۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

یکصد روز، آتش ظلمت‌سوز

پیدایش آتش و یک صد روز ،آتش ظلمت سوز
پیدایش آتش و یک صد روز ،آتش ظلمت سوز

در پیچ و خم کوه، ناگاه در برابرش مار سیاهی از تیرگی و شقاوت، برآمده از اعماق تاریکی و جهالت، قد علم کرد. هم‌چون اهریمنی با خون سرد، برون آمده از دخمه‌های تنگ.
 هوشنگ، بی‌دفاع و بی‌سلاح، سنگی برداشت و به سویش پرتاب کرد. از برخورد سنگ به تخته سنگ، جرقه‌ای برخاست؛ از پی آن یکصد روز آتشی درگرفت: یکصد روز، آتش ظلمت‌سوز هوشنگ در لغت به‌معنی طریقت و راه و روش؛ و نیز به‌معنای فرد دانا و فرزانه است. در افسانه‌های اساطیری ایران باستان، هوشنگ شاه، روزی با یارانش (که به روایتی، یکصد تن بوده‌اند) از کوهی گذر می‌کند. در آنجا با ماری بزرگ و بدهیبت روبه‌رو می‌شود. او تصمیم به نبرد با مار سیاه می‌گیرد. هوشنگ برای نابود کردن این جانور هولناک، سنگی از زمین برمی‌دارد و آن‌را نشانه می‌گیرد. سنگ به تخته سنگی می‌خورد و از برخورد این دو سنگ جرقه‌یی پدید می‌آید.
 فروغی پدید آمد از هر دو سنگدل سنگ گشت از فروغ آذرنگهوشنگ این رویداد را به فال نیک گرفت، آتش بزرگی برافروخت و جشنی برپا ساخت: جشن سده. جشن غلبه نور و روشنایی بر تیرگی و ظلمت. جشن پیروزی بر اهریمنان و بر حکام جبار زمان.
  بر لشکر زمستان، نوروز نامدارکر دست رأی تاختن و قصد کارزاروینک بیامدست به پنجاه روز پیشجشن سده، طلایه نوروز و نوبهار (منوچهری) ایرانیان باستان، یکصدمین روز از زمستان را جشن می‌گرفتند. این جشن که هر ساله در 10بهمن‌ماه به‌نام جشن سده برگزار می‌شود، یکی از بزرگترین جشنهای ایرانیان است.
 فردوسی، شاعر بزرگ ملی ایران، در اثر جاودان خود، شاهنامه، و در نخستین فراز آن، سه جشن بزرگ ایرانیان را به ترتیب ورودشان به شاهنامه چنین توصیف می‌کند: سده، نوروز و مهرگان. جشن سده را هوشنگ، پسر سیامک و نوه کیومرث، به‌مناسبت دستیابی به آتش ترتیب می‌دهد. نوروز، جشن آغاز سال است که آن را جمشید برپا می‌دارد؛ و مهرگان، جشن پیروزی مردم بر ضحاک‌ماربه‌دوش است که توسط فریدون برپا داشته می‌شود. خمیر مایه هر سه جشن را پیروزی انسان بر طبیعت و یا بر حاکم جبار و نیز ایجاد راههای نوین در چگونگی زندگی اجتماعی انسان تشکیل می‌دهد.
 پیدایش آتش نقطه عطف و آغاز تحولی بزرگ در زندگی بشر محسوب می‌شود. درباره چگونگی دستیابی انسان به آتش و مراتب نگهداری آن، در ادبیات ملل گوناگون، داستانهای هیجان‌انگیز و پرحادثه بسیار وجود دارد. نیاکان ما، اقوام مختلفی که در سرزمین ایران می‌زیستند، از این امر نه تنها مستثنی نبودند، بلکه به‌ویژه ارج و احترام فوق‌العاده‌یی برای آتش قائل می‌شدند. آتش نزد ایرانیان باستان، مظهر روشنایی و پاکی و راهنما و راهگشای مردم به‌سوی رفاه و آسایش و دانش و نیرومندی بوده است.
 برای نامگذاری جشن سده تا کنون روایات گوناگونی ذکر شده است. از جمله این‌که هنگام برگزاری جشن سده، یکصد روز از زمستان بزرگ، می‌گذشت. آغاز زمستان در ایران باستان از اول آبان به حساب می‌آمد. ایرانیان معتقد بودند در این روز سرمای زمستانی به اوج خود می‌رسد و از آن پس رو به افول می‌گذارد. به‌همین مناسبت مردم در دشت و صحرا گردهم می‌آمدند و انبوهی هیزم و بوته‌های خار فراهم می‌کردند. همراه با فرو رفتن خورشید و فرا رسیدن تاریکی شب، آتش می‌افروختند و در اطراف آن به شادمانی می‌پرداختند. وجه تسمیه دیگر سده این بوده است که از دهم بهمن تا فرا رسیدن بهار، پنجاه روز و پنجاه شب باقی است که جمعاً یکصد گاه را تشکیل می‌دهند. ایرانیان چنین شبی را علاوه بر آغاز اعتدال هوا، به‌عنوان طلایه نوروز و رسیدن بهار جشن می‌گرفتند. قصه‌ها و روایات دیگری نیز درباره نامگذاری جشن سده وجود دارد که همگی زیبا و جالب توجه‌اند.
 اگر ‌چه جشن سده نتوانست مانند نوروز و مهرگان - آن‌چنان‌که باید - پایدار بماند و به‌خصوص پس از حمله مغول کمتر مورد توجه قرار گرفت، اما ایرانیان جشن دیگری را رواج دادند که گستردگی آن خیره‌کننده است. این جشن همان جشن چهارشنبه‌سوری است. هر چقدر که مرتجعان در جلوگیری از اجرای مراسم چهارشنبه‌سوری نهایت تلاش خود را می‌کنند، اما مردم در حفظ و اجرای شکوهمندتر و گسترده‌تر آن از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند.
 با این همه، جشن سده به‌رغم همه محدودیتهایی که در طول زمان پدید آمد، هم‌چنان پا برجا مانده است. این جشن خوشبختانه در سالهای اخیر به‌ویژه به‌صورت نوعی مقاومت در برابر جاهلیت و تعصب آخوندهای تبهکار حاکم، در میان توده مردم رواج یافته است. در حقیقت باید گفت که ویژگیهای زیبای جشن سده، که همانند دیگر جشنهای ایرانیان چون نوروز و مهرگان، نشان از زندگی و شادمانی و مبارزه با پلیدی و اهریمنی دارد، باعث شده است که ایرانیان در هنگامه‌های سخت از آن به‌عنوان وسیله‌یی جهت مقابله با دشمنان خود بهره‌ گیرند و در برپایی و نگهداری آن کوشا باشند

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر