۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

سانسور در ایران تحت حاکمیت ارتجاع قرون وسطایی

سانسور در نظام آخوند های مرتجع ایران
سانسور در نظام آخوند های مرتجع ایران 

اتاقهای مرگ کتاب

تاریخ چند صد ساله جهان و ایران نشان داده است که در نظامهای دیکتاتوری ـ اعم از مذهبی و غیرمذهبی ـ جایی برای هنر و ادبیات نیست.

 این انکار از ریشه، جوهر و ذات اندیشه این نظام‌ها ساطع و اعمال می‌شود.

 این نظام‌ها که گرفتار بلاهت ضدتاریخی هستند، هرگز نتوانسته و شایستگی‌اش را نداشته‌اند که قدرت روحی، معنوی، فکری و تعالی‌جویی هنر و ادبیات را درک کنند. از این‌رو، از قضا در همین نظام‌ها، ادبیات و هنر و فرهنگ، سلاح نبرد مردم با حاکمان می‌شود، چرا که “هنرمند ناچار است با نیروی بازدارنده تاریخ، نبرد کند.

 در مثل فردوسی در دوره‌ای که عوامل بیگانه تیشه به ریشه زبان و فرهنگ پارسی می‌زدند و محمود غزنوی به گفته خودش «انگشت در کرده بود در جهان و قرمطی می‌جست»، فردوسی به دفاع از فرهنگ سرزمین خویش برمی‌خیزد و با سرودن شاهنامه به پارسی دری، نشان می‌دهد که ایران، گذشته درخشانی داشته است“.

(نقل از کتاب «هنرمند، گذشته و آینده فرهنگی»، ص 96). و نیز آن‌گونه که در سده‌های تاریک قرون وسطا، دانشمندان ریاضی و فیزیک با پیشبردن آشکار و نهان دستاوردهایشان، همراه با رشد اندیشه سیاسی و آزادیخواهی، اروپا را به بلوغ رنسانس رساندند.....

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر