البته کار سختی نیست که آخوندها و ایادی مرتجعشان
را وادار کنید که واقعیت ذهن خود را نسبت به مردم بیرون بریزند. از وقاحت آخوندی، هم
پدران و مادران ما نمونهها میگفتند، و هم در تاریخ و طنزهایی مثل عبید زاکانی، میتوان
نمونههای بسیار پیدا کرد، و هم از دورهی مشروطه، از سر مرتجعان، شیخ فضلالله نوری،
نمونههایی مثل این هست که در تاریخ بیداری ایرانیان- ناظمالاسلام کرمانی. ص 322 آمده: «شیخ فضلالله رو کرد
به مجدالاسلام و گفت: ”ما اهالی ایران شاه لازم داریم، عینالدوله لازم داریم. چوب
و فلکه و میرغضب لازم داریم ملا و غیرملا، سید و غیرسید، باید در اطاعت حاکم و شاه
باشند». از سرسلسله مرتجعان کنونی یعنی خمینی هم نمونهی
بیحیایی در این رابطه بسیار است، از مخالفتش با حق رأی زنان در دهه چهل تا دیدگاهش
نسبت به مردم در کتاب حکومت اسلامی که نوشته بود: «قیم ملت با قیم صغار، از لحاظ وظیفه
و موقعیت، هیچ فرقی ندارد»، و تا آنچه در یک سخنرانی علنی که روز 14بهمن63 از رادیو
تلویزیون پخش شد، گفت: « «آدم گاهی درست نمیشود مگر اینکه ببرند و داغ کنند تا درست
بشود. با اشخاصی که برخلاف این هستند آنها را بکشید و بزنید، حبس کنید». بقیه سرکردههای این رژیم هم بارها درونة ذهن خود
را نسبت به مردم بیرون ریختهاند. اما دعواهای بعد از این نمایش انتخاباتی هم یک نمای
دیگر از بروز فراتر از وقاحت و دیدگاه ضدمردمی مرتجعان شد تا نفاق و دورویی و بیشرمی
را یکبار دیگر به نمایش بگذارند و به مردم ایران توهین کنند. از این زاویه اگر نگاه کنیم، آخوند حسن روحانی درست
گفت که: «انتخابات بسیار پرمعنایی انجام شد... . آرای مردم صدها جلد کتاب رهنمود...
دارد».... یکی از معناهایش این بود که ماهیت تمامیت این حاکمیت را پیش چشم مردم گذاشت
و نشان داد که: این واعظان که به منبر میروند و در رادیو و تلویزیون و همه رسانههایشان
قبل از نمایش انتخاباتی و در سالگرد 22بهمن، با کلمات پرطمطراق، مردم را ملت فهیم ایران
و امت در صحنه میخوانند و از حماسهی حضور با آب و تاب حرف میزنند، بعد از نمایش،
و وقتی که خرشان در وسط پل، با شیخ خرسوارش، مفتضح شده و گیر میکنند، هردو جناحشان
شروع به فحشدادن به مردم ایران میکنند: اول بخشی از توهینهای دار و دستهی ولیفقیه: جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز!:
«تهران پایگاه اصلی ضدیت با انقلاب و ولایتفقیه است و رأی آوری این افراد نیز نشاندهنده
همین مسأله است. !». البته خداوکیلی حرفش درست است چون بخشی از حقیقتی
را که سالهاست مقاومت ایران گفته، او با فرهنگ آخوندی خود لو میدهد که مردم تهران
پایگاه اصلی ضد ولایتفقیه هستند. (با توجه به اینکه 50 درصد هم به گفته خودشان رأی
ندادهاند پس درستش ضدیت کل ملت ایران با ولایتفقیه است). توهین دیگر به مردم تهران را در در روزنامه حکومتی
جهان صنعت 12اسفند94، میخوانیم که از قول سایت نزدیک به جبهه پایداری، تهران را بهعنوان
«شهر طلاق و اعتیاد و جرم»، نام میبرد. توهین دیگر: یک عضو جبهه پایداری یعنی وحید یامینپور
است که میگوید: «... تهران شهری است با انبوهی از جمعیت متعلق به طبقه متوسط جدید
شهری، پیچیده در سبک زندگی شبه مدرن با مطالبات شبه روشنفکرانه. چه بر مبنای مفهوم
«طبقه و قشر» تحلیل کنیم و چه مبتنی بر مفهوم «سبک زندگی»، آنچه روشن است اینکه رأی
بخشی از مردم تهران عموماً قداست زدایی شده و عرفی و حامل ارزشهای غربگرایانه است». توهین دیگر در روزنامه حکومتی وطن امروز است که
البته ضمن اعتراف به محرومیت در تمام ایران و وجود جنبش محرومان، مردم تهران را با
عبارت طبقه خاص، از مردم سایر نقاط ایران جدا میکند و انگار که محرومیت و جنبش گرسنگان
در تهران نیست مینویسد: «به جز تهران که آرای اکثریت مردم از یک طبقه خاص! و با نیات
سیاسی! به صندوق ریخته شده است؛ تقریباً در همهجای ایران، معیار اصلی و مطالبه اصلی
برای انتخاب مردم، مسائل اقتصادی و معیشت بوده است... ... . این رفتار مردم شهرستانها
را میتوان تحت عنوان جنبش محرومان بررسی کرد؛ موضوعی که نشانگر یک شکاف بسیار گسترده
و عمیق اجتماعی در جامعه است». آش این توهینها به قدری شور شده است که خود همپالکیهایشان
به وحشت افتادهاند و شروع به اعتراض کردهاند، و بخودشان میگویند حیا کنیم، آخر همین
مردم تهران را ما داشتیم در سه دوره میگفتیم شهیدپرور و... .. دو نمونه زیر را بخوانید: وطن امروز11اسفند94: «کوفه خواندن تهران، بیتعارف
بیانگر نوعی «بیمعرفتی سیاسی» است. یعنی چه این حرفها؟ چطور مردم تهران وقتی 3 دوره
مجلس را به افراد همسو با ما میسپارند، شهیدپرور و ولایی و اهل درد و با معرفت خوانده
میشوند اما کافی است باری علیه من و ما رأی بدهند!» روزنامه حکومتی اعتماد 12اسفند هم از دعوا در شورای
شهر خبر و یا عنوان «تهران، کوفه نیست» نوشت: «دیروز برخورد شدید
لفظی بین احمد مسجدجامعی و مهدی چمران مهمترین حاشیه جلسه شورا بود، چرا که... به
شکلی واضح به مردم پایتخت توهین شده است. یکی از تندترین این اظهارنظرها از سوی جعفر
شجونی، ... منتشر شده است. این اظهارات... با موجی از واکنشهای تند مردمی... روبهرو
شد».. اما از آنسو، دار و دستهی رفسنجانی، هم که در این
نمایش در شهرستانها باخته است، به مردمی که همیشه لقب امت در صحنه داشتهاند، توهین
کرد: کیهان11اسفند 94: حسین مرعشی، از اعضای ارشد حزب
کارگزاران و از نزدیکان خانواده هاشمی رفسنجانی روز گذشته و پس از قطعی شدن شکست جریان
ائتلاف اصلاحطلب در سراسر کشور، مردم شهرستانها را عقبمانده سیاسی دانست. حسین مرعشی گفته بود:: اکنون میتوان توسعه سیاسی
را در تهران 100، در مراکز استانها 50 و در شهرستانها 30 در نظر گرفت». حالا این توهینها برای چیست؟ جواب را احمد مسجدجامعی،
... رئیس سال گذشته شورای شهر داده است، البته باز هم با فرهنگ خودشان: اما از لابلای
آن میشود فهمید که موضوع چیست: او نوشته: «اینبار هر چند جامعه
به کسانی رأی میداد که چندان آنان را نمیشناخت ولی مصمم بود... به آنهایی که میشناسد
رأی ندهد و از چهرههای جدید بهره گیرد. در واقع یک موضع سلبی موجب بهمیدان آمدن مردم
شد. روزنامه حکومتی اعتماد 12اسفند 9» تعریف موضع سلبی یعنی نفرت مردم ایران از اصل ولایتفقیه.
که هر دو دسته حاکمیت به آن ملتزمند!.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر