۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه

علی (ع) را بیشتر بشناسیم :بنیان‌گذاری دانشهای متعدد

مرقد حضرت علی در شهرنجف
مرقد حضرت علی در شهرنجف 

همه دانشهای اسلامی از علی(ع) سرچشمه گرفته و یا مرهون تلاشهای او است. در اینجا تنها یک گزارش اجمالی از آنها میسر است که ذیلاً می‌آوریم:
الهیات، در میان دانشهای اسلامی، مهمترین آنها شمرده می‌شود. مباحث این دانش پیرامون توحید و دیگر اصول و عقاید معتبر دینی است و ارجحیت اعتبارش به‌همین موضوع برمی‌گردد که در یک کلمه، خود خداوند باری، «اللّه» جلّ جلاله است.
مسلمانان در مباحث الهیات به‌سه‌بخش عمده یعنی شیعیان (جریانهای مختلف شیعه)، دوم معتزله که یک گروه اهل‌سنت اند که به‌مکتب «معتزله» تعلق دارند. و سومی هم اشاعره گروه دیگر اهل‌سنت هستند که به‌مکتب اشاعره تعلق دارند. همه اینها به‌نحوی سلسله‌شان به‌علی راه می‌برد.
فقه: در دانش فقه، روشها، احکام و سنن معتبر اسلامی مورد بحث قرار می‌گیرد. اموری که بخشهای مختلف رفتاری اهل دیانت را سامان می‌دهد و باید مورد عمل قرار بگیرد. اصل و اساس این دانش فقه، مرهون علی(ع) است.
در رشته دانش فقه اسلام، این روشن است که مهمترین مکتبهای فقهی عبارتند از شیعیان امامیّه و زیدیّه. و مکتبهای چهارگانه معروف اهل‌سنت. یعنی: حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی که اینها هم هرکدام به‌نحوی سرچشمه دانش خود را علی(ع) می‌دانند.
«ابن‌عباس» که بسیاری مانند عکرمه و دیگران در فقه و تفسیر از وی آموخته‌اند، آشکارا خود را شاگرد علی(ع) می‌دانسته و همواره بر‌این تأکید می‌کرده است. وی تصریح می‌کرد که دانشی که از علی(ع) آموخته در قیاس با دانش خود آن‌حضرت مانند قطره‌یی در قیاس با‌دریای محیط (اقیانوس) است.
درباره فضیلت علی نسبت به‌دیگر صحابی بزرگ پیامبر درهمان‌دوران، کلام معروف و مکرر عمر بن‌خطاب، دومین خلیفه مشهور از راشدین، کفایت می‌کند که می‌گفت: «خداوند مرا زنده نگذارد در مواجهه با مشکلی که ابو‌الحسن (علی-ع) دردسترس نباشد».
عمر که خود از فقیهان صحابه شمرده می‌شود، در زمان خلافتش دستور داده بود که هرزمان که علی(ع) در مسجد پیامبر(ص) حضور داشته باشد، کسی دیگر حق ندارد اقدام به‌صدور رأی (فتوی) در پاسخ به‌مراجعات مردم بنماید‌. نمونه آراء قضایی یا فتاوای علی(ع) در کل دوران پس‌از وفات پیامبر(ص) بسی مشهور است و مؤلفان مختلفی به‌گردآوری آنها اقدام کرده‌اند.
شایان یاد‌آوری است که خود پیامبر(ص) خطاب به‌صحابه تصریح فرموده بود که «اقضاکم علی». یعنی تواناترین شما برای تصدی قضاوت، علی است.
برخی قضاوتهای علی(ع) که به‌یادگار مانده، از هر نظر شبیه به‌معجزه است.
تفسیر قرآن: پایه‌های دانش تفسیر قرآن که اینک شامل دهها عنوان کتاب معروف و صدها مجلد می‌شود، در‌اساس مانند دانش فقه متعلق به‌دو‌شاخه اصلی شیعه و اهل‌سنت است. مرجع اصلی مفسران شیعه، امامان اهل‌بیت پیامبرند و مهمترین مرجع تفسیر اهل‌سنت نیز همان‌ «ابن‌عباس» است که در بخش فقه یادکردیم و او در این دانش هم، خود را شاگرد علی(ع) با بسی تفاوت با این استاد معرفی می‌کند. این واقعیتی است که هر آشنا به ‌فن تفسیر، طی مراجعه و تحقیق در کتابهای معتبر تفسیری نزد اهل‌سنت با آن مواجه می‌شود.
فن قرائت: دانش قرآنی دیگری درکنار تفسیر قرآن، مهم است که عبارت است از فن «قرائت» ‌. این فن روشن می‌کند که هر‌کلمه قرآن در اصل چگونه توسط پیامبر(ص) یا راویان معتبر، از آن حضرت خوانده می‌شده است. می‌دانیم که بسیاری از کلمات مختلف در معنی، در نوشتن، شبیه هم نوشته می‌شوند به‌خصوص در عصر نخست اسلامی که نه‌تنها اعراب‌گذاری کلمات، بلکه نقطه‌گذاری هم معمول نبوده است. مهمترین مرجع این دانش نیز علی(ع) بود چرا‌که بسی پیش‌از دیگر صحابه، کل قر‌آن‌را ‌ازروی قرائت معتبر حضرت‌محمد(ص) ازبر کرده و نوشته‌های قر‌آن ‌را‌ که خود، یکی از پیشروترین کاتبانش زیرنظر پیامبر(ص) بوده، مطابق این دریافت قرائت می‌کرده است. در این زمینه هم یکی از معروفترین شاگردان علی(ع) که نزد اهل‌سنت بسی معتبر است، همان‌ «ابن‌عباس» است.
 فنون زبان و ادب عربیبسی مشخص است که به‌عنوان شرط مهارت در دانشهای اصلی اسلام که یاد شد، هر محقق و دانش‌پژوه بایستی قادر به‌استفاده از متون اصلی باشد که عبارتند از قرآن و کلمات پیامبر(ص) و روایتهای موجود پیرامون روش و سنت آن‌حضرت. برای همین، دانش لغت و فنون کتابت و قرائت و قواعد دستوری زبان عربی، (علم نحو) و فنون فصاحت و بلاغت اهمیت دینی می‌یابند.
در این موارد کافی است اشاره کنیم که آن حضرت بنیان‌گذار اعراب و دانش نحو بوده است و پیش‌از آن، قوم عرب به‌رغم شعرسرایی مشهور شاعران دوران جاهلیت، چنین ضوابطی نداشته است. درسهای اولیه نحو، قواعدی بوده که علی(ع) به‌ «ابوالاسود دئلی» آموخته و املا فرمود تا او بنویسد. این اولین‌پایه، شامل تقسیم کلمات به‌اسم، فعل و حرف و همچنین شمردن انواع اعراب به‌رفع، نصب، جرّ و جزم است که باید از توضیح آنها بگذریم.
آثار علی در بلاغت، راهنمای عمل پویندگان این‌راه بوده و همچنان هست. همینقدر اشاره کنیم که از علی(ع) بیش‌از ۴۸۰متن خطابه برجای مانده است که همه آنها فی‌البداهه و به‌طور عمده در مدت کوتاه زمامداری بر‌مردم خوانده شده است.
  حکیم و فیلسوف مکتب‌نرفته درکنار علوم اخص دینی، دانش علی(ع) در اموری مانند شگفتیهای آفرینش و دنیای حیات، بسیار اعجاب‌انگیز و مانند معجزه است. خطبه معروفش در توصیف طاوس یا خفاش و غیره، (نهج‌البلاغه، خطبه‌های ۱۶۵ و۱۵۵) چه پیامی دارد؟چنین سخنان از کسی که در دوران پس‌از وفات پیامبر(ص)، به‌کشاورزی و نخل‌کاری روی‌آورد ودر‌دوران عمرش به‌هیچ نقطه دوری از عربستان عقب‌مانده سفری نداشته و در محضر هیچ دانشمندی شاگردی نکرده بود، شگفت است.
کلمات علی(ع) در مفاهیم دقیق فلسفی هم که در توصیف مرزهای توحید با اوهام خیال‌بافان بیان فرموده، (مانند خطبه۱ و خطبه۶۵ نهج‌البلاغه)، به‌مراتب شگفت‌انگیزتر است. آیا او این‌همه را جز از منبع وحی و از محمد مصطفی(ص) می‌توانست آموخته باشد؟ خاطر‌نشان کنیم که تا قرن دوم هجری، نه‌در اسلام و نه در عربستان، خبری از مباحث دقیق فلسفی در میان نبود

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر