درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

لحظات آزادی از زندان از زبان آقای مسعود رجوی -

آقای مسعود رجوی رهبر کبیر مقاومت مردم ایران
آقای مسعود رجوی رهبر کبیر مقاومت مردم ایران

«...داشتم از لحظات شادی‌آفرین، می‌گفتم: مثلاً لحظهٌ آزادی از زندان. در لحظات آزادی جمعیت قابل توجهی در اطراف زندان قصر جمع شده بودند. آنها شعار می‌دادند و نام مرا فریاد می‌زدند، من هیچ نمی‌فهمیدم. آخر من‌که کسی غیر از یک زندانی سیاسی مثل بقیهٌ زندانیان نبودم. مردم از خود بی‌خود شده بودند. رئیس زندان وحشت کرده بود.‌از من خواست به پشت ‌بام زندان بروم و با بلندگو به مردم بگویم که همهٌ زندانیان آزاد خواهند شد. من که مات مانده بودم به پشت ‌بام رفتم و مردم سراپای مرا گلباران کردند. من علت این همه تشویق را می‌پرسیدم و فریادها با شکوه‌تر از قبل اوج می‌گرفت:‌’زنده‌باد مجاهدین’ ومن در آن حال فریاد می‌زدم: ’زنده‌باد خلق’. وحشت مردم از این بود که در گیروداری که آن‌روزها وجود‌داشت، به نحوی ما را از میان ببرند».  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر