکشان «هزار اشرف»، پس از به صحنه آمدن و ظهور و بلوغ بیش از 300 انجمن و تشکل هواداران مجاهدین در اروپا و آمریکا، پس از تبدیل زندانهای سیاسی به کانونهای شورشی فعال که رژیم با سرکوب جنایتکارانه بند 350 اوین، با اعدامهای جمعی بلاوقفه و به‌خصوص با اعدام جنایتکارانه مجاهد قهرمان غلامرضا خسروی تلاش کرد با آن مقابله کند، پس از زنجیره‌یی از کنفرانس‌های مقاومت ایران در کشورهای مختلف اروپا و آمریکا که هر کدام در نوع خود حادثه‌یی و تحولی شگرف محسوب می‌شود، همه و همه جهش و درخشش بی‌مانند مجاهدین و مقاومت ایران را، هم به‌لحاظ اجتماعی و هم به‌لحاظ سیاسی به‌نمایش می‌گذارد و ارتقای موقعیت آلترناتیو دموکراتیک شورای ملی مقاومت و انسجام و استحکام آن را، بیش از هر زمان دیگر، بارز و برجسته می‌سازد.
شقاوت دشمن در آن جنایت بزرگ و پاکبازی قهرمانان به خون خفته‌اش، نه تنها مردم ایران، بلکه مردم منطقه و همه وجدانهای بیدار در سراسر جهان را تکان داد. مردم ایران بار دیگر به عینه دیدند که چه کسانی و تا کجا بر سر پیمان آزادی ایستاده‌اند و خامنه‌ای و پسمانده‌های خمینی تهدید رژیم منحوسشان را در کدام طرف می‌بینند.
جهانیان نیز دیدند که قلب تپنده پایداری در برابر استبداد دینی و پادزهر بنیادگرایی در کجا می‌تپد و برجسته‌ترین اندیشمندان سیاسی اذعان کردند که جهان امروز، نیازمند مجاهدین و الگوی اشرف است و اگر اشرفی در کار نبود، ما باید کمک می‌کردیم که نه یک اشرف، بلکه ده اشرف ساخته شود؛ بینه‌یی بر صحت و حقانیت شعار هزار اشرف!
از سوی دیگر، رژیم، نه در داخل خود و نه در عراق و سوریه، به هیچ‌یک از آنچه که می‌خواست، دست نیافت. امروز هر کس می‌تواند ببیند که شقه و تشتت در این رژیم زهر خورده، به نهایت خود رسیده، تاآنجا که باندهای رقیب یکدیگر را به جهنم حواله می‌دهند و به حذف فیزیکی تهدید می‌کنند.
در عراق، با اوجگیری قیام مردم و عشایر، دیکتاتور دست‌نشانده ولی‌فقیه ساقط گردید و همه سرمایه‌گذاری رژیم بر باد رفت و با فرو ریختن خاکریز عراق، رژیم آخوندی یک ضربه استراتژیک و غیرقابل جبران دریافت کرده، ضربه‌یی که به‌زودی و خواه ناخواه دیکتاتور خون‌آشام دمشق را نیز به همان سرنوشت مالکی دچار خواهد کرد؛ ضربه‌یی که جبهه منطقه‌یی رژیم را متلاشی کرده و آثار آن تا لبنان و فلسطین و سراسر منطقه را در خواهد نوردید.
به این ترتیب، سحرگاه خونین 10شهریور اشرف، به‌راستی واجد آثار و پیامدهای عمیق استراتژیک است، اما درست در جهت معکوس آنچه ولی‌فقیه جنایتکار می‌پنداشت؛ اشرف، از یک قطعه خاک، به پرچم هماره افراشته یک مبارزه بلاوقفه با دیکتاتوری، به تجسم آرمان آزادیخواهانه یک ملت و به اسطوره فناناپذیر یک انقلاب تبدیل شد. بذر خجسته و فزاینده‌یی که از آن دهها اشرف دیگر رویید و هم‌چنان می‌روید و می‌شکفد و «هزار اشرف» را به واقعیتی محض تبدیل کرده است.


۱۳۹۵ شهریور ۹, سه‌شنبه

«آنجا که «شیخ» و «دد» و «دیو» و «دار» آمیخته بود، تا سقف فلک، «ستاره» آویخته بود».

به یاد سی هزار پرنده آزادی که بدستور خمینی جلاد  در زندان های ایران به دار آویخته شدند
به یاد سی هزار پرنده آزادی که بدستور خمینی جلاد  در زندان های ایران به دار آویخته شدند 
 ممکن است بگویید آنچه قتل‌عام 67 را از سایر جنایت‌های ضدبشری متمایز و برجسته می‌کند شقاوتی است که مشابه‌اش تا کنون دیده نشده است. 

هیچ حاکم و خودکامه‌یی حاضر نیست زندانی سیاسی‌اش را _که پیش‌تر در محکمه خودش به مدتی حبس محکوم کرده بود_ پس از 7سال شکنجه، ناگهان حلق‌آویز کند. 

آن‌هم نه یکی دو زندانی یا بخشی از زندانیان یک بند؛ که در یک اقدام سراسری و هم‌آهنگ، زندانیان سیاسی همه شهرها و مناطق را در سراسر کشور!


بی‌شک اگر پرونده 67 را باز کنیم، از شدت شقاوت شیخ و شمشیر و شعبده پاسداران، بسا نفسها که در سینه‌ها حبس می‌شوند و چه قلب‌هایی که به حنجره می‌رسند!
اما با این همه، یک واقعیت هنوز مانند الماس می‌درخش د. واقعیت و صلابتی که چشم‌ها را خیره می‌کند.
 بله! واقعیت آن سوی پرده شقاوت؛ اثر بی‌همتایی‌ست که در گذر ایام نه رنگ باخت، نه زنگار گرفت و نه کهنه شد. 

پدیده‌یی بی‌نظیر، خارق‌العاده و به‌غایت استثنایی.


«آنجا که «شیخ» و «دد» و «دیو» و «دار» آمیخته بود، تا سقف فلک، «ستاره» آویخته بود».