درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

رژیم جنایتکار ولایت‌فقیه مدتهاست به بهانه‌های مختلف فشار بر زندانیان عادی را بالا برده است. خودزنی عکس‌العمل زندانیان به فشارهای فزاینده‌یی است که به عناوین مختلف توسط دژخیمان خامنه‌ای بر زندانیان اعمال می‌شود.

در ایران تحت حاکمیت آخوندی ، هر روز به نهانه های محتلف فشار را بر زندانان می آورد و شکنجه روح فراوان است
در ایران تحت حاکمیت آخوندی ، هر روز به نهانه های محتلف فشار را بر زندانان می آورد و شکنجه روح فراوان است 


 بنا‌ به گزارشهای دریافتی روز یکشنبه ۸اسفند ماه ۱۳۹۵ زندانیان عادی بند ۴ سالن ۱۱ زندان گوهردشت کرج پس از روزها شکنجه فیزیکی و روانی در اقدامی اعتراضی دست به خودزنی گروهی زدند. 


تعدادی از این زندانیان به علت وخامت حالشان به بهداری زندان منتقل شدند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که مأموران امنیتی و رئیس جنایتکار زندان گوهردشت در پاسخ به خواستهای برحق زندانیان، به‌صورت وحشیانه با نیروهای گارد و شکنجه‌گران خود به سالن ۱۱ یورش برده و زندانیان را با باتون مورد ضرب ‌و شتم شدید قرار دادند. 


واقعیت این است که رژیم جنایتکار ولایت‌فقیه مدتهاست به بهانه‌های مختلف فشار بر زندانیان عادی را بالا برده است. خودزنی عکس‌العمل زندانیان به فشارهای فزاینده‌یی است که به عناوین مختلف توسط دژخیمان خامنه‌ای بر زندانیان اعمال می‌شود.

واقعیت این است که رژیم ضدبشری آخوندی برای کنترل و تسلط بر زندانیان عادی که اساساً قربانی فقر و بیکاری از یکطرف و فساد نهادینه در رژیم ولایت از طرف دیگر هستند، با اقدامات جنایتکارانه مختلف که گوشه‌یی از آنها فوقا آمد، آنها را تحت شدیدترین فشارها می‌گذارد تا جایی که آنها برای اعتراض به این اقدامات شنیع دست به خودزنی می‌زنند. 


اما به‌رغم همه اینها، همین اقداماتی که انجام داده‌اند بیانگر شکست رژیم حتی در زمینی است (زندانها) که کاملاً تحت هژمونی حاکمیتش می‌باشد و این بیانگر ناتوانی رژیم در امر سرکوب است.



به واقع مردم ایران از این همه ظلم و جنایت دیگر نفس شان به حلقومشان رسیده و این حکومت ضد بشری را نمی خواهند و نیازمند یک تغییر و دمکراسی میباشند.




۱۳۹۵ اسفند ۹, دوشنبه

رشد فزاینده اعتراضات بحق مردم شهرهای میهن

حرکتهای اعتراضی در میهنمان ایران

حرکتهای اعتراضی در میهنمان ایران

 طی یک هفته گذشته هم شاهد حرکتهای اعتراضی در میهنمان ایران بودیم تجمع اعتراضی مالباختگان موسسه کاسپین  روز سه‌شنبه سوم اسفند دو تجمع گسترده در جلوی مجلس ارتجاع برگزار شد که یکی مربوط به بازنشستگان پرستاران و پیشکسوتان پزشکی و دیگری مربوط به بازنشستگان معلم بود، که بیش از 1000نفر در این تجمع‌ها شرکت داشتند، ضمن این‌که بعد از شروع تجمع بازنشستگان، سایر اقشار هم در آن شرکت کردند. 


بازنشستگان دراین تجمع پلاکاردهایی حمل می‌کردند که روی آنها نوشته شده بود:

زندگی حق مسلم ماستمعلم، کارگر، پرستار بازنشسته، اتحاد، اتحادآنها خواهان اضافه شدن حقوق و مزایا بودند زیرا بعد از بازنشستگی در فشار و مضیقه بسیاری قرار می‌گیرند. تجمع بازنشسته‌ها مدتهاست که برگزار می‌شود.


 همچنین شنبه 7اسفند صدهاتن از خانواده‌های زندانیان زیر اعدام و هموطنانی که مخالف این مجازات ضدانسانی هستند، در مقابل مجلس ارتجاع تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواهان لغو حکم اعدام شدند. 


نکته مهم این اعتراض این بود که اولاً خانواده‌ها از چند استان تجمع کرده بودند، از تهران، چهارمحال و بختیاری، آذربایجان غربی، خوزستان، اصفهان و برخی از شهرها مثل مشکین‌شهر، البرز و قشم. آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «اعدام مساوی فروپاشی خانواده“.....



به راستی که درمان درد مردم ایران جز سرنگونی این حاکمام فاسد و مفسد میباشد؟!.

مردم بجان آمده ایران هر روزشان در اعتراضات و حق خواهی سپری میشود
مردم بجان آمده ایران هر روزشان در اعتراضات و حق خواهی سپری میشود




جدالهای حکومتی و وعده‌های سرخرمن دولت آخوند روحانی در حالیست که وضعیت بحرانی در استان خوزستان هم‌چنان ادامه دارد. از بعدازظهر پنجشنبه بار دیگر گردو غبار زندگی مردم را مختل کرد. قطعی آب و برق هم‌چنان ادامه دارد یک عضو مجلس رژیم از ایذه اعتراف کرد: مردم استان خوزستان در یک مرگ خاموش در حال از بین رفتن هستند. مردم در خوزستان جلوی بیمارستانها صف کشیده‌اند.


بر اساس اخبار دریافتی در روز پنجشنبه ۲۸‌بهمن عوامل اطلاعاتی و لباس شخصی‌ها به تجمع صدها تن که در حمایت از مردم خوزستان در میدان ونك تهران حاضر شده بودند به طرز وحشیانه‌یی حمله کرده و آن‌ها را به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و چهار زن را بازداشت کردند. تظاهرکنندگان که اغلب آن‌ها را زنان و دختران تشکیل می‌دادند پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن‌ها نوشته بود: «سكوت بس است»، « خوزستان تنها نیست»، «خوزستان آب ندارد، خوزستان هوا ندارد»، «خوزستان در حال مرگ را دریابید».


واقعیت در حاکمیت آخوندی این است که به موازات سوء مدیریت در شهرداری ها و دوایر حکومتی که با بی عملی و بی تفاوتی متولیان رژیم نسبت به جان میلیون ها ایرانی همراه است، اکنون بسیاری از شهرهای میهن امان بشدت آسیب پذیر شده اند.


در حالیکه در بسیاری از کشورهای پیشرفته، موضوع پیشگیری از حوادث همواره از اولویت دولت ها بوده و در این زمینه ساختارهای علمی، مالی و تخصصی لازم از سال ها قبل از بروز هر حادثه پی ریزی می شوند، در ایران تحت حاکمیت آخوندی، موضوع کاملا برعکس بوده، بطوریکه نخست باید حادثه ای رخ دهد تا کارگزاران فاسد رژیم از خواب غلفت بیدار شده و دست به تشکیل «ستاد های بحران» بزنند! امری که میلیون ها مردم بیدفاع و محروم در خوزستان، کرمان، بوشهر و بخش هایی از ایلام و کردستان طی هفته های گذشته شاهد آن بوده اند.


به راستی که درمان درد مردم ایران جز سرنگونی این حاکمام فاسد و مفسد میباشد؟!.
آری: زمان تغییر در ایران فرارسیده و مردم ایران خواهان یک ایران آزاد و دمکراسی و برابری هستند .



۱۳۹۵ اسفند ۶, جمعه

شریعت و قوانینش برای بشریت آمدهیا بشریت برای شریعت و قوانین آن؟آیا بشر خلق شده تا با خونش، درخت شریعت را آبیاری کرده، تکامل بخشد؟یا شریعت آمده تا ضامن تکامل بشر گردد؟حقیقت کدام است؟

در حکومت جنایت کار ایران روزانه چندین اعدام انجام میشود

در حکومت جنایت کار ایران روزانه چندین اعدام انجام میشود



***روزی روزگاریدر سال‌های آغازین دهه چهل، محمد حنیف‌نژاد که آن هنگام افسر وظیفه‌ای در پادگان توپخانه اصفهان بود در جمع همقطارانش که چنین سوالی مطرح کرده بودند، گفت: دین برای بشر آمده و نه برعکس!


نیم قرن پس از گذشت آن روزها،
آن سؤال و این جواب، کماکان تازه‌ترین مسأله مردم ایران است!

سوال و جوابی که به‌راحتی، نقاب از چهره دینفروشان حاکم بر می‌گیرد:آخوندهایی که دین و احکام شریعت را هم‌چون عذابی الهی؟! وسیله ارعاب مردم کرده‌اند.

 *** 

 روزی نیست که خبر یکی دو سه اعدام از گوشه و کنار ایران به گوش نرسد“. اعدام“ که واژه‌اینامانوس و ظاهراً یک مجازات قانونی برای برخی جرایم ویژه بود، اینک سال‌هاست که به یکی از آشنا ترین کلمات در زبان فارسی تبدیل شده. صبح که برای رفتن به اداره یا مدرسه یا مزرعه حرکت می‌کنی هیچ تضمینی وجود ندارد جلوی منزل یا سر خیابان یا وسط میدان محله‌ با صحنه حلق‌آویز یک انسان روبه‌رو نشوید. 

صحنه اعدام اینک یکی از عادی‌ترین ”نمایش‌های خیابانی“ در جامعه ایران است! نمایشی شوم که در برابر دیدگان گشاده کودکان انجام می‌شود. قربانی را ”تمام‌کش“ می‌کند و تماشاگران را ”نیم‌کش“ !
آن همه مرغان چو بیدل ماندندهمچو مرغ نیم بسمل ماندند.به نظر می‌رسد رژیم از قانون و به‌ویژه از مجازات اعدام، استفاده نامتعارفی می‌کند.

 از همین‌رو ضروری است نگاهی به سابقه تاریخی اعدام به‌عنوان ”نوعی“ مجازات قانونی شود….

ادامه مطلب اصلی در این اینگ میباشد:
http://bit.ly/2mevfLn


۱۳۹۵ اسفند ۴, چهارشنبه

رژیم غرقه در بحرانهای مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، در برابر یک جامعه عمیقا ناراضی و ملتهب قرار گرفته است که روزانه در آن دهها حرکت اعتراضی توسط اقشار مختلف صورت می‌گیرد.

اعتراضات اقشار مردم ایران از سر فقر و بیکاری و بحدان معیشتی
اعتراضات اقشار مردم ایران از سر فقر و بیکاری و بحدان معیشتی


این حرکات در اعتراض به فقر و خانه خرابی از یک سو، و از سوی دیگر در اعتراض به فساد و چپاولی است که در نتیجه آن، حاکمیت پلید ولایت‌فقیه، مردم را به روزسیاه نشانده است.


 هم اکنون دانشجویان، معلمان، کسبه، مالباختگان،کارگران، دستفروشان و خانواده‌های کشته شدگان جنگ ضدمیهنی خمینی، در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و ستم رژیم منحوس آخوندی در شهرهای مختلف در حال اعتراض و خروش هستند.
 اوضاع فلاکت‌بار معیشتی مردم به حدی است که پرسنل نیروی انتظامی نیز که جزو ویژه خوران حاکمیت آخوندی هستند، به‌دلیل به تعویق افتادن حقوق‌شان دست به اعتراض زده‌اند. 


پرسنل نیروهای هوایی پایگاه چهارم شکاری در دزفول نیز به‌دلیل چپاول اموالشان توسط ایادی دزد رژیم دست به اعتراض زده‌اند. استمرار حضور پرخشم هزاران تن از اقشار مختلف در اعتراض به وضعیت بد معیشتی و ستم رژیم آخوندی، نشان‌دهنده این است که در این رژیم فاصله‌ها برداشته شده و عموم مردم ایران به زیر خط فقر رانده شده‌اند.


 ضمنا این وضعیت بیانگر این نیز هست که مردمعاصی و به جان آمده از حاکمیت ننگین آخوندی، طی 38سال گذشته که فقر و خانه خرابی را به‌طور روزمره با گوشت و پوستشان لمس کرده‌اند، به این قطعیت و یقین رسیده‌اند که در حاکمیت آخوندی هیچ‌گونه تغییری در وضعیت معیشتی آنان به‌وجود نمی‌آید، و رژیم نیز چنین ظرفیتی ندارد که به خواستهای مختلف آنان پاسخ دهد، بنابراین رسیدن نارضایتی‌های مردم به نقطه انفجاری امری ناگزیر و قطعی است. 


واقعیتی که سردمداران رژیم نیز نسبت به آن ابراز نگرانی می‌کنند.واقعیت این است که این تجمعهای اعتراضی بیانگر جامعه‌یی به جان آمده و ملتهب است، که با فریب، نیرنگ و گفتار درمانیهای از جنس آخوند روحانی، دیگر نمی‌توان آنها را آرام کرد. چنان‌چه آمار رو به افزایش این تجمع‌ها چه در کیفیت و چه در کمیت و گسترده‌گی، بیانگر چشم‌انداز بالا گرفتن هرچه بیشتر این اعتراضات در آینده است.




۱۳۹۵ اسفند ۳, سه‌شنبه

نامی ستایش‌انگیز و مجاهدی از جنس فولادی آبدیده و پروازی به سوی دیاری دیگر!.

 نامی ستایش‌انگیز و مجاهدی از جنس فولادی آبدیده و پروازی به سوی دیاری دیگر!.

به یاد مجاهد کبیرمحمد علی جابر زاده


«گرچه راهیست پراز بیم زما تا بردوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
در تکاپوی زندگی و مبارزه همواره برای مرگ آماده‌ایم
اما سخت‌ترین لحظات وداع با یارانی است که بی‌جایگزین‌اند. منحصر بفرد اند. 

و این بار مجاهد والامقام، انسان بزرگ و ستودنی برادر بسیار عزیزم قاسم.
برخی انسانها آن‌قدر در زندگیمان تاثیر‌گذارند که نمی‌خواهیم هیچوقت از دستشان بدهیم یا رفتنشان را باور کنیم

.
مرگهایی اینچنین تکاندهنده و تاثیرگذار نشانه است از یک زندگی پربار، پر ارزش و آرمانی.نهایتا و فقط هر فرد در اوج ارزشهای انسانی و مجاهدی‌اش تکثیر می‌شود و در ذهنها و قلبها جاودانه می‌ماند.
شکوفایی، سرشاری و استقامت برادر قاسم در دوران بیماری خلق الساعه نبود. بلکه حاصل همه زندگی مبارزاتی‌اش بود که با ایمان طی شده بود و در این ابتلا بارز 

می‌شد.
وجود و شخصیت او همیشه برایم در ایمان راسخ به برادر مسعود و یقین محکم به خواهر مریم تفسیر می‌شد.تغییر موقعیت جغرافیایی، تغییر موقعیت سازمانی، تغییر مسئولیت، بیماری، هیچ چیزی ارزشهای انقلابی او را کمرنگ نمی‌کرد. همیشه برادر 

قاسم بود.
جدیت در مسئولیت و انقلابی بودن، در عین‌حال شوخ طبعی و صفا و محبت او همیشه مرا جذب می‌کرد.از لحظه‌ای که خبر درگذشت او را شنیدم، اشکهایم در فراق این مجاهد نستوه همراه هست با لبخند از بسیار خاطرات و لحظات شادیبخش با او...




۱۳۹۵ بهمن ۳۰, شنبه

38 سال حاکمیت آخوندها از دیدگاه مردم در شبکه اجتماعی توئیتر: انقلاب اسلامی یا انقلاب اختلاسی ، آزادی یا سرکوب و حجاب اجباری ...؟!

حاکمیت ۳۸ساله آخوندها در ترازوی قضاوت

حاکمیت ۳۸ساله آخوندها در ترازوی قضاوت


 سپاه پاسداران یکی از اصلی‌ترین اهرمهای سرکوب زنان و دختران ایرانی در خیابانها  ایران هستند. 


 بی حجاب و با حجاب در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی می‌کردند با آمدن حجاب اجباری همه زنان را به بربریت کشاندند.


 38سال بعد از سرقت انقلاب ضدسلطنتی مردم ایران توسط دزد بزرگ قرن، خمینی دجال و ضدبشر، شبکه‌های اجتماعی مردمی (توئیتر) تحت عنوان کارنامه سیاه 38ساله رژیم آخوندها، نفرت و بیزاری عمیق مردم ایران را از تمام دسته‌بندیهای رژیم آخوندی با انتشار تصاویری به گویاترین زبان بیان کرده‌اند.


-فقر و گرسنگی: سیاستهای ضدمردمی آخوندهای حاکم در بیش از سه دهه گذشته با نابود کردن طبقه متوسط ایران عملاً جامعه را به دو قطب کاملاً مجزا یعنی اکثریت بسیار کم‌درآمد و اقلیت ثروتمند تقسیم کرده است آن‌گونه که اکثریت مردم ایران زیر خط فقرند و امکان تهیه یک وعده غذایی ندارند. بنا‌ به اعتراف علی‌اکبر سیاری معاون وزرات بهداشت آخوند روحانی «در حال حاضر ۳۰درصد مردم کشور گرسنه‌اند و نان خوردن ندارند».


 ـ فساد مالی، مانند سرطان، همهُ اندام جامعه را فراگرفته است؛ میزان این فسادها چنان کلان و نجومی است که قابل تصور نیست و بزرگ‌ترین غارتگریها و فسادهای مالی در تاریخ بشر محسوب می‌شوند. در رأس هرم این فساد شخص خامنه‌ای قرار دارد که ٩٥ میلیارد دلار سرمایه در اختیار دارد.


- اعتیاد: از جمله ننگین‌ترین بخش کارنامه سیاه حاکمیت ضدبشری آخوندهای دین‌فروش در میهن اشغال شده گسترش سرسام‌آور مواد مخدر خصوصاً در میان زنان و دانش‌آموزان کشور می‌باشد. رسانه‌های رژیم به‌نقل از کارشناسان و کارگزاران رژیم برآورد نموده‌اند که حداقل 8 میلیون از هموطنان مبتلا به این درد خانمانسوز می‌باشند.


-خودکشی و خود سوزی: ایران تحت حاکمیت آخوندها در زمینه خودکشی زنان، رتبه اول در خاورمیانه و رتبه سوم را در جهان به خود اختصاص داده است. در نتیجه سیاستهای خانمان برانداز رژیم آخوندی خودکشی همچنین در میان دانش‌آموزان یعنی قشری که در سنین آرزو و امید هستند ریشه دوانده است.


ادامه این مطلی را در این لینگ دنبال کنید :
http://bit.ly/2m8M9qE