آشنایی بیشتر با یک سیمای خجسته بزرگ ، زینب کبری دختر فاطمه و علی(ع)
سالروز وفات زینب کبری گرامی باد.
در اوایل جمادیالاول سال ششم هجری، در خاندان پیامبر(ص) دیده به جهان گشود،
در خانهیی که نه جای روزمرّههای تکراری، بلکه مرکز مبارزهیی بود که ساختن انسانو تاریخ نوین موحدان را دردستور داشت. در چنین خاندانی، دخترک نوزاد از همان آغاز با
محبت مادر و پدری انس میگرفت که خود را تحترهبری پدربزرگ، محمد(ص)، وقف آن کرده
بودند تا عشق و افق بلندی را بر پایه توحید و اسلام، به بشریت، هدیه و آموزش دهند. روح زلال زینب هرچه
که بیشتر با تاب و تپش خاندان خو میگرفت، عمیقتر با عشق بزرگشان آشنا و همدم میشد
و هرچه که کلمهها و مفاهیم تازهیی را میآموخت، با ذخایر یک میراث تاریخی عظیم آمیختهتر
میشد که افتخارهای عقیدتی و انقلابیخاندانش بود. اما چرا او را زینب
نامیدند؟! زینب یعنی زینت پدر و به زبان امروز میتوان گفت ”گل سرسبد“ یا ”زیبا گل
شاخسار“ خانواده. میگویند چون پیامبر او را خیلی دوست داشت این نام را بر او نهاد.
گفته میشود در فرهنگ قدیم هم به درخت خوشبو و زیبا و انسانهای خوشظاهر و آراسته
گفته میشد. اما زیباتر از همه اینها، راز انتخاب این نام، توسط حضرت فاطمهزهرا برای
اولیندخترش میباشد؛ میگویند چون حضرت فاطمه از علاقه پیامبر به دختر بزرگ خودش
زینب با خبر بود، لذا نام اولیندختر خود را هم زینب گذاشت. اما حضرتزینب نام
دیگری هم داشت که ”عقیله“ بود. عقیله یعنی بانوی بادرایت و زیرک و بسیار دانا، بانوی
خردمند و بزرگوار. نقل است از ابنعباس،
پسرعموی پیامبر و از معتبرترین راویان و مفسران قرآن، که بهقدری زینب دارای هوش و
فراست و عقل و درایت بود که او را عقیله صدا میزدند، تا آنجا که تقریباً کمتر کسی
او را زینب صدا میکرد. ابنعباس میگوید ابتدا به زینب میگفتند عقیله بنیهاشم،
یعنی بانوی خردمند بنیهاشم و بعداً کلمه بنیهاشم هم در صحبتها حذف شد و او را عقیله
مینامیدند. ابنعباس به موضوع
بسیار جالب دیگری درباره حضرتزینب اشاره میکند؛ اینکه زینب بهقدری در ارائه نظرات
صحیح و هوشمندانه، با درایت و دقیق بود که وقتی مولای متقیان علی(ع) به خلافت رسید،
زینب را که در آنزمان سنش 35سال بود و چندین فرزند هم داشت، همراه خود از مدینه به
کوفه برد، تا از او (بهمثابه مشاور خود) بهره گیرد. راستی که ازیکسو ناشناختهماندن
چنین چهره درخشان و والایی از زینبکبری، و ازسوی دیگر رفتار و رویکرد علی(ع) دربرخورد
با زنان و ارجگذاری به شخصیت انسانی آنان چقدر پیشرفته بود که در ۱۴۰۰سال قبل عقیله
بنیهاشم یعنی حضرتزینب را برای مشورت و کمک در امور حکومتیش با خود به کوفه میبرد. و اینجاست که یکی
دیگر از تفاوتهای اسلام اصیل محمدی و علوی با اسلام ارتجاعی و آخوندی بهوضوح پیداست.
اسلامی که کمترین ارزشی برای زن قائل نیست. راستی که درست رودرروی آخوندهای زنستیز
و دینفروش لقب زینبکبری را عقیله گذاشته بودند. حضرتزینب همچنین
سخنوری توانا و ادیبی کمنظیر بود، بهنحوی که همه ادبای عرب که سخنرانیهای حضرتش
در کوفه و شام بعداز شهادت امامحسین را بررسی کردهاند، میگویند از لحاظ غنای ادبی،
تفاوتی با نهجالبلاغه علی(ع) ندارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر