![]() |
دیدار مریم رجوی و اسقف گایو -همبستگی ادیان علیه افراطی گری و برای صلح و برادری |
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۶, شنبه
مریم رجوی گفت: افراطیگری و بنیادگرایی و تروریسم که امروز تحت نام اسلام جریان دارد هیچ ربطی به اسلام ندارد.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۵, جمعه
وضعیت بحرانی در دیکتاتوری غارتگر و فاسد ولیفقیه در حالی است که با نیم نگاهی به روند روبه رشد حوادث در محیطهای کاری، بهخوبی میتوان به این واقعیت رسید که در این رژیم سرکوبگر و سراپا غرق فساد، آنچه که از کمترین اهمیت برخوردار است، همان جان انسانها و در این نمونه خاص جان کارگران محروم میباشد.
![]() |
حاکمیت منحوس نظام ولایت فقیه عامل فاجعه معدن یورت آزادشهر |
فاجعه معدن در استان گلستان که بنا بر گزارشات قطرهای از سوی کارگزاران رژیم، جان بیش از 35 تن از کارگران محروم میهن امان را گرفت، نه تنها زنگهای خطر را برای مردم وبویژه اقشار ضربهپذیر و تحت استثمار آخوندی به صدا درآورده است، بلکه در آن روی سکه نیز مبین واقعیتی بنام سوء مدیریت، نبود امکانات و سرمایهگذاری و یا بروز کردن تأسیسات و معادن با بافتهای بسیار فرسوده قدیمی میباشند.
یکی از معدنچیان حاضر در حادثه معدن با اشاره به این واقعیت میگوید: «معدن یورت آزادشهر سنسور تشخیص نشت گاز ندارد و علت اصلی این حادثه هم انفجار گاز به دلیل نشت آن بود». همچنین خبرگزاری نیروی تروریستی قدس، تسنیم (13 اردیبهشت 1396) در گزارشی میافزاید: «اکسیژن این نیروها تنها تا عمق ۸۰۰ متری وجود داشت و خود این نیروها نیز بهعنوان مصدوم دچار گازگرفتگی و خارج شدند».
بدینسان ملاحظه میشود که چگونه زیرساختهای فرسوده و نبود سیستمهای ایمنی و بروز شده عدم کمکهای درکانی و خدماتی برای نجات جان مصدومان و فاجعهزدگان، اکنون جاندهها کارگر محروم در این معدن را گرفته است.
به موازات این واقعیات و بنا برداده های رژیم، طی سالهای اخیر حوادث متعددی در معادن ایران به برای نمونه در معادن کرمان رخ داده است. تنها طی سالهای 1388 الی 1392 «بیش از 30 معدنچی در حوادث معدن جان خود را از دست دادند».
(دانشنامه ویکی پدیا). دلیل بیشتر این تلفات نیز «نبود خدمات اضطراری کافی در مناطق نزدیک به معادن» عنوان شده است.
این وضعیت بحرانی در دیکتاتوری غارتگر و فاسد ولیفقیه در حالی است که با نیم نگاهی به روند روبه رشد حوادث در محیطهای کاری، بهخوبی میتوان به این واقعیت رسید که در این رژیم سرکوبگر و سراپا غرق فساد، آنچه که از کمترین اهمیت برخوردار است، همان جان انسانها و در این نمونه خاص جان کارگران محروم میباشد
.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۴, پنجشنبه
مریم رجوی جان باختن دهها تن از معدنچیان محروم در انفجار معدن آزادشهر را به خانواده قربانیان، مردم گلستان و عموم کارگران تسلیت گفت و تاكید كرد: رژیم چپاولگر آخوندی مسئول این گونه حوادث تلخ و بهخصوص بالابودن تلفات آنهاست....
مریم رجوی جان باختن دهها تن از معدنچیان محروم در انفجار معدن آزادشهر را به خانواده قربانیان، مردم گلستان و عموم کارگران تسلیت گفت و تاكید كرد: رژیم چپاولگر آخوندی مسئول این گونه حوادث تلخ و بهخصوص بالابودن تلفات آنهاست.
وی افزود در حالیكه در حوادث مشابه در سایر کشورها، همه امكانات در خدمت نجات سانحهدیدگان قرار میگیرد، درایران، همه امكانات در خدمت چپاول و سرکوب است. مریم رجوی عموم مردم گلستان بهویژه جوانان را به یاری مجروحان و خانوادههای داغدار فرا خواند.
ساعت ۱۲ و ۵دقیقه چهارشنبه ۱۳اردیبهشت بر اثر انفجار در معدن زغالسنگ یورت در آزادشهر در استان گلستان، دهها کارگر معدن کشته و شمار دیگری مجروح شدند.
بنا به گزارش رسانههای حکومتی تا كنون اجساد ۳۵ تن از كارگران محروم و مظلوم از معدن بیرون كشیده شده و هنوز شمار زیادی از معدنچیان همچنان در اعماق معدن محبوس هستندكه براساس گزارش امدادگران، امیدی به زندهماندن آنها كه محبوس هستند، وجود ندارد.
بنا به گفته یکی از معدنچیان كه از این سانحه جان به در برده؛ روز گذشته بوی گاز در معدن استشمام شده است، این موضوع به مسئولان توضیح داده شده بود ولی هیچ توجهی به آن نشد تونلهای این معدن، فاقد حداقل های ایمنی است و در صورت هر نوع اتفاقی، تنها ۱۵ تا ۲۰ دقیقه اکسیژن باقی میماند.
اما رژیم ضدكارگری آخوندی، با وقاحت مسئولیت این جنایت را به گردن كارگران انداخت. استاندار گلستان اعلام کرد «سهلانگاری یکی از تعمیرکاران» موجب انفجار در معدن شده است؛ و ربیعی وزیركار رژیم نیز انگشت اتهام را به سمت کارگران نشانه رفته و میگوید: «ظاهرا لوکوموتیو تخلیه زغال سنگ در عمق ۷۰۰متری متوقف شده و برای راه اندازی آن از روش باطریبهباطری استفاده و منجر به انفجار شده است.»
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه
«درنگی در زبان فارسی و گفت و گوی روزمرّۀ فارسی زبانان و نگاهی به شمار عبارات و استعاراتی که در این زبان برای فعلِ "خوردن" و انواع خوراکی ها به کار می رود، موجب شگفتی هر پژوهنده یی میگردد...
![]() |
(دربارۀ کاربرد فعل «خوردن» در زبان فارسی) |
در آشپزخانۀ زبان فارسی!
(دربارۀ کاربرد فعل «خوردن» در زبان فارسی)
«درنگی در زبان فارسی و گفت و گوی روزمرّۀ فارسی زبانان و نگاهی به شمار عبارات و استعاراتی که در این زبان برای فعلِ "خوردن" و انواع خوراکی ها به کار می رود، موجب شگفتی هر پژوهنده یی میگردد...
ذهن فارسی زبانان در موقعیتهای گوناگون و بسیار متفاوتِ زندگیِ روزمرّه از عبارات ساخته شده از فعل "خوردن" استفاده میکند و ما برای نمایاندن دامنۀ گستردۀ این کاربرد، تنها نمونه هایی از آنها را در زیر می آوریم:
ـ در زبانهای اروپایی، هنگامی که کسی از گفتار یا کردار شخص دیگری، بیشتر از گفتار یا کردار خود، جانبداری میکند، عبارتی را از عرصۀ دین به عاریه میگیرند و او را "مسیحی تر از پاپ" میخوانند. فارسی زبانان برای گفتن همین واقعیت، عبارتی از حوزۀ آشپزخانه را ترجیح میدهند و او را "کاسۀ داغ تر از آش" می نامند؛
ـ افعال زیبای "نوشیدن" و "آشامیدن" به دست فعل "خوردن" چنان از صحنۀ زبان روزمرّه رانده شدهاست که فارسی زبانان چای، شیر، شربت و همگی مایعات و نوشابه ها را نمی آشامند یا نمی نوشند، بلکه "میخورند" و عرصۀ کاربرد این فعل به مایعات محدود نشده و "هوا" را هم شامل میگردد و ایشان برای "هوا خوردن" است که به دامن طبیعت میروند؛
ـ برای ذهن فارسی زبانان حالِ کسی که مجبور است تاوان عمل ناخوشایندی را که از او سرنزده است، بدهد، با مقایسه با حال کسی که "آش نخورده و دهان سوخته" دارد، آسان و قابل درک میشود؛
ـ در زبان فارسی هر چیز که نامناسب باشد، چنگی به دل نمیزند و "دندانگیر" نیست؛
ـ "برای چیزی دندان تیزکردن" نیز به معنی قصد تصاحب کردن آن چیز است.
ـ ذهنیّتی که عبارت "مورچه چیه که کلّه پاچه ش باشه" را پرورانده، بسیار حیرت انگیز است. دست کم آن که تصویری شگفت آورتر از "کلّه پاچۀ مورچه" در هیچ جا وجود ندارد.
ـ هنگامی که کسی در برابر دو گزینه قرار میگیرد که یکی از آنها کاملاً بی ارزش و دیگری کم ارزش است و او دوّمی را بر می گزیند، انگیزۀ رفتار خود را با "کاچی به از هیچی" بیان می کند و برای بیان "مشکل کردن بیهودۀ کارها"، از تصویر بدیعِ "چرخاندن لقمه دور سر" بهره می گیرد..
ـ دست زدن به کاری که زحمت آن بیش تر از توانایی کسی باشد: "لقمۀ بزرگ تر از دهان برداشتن" است.
http://bit.ly/2pGRI5z ادامه مطلب در این لینگ میباشد.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سهشنبه
معلمان نسبت به سیاستهای سرکوبگرانه علیه معلمان شدیداً اعتراض کردند و اعلام کردند: جای معلم زندان نیست
![]() |
گرامی داشت روز معلم و درد رنج معلمان در ایران |
واقعیت را باید در شعارهای معلمان دنبال کرد. شعار میدهند اگر اختلاس کم بشود حقوق ما پرداخت میشود، روی پلاکاردهایشان هم نوشته بودند، میگویند خط فقر 3ونیم میلیون، حقوق ما یک میلیون، میگویند، اینکه آموزش و پرورش بودجهاش کم است ربطی به معلمان ندارد، چرا هر سال بودجه نیروهای سرکوبگر انتظامی و نظامی را افزایش میدهند.
وسط سال هم حتی افزایش میدهند، اما به معلمان که وسیعترین طیف کارمندان دولت هستند چیزی تعلق نمیگیرد، معلمان حتی در بیانیههای خود به بیگانگی وزرای کابینههای مختلف رژیم از مسائل آموزش و پرورش اشاره میکنند، آنها در بیانیه پایانی خود که نوشتند که:
”وزیر آموزش و پرورش از جنس خود معلمان نیست. وزرایی که تاکنون حتی یک ساعت در کلاس درس مدرسه حضور نداشتند، چگونه میتواند دردمعلم را بفهمد و گرهی از کار باز کند“.
در حالی که خط فقر تعیین شده توسط رژیم برای یک خانواده چهار نفری چهار میلیون تومان است حقوق بخش عمده معلمان از یک میلیون تومان فراتر نمیرود و عموم آنها در وضعیت مشقت باری زندگی میکنند. اصلاح ساختار بیمه و پرداخت پاداش پایان خدمت فرهنگیان و بازگرداندن پولهای چپاول شده صندوق بازنشستگی فرهنگیان از دیگر خواستهای معترضان بود.
تجمع اعتراضی فرهنگیان شهرهای تهران، کرج، شهریار و قم در مقابل مجلس رژیم در تهران برگزار شد. آنها پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آنها نوشته شده بود: «معلم زندانی آزاد باید گردد»، «تامین ۱٪ ، گرسنگی ۹۹٪ »، «بیمه کارآمد حق مسلم ما است»، «فقر و تبعیض دیگر بس است» و «اسماعیل عبدی آزاد باید گردد».
آقای عبدی که روز ۱۹ آبان ماه برای چندمین بار در منزلش بازداشت شد به اتهام مسخره «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» به شش سال زندان محکوم شده است.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۱, دوشنبه
رژیمخمینی یکی از ضدکارگریترین رژیمهای موجود درجهانکنونی است. اینرژیم و کارفرمایانی که تحتنظام ظالم و سرکوبگر آن عمل میکنند، هرگونه اجحافی علیه کارگران را بادستباز انجام میدهند و هیچگونه مرزسرخ جدی برایشان متصور نیست.
| با گرامی داشت روز جهانی گارکر |
روزکارگر در ایران
در ایران جشن اول ماهمه، برای اولینبار، درسال ۱۲۹۹ برگزار شد. دردوره دیکتاتوری رضاشاه، اینمراسم اغلب بهصورت مخفیانه برپا میشد. بعداز سقوط رضاشاه، دوباره امکان برگزاری علنی اینجشنها پیدا شد و بعضی از اسناد تاریخی از تظاهرات بزرگ اول ماهمه درسالهای 24 و 25 حکایت دارند. درسال ۱۳۳۱، بهدستور دکترمصدق، روز اول ماهمه، عید کارگران و تعطیل رسمی اعلام شد. اما پساز کودتای ننگین 28مرداد، مجدداً اینمراسم، مخفیانه برگزار میشد.
چندی بعد شاه، روز تولد پدرش - 24اسفند- را روزکارگر اعلام کرد! ولی، با اوجگیری جنبش دانشجویی در داخل و خارجکشور و افشای ماهیت سرکوبگر و فاسد رژیم درافکار بینالمللی، شاه ناچار بهعقبنشینی شد و روز اول ماهمه، بهعنوان روزکارگر، تعطیل کارگری اعلام شد. درسالهای آخر حکومت شاه، از طرف اتحادیهها و سندیکاهای فرمایشی، مراسمی بهنام «روزکارگر» برای ستایش از بهاصطلاح خدمات شاه بهکارگران ! برپا میشد که مورد نفرت تودهها بود.
پساز انقلاب57، سازمانمجاهدین خلق ایران اولینمراسم باشکوه روزکارگر را درکرج و درگرامیداشت خاطره کارگران جهانچیت که درسال 50 بهدست مأموران سرکوب رژیمشاه شهید شده بودند، برگزارکرد. درهمینسال، حزب جمهوری و یکارگان کارگری دولتی نیز برای عقب نیفتادن از صحنه، اعلام راهپیمایی کردند. درسال 59، سازمانمجاهدین میتینگ بزرگ روزکارگر را در ترمینال خزانه تهران برگزار کرد. چند گروه سیاسی دیگر نیز برگزاری مراسم روزکارگر را درمحلهای جداگانه اعلام کرده بودند.
خمینی دجال هم درپیامی که بهمناسبت روزکارگر فرستاد، علاوه برحرفهای سخیفی درمورد کارگران از اینقبیل که: کار و کارگر بهگروه خاصی محدود نمیشود بلکه همه ملت کارگرند!، بهسمپاشی علیه گروههای مترقی و اساساً مجاهدین پرداخت. او با گفتن دروغهای رذیلانهیی از اینقبیل که: «آنان که بهاسم طرفداری از کارگران از کار آنان جلوگیری میکنند و پشت نقاب طرفداری از دهقانان، خرمنهای آنان را، که حاصل دسترنج یکساله آنان است، بهآتش میکشند و زیر ماسک خدمت بهکارگران، درکارخانهها با تمام توان اخلال میکنند، اینروز از آنان نیست»، تلاش کرد تا کینهتوزی کور و خصومت هیستریک مزدوران جنایتکار خود علیه مجاهدین را برانگیزد. آنروز خیل چماقداران، مراسم روزکارگر را درهمهجا مورد تهاجم قرار دادند.
اما تمرکز اصلی تهاجم بر روی مراسم مجاهدین درترمینال خزانه بود. رژیم بهاینمنظور تدارک ویژهیی دیده و پاسداران و مزدوران مسلح خود (با لباس شخصی) را با سازماندهی مشخص و بهطور گسترده بهاینمراسم گسیل داشت. قرار بود مسعودرجوی دراینمراسم سخنرانی کند. اما مجاهدین با کشف توطئه ترور مسعود، سخنرانی وی را ملغی کردند. دراینمراسم براثر حملات وحشیانه مزدوران خمینی بهمجاهدین و مردم شرکت کننده، حداقل 300تن مضروب و مجروح شدند، اما مجاهدین توانستند توطئه بزرگ رژیم را خنثی کنند.
اعتراضات کارگری درسالهای اخیر و ابعاد سرکوبی
رژیمخمینی یکی از ضدکارگریترین رژیمهای موجود درجهانکنونی است. اینرژیم و کارفرمایانی که تحتنظام ظالم و سرکوبگر آن عمل میکنند، هرگونه اجحافی علیه کارگران را بادستباز انجام میدهند و هیچگونه مرزسرخ جدی برایشان متصور نیست.
بهیقین درهیچ کشوری نهادهای ضدکارگری تا ایناندازه دستباز برای ستم و فشار علیه کارگران ندارند. موج اعتراضات کارگری در ایران که درطبقهبندی اعتراضات اقشار مختلف، همواره درردیف اول و یا دوم قرار گرفته، بهخوبی نشاندهنده میزان ستم و تجاوز سیستماتیک بهحقوق آنهاست. ایناعتراضات که هرساله نسبت بهسال قبل روند صعودی و گاه چندینبرابر را نشان میدهد، اغلب هنگامی صورت میگیرد که اینزحمتکشان، کارد بهاستخوانشان رسیده باشد.
اعتراضات کارگران شامل اعتراض و تحصن علیه سیاستهای ضدکارگری رژیم آخوندی، تعطیلی کارخانه یا عدم دریافت حقوق ماهانه بهمدت چندینماه و گاه تا یکسال یا حتی بیشتر است، اعتراض بخصوصیسازی کارخانههای تولیدی، برخوردارنبودن از حق بیمهدرمانی و مزایای کارگری در شرایط سخت و اخراج کارگران واستفاده ازکودکان در کاربوده است.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۰, یکشنبه
مسئولیت نسل آگاه
میلاد خجسته پیشوای عقیدتی مجاهدان، پرچمدار تاریخی «هیهات منّاالذله» حسین بنعلی علیهالسلام مبارکباد |
امامحسین(ع) مواضع و دیدگاههای خود را که در تجربه انقلابی عاشورای حسینی در سال 61هجری، بهمنصه ظهور رسید، پیشاپیش در سخنرانی معروفی خطاب به «نسل آگاه» معاصر خویش ایراد فرمودند که در منابع تاریخی معتبر آمده است.
حضرت حسین(ع) در این خطابه، نخست با تعریف و روشنساختن مرز «دعوتکردن» به امور «پسندیده» و پرهیزدادن از امور «ناپسند» شروع میکند و میفرماید:
«دعوتکردن بهامور پسندیده و زینهار دادن از ناپسندیها عبارت است از: فراخواندن مردم بهحقیقت اسلام، همراه با بازپسگرفتن و دادن حقوق ستمدیدگان، افشا و محکومکردن ستمکاران، تقسیم عادلانه درآمدهای خزینه و غنایم، و دریافت شایسته زکات و مالیات و مصرف برحق آنها».
آنگاه، امامحسین(ع) پساز مشخصکردن تعریف بالا و تأکید برحقوق آنها که تحتستم و استثمار قرار میگیرند، خطاب بهنسل آگاه و دانایان معاصر خویش، چنین میفرماید:
«اگر بهدرستی فهم کرده بودید، بزرگترین مصیبت و فاجعهیی که دامنگیر شماست، محرومشدن از خدمت و انجاموظیفه در موضع دانایان و فریادرسی دیگران و راهنمایی آنان است.
بزرگی این فاجعه در این است که این ارزشها و فرامین عادلانه عقیدتی، ودیعهیی است که به ”نسل آگاه“ سپرده شده است، بهنسلی که توانایی تشخیص امور «درست و نادرست» را دارد و «باید و نباید موردنظر خداوند، امانتی است که دردستان این نسل قرار دارد و تنها راه جریانیافتن این ودیعه خداوندی، شما دانایان جامعه هستید، حالآنکه درعمل، دستتان از چنینچیزی کوتاه است».
ملاحظه میشود که از نظر امامحسین(ع)، هرگونه راه جاریشدن حق و عدالت باوجود چنان حاکمیت اموی یا چنین رژیم آخوندی، کاملاًً مسدود است مگرآنکه امانتداران این آرمان و مرام، دست بهکار شده و شرایط سلطه ارتجاع حاکم از طریق جهاد مجاهدان دگرگون شود.
اشتراک در:
پستها (Atom)




