اما بهجاست که همینجا، بیان مشروحتر و ریزتری
از وضعیت اقتصادی-اجتماعی دوران مهدی (عج) را بخوانیم که امام علی(ع) بیان فرموده
و در نهجالبلاغه نیز در ردیف خطبهها درج شده است.
این خطبه همان است که از دیرباز
مورد توجه مجاهدین خلق بوده و آنرا بهعنوان بیان و تصویری معتبر از جامعه بیطبقه
توحیدی بهصورت زیر تدوین کرده و بهرواجش همت گماشتهاند.
فهرست مشخصات تدوینشده
از جامعه آرمانی امامزمان مهدی (عج)، یعنی جامعه بیطبقه توحیدی، بهقرار زیر است: - حداکثر رشد تکنولوژی
تا هیچ نقطهیی از زمین، ناخرم و ناآباد باقی نمانده باشد. - ظلم و ستم و بهرهکشی
ریشهکن شده، اثری از طبقات استثمارگر در میان نباشد. - تفکر پولی و اقتصاد
کالایی منقضی شده باشد. - هیچ زمینهیی برای
جنگ و برادرکشی باقی نمانده باشد. - مرزهای قومی، ملی،
نژادی و طبقاتی، بیمعنی شده و فروریخته باشد. - طبیعتاًً در چنین
شرایطی، همه مفاسد، فحشا، خیانت و دزدی، ریشهکن شده است. جامعه توحیدی ونفی طبقات در بشارت مهدی موعودآقای مسعودرجوی طی سخنانی پساز تأکید برتضاد بنیادین
نگرش مجاهدین با رویکرد مرتجعان، پیام مجاهدین خلق ایران در نیمهشعبان سال ۱۳۵۹ و
6مشخصه ذکرشده در آنرا درباره جامعه توحیدی و نفی طبقات مرورنمود و سپس هفتمین
مشخصه را بر آنها افزود. در زیر، بخش گزیدهیی از این سخنرانی که درباره ”حتمیت ظهور
موعود منتظر“ است، از نظرتان میگذرد: کسی هست که میآید«هرایدئولوژی و مرام
و مکتبی، پساز پاسخ به مسأله وجود و مسأله انسان، باید به مسأله جامعه و تاریخ
هم پاسخ بدهد. یعنی انسجام همه مکاتب بهاین است که مثلث فلسفی خود را در تبیین وجود،
انسان و تاریخ، چگونه بر زمین میگذارند. در فلسفه یکتاپرستی، ایده توحید در رأس
قرار دارد و دو گوشه دیگر را انسان و اجتماع انسانی که موضوع تاریخ است، فراگرفتهاند.
اما در پاسخ به مسأله جامعه و تاریخ، انبیا و پیامآوران توحید، انقلابیون و مصلحان
بزرگی که در اعصار جهل و بردگی ندای انقلاب و آزادی سرمیدادند، مشخصه بسیار تکاندهنده
پیام و مرامشان، پیوسته این بوده که آینده را و نهایت تاریخ را از آن مظلومان و ستمدیدگان
میدانستند. پیروزی نهایی شایستگان و محرمان را بر ستمگران و دجالان بشارت میدادند.
فقط در منطق تکامل میتوان گفت که هرچند زمین پر از دد و دیو و مرتجعان باشد، ولی
حرکت تاریخ درمجموع روبه پیش است.
سمت واحد، یگانه و خدشهناپذیر حرکت جامعه و تاریخ،
همانا فتح و پیروزی نهایی ستمکشان است. این همان گل بالابلند اسلام انقلابی، تشیع علوی
و اسلام مجاهدین، دربرابر جاهلیت و ارتجاع است.
در ایدئولوژی اسلام انقلابی، تکامل
اجتماعی سمت و سو دارد و سمت واحد، یگانه و خدشهناپذیر آن تردید برنمیدارد.
قائم
منتظَر (ایستاده و قیامکنندهیی که انتظارش را میکشند) بیان عینی و سمبل و نماد همین
فلسفه است. چنین نیست که تا بهآخر، جهل و ارتجاع، استیلا و حاکمیت داشته باشد. چنین
نیست که خونها هدربرود. چنین نیست که زمین و زمان را صاحبی نباشد. نه، حتما که هست.
آری کسی هست که میآید. امید و انتظار همه محرمان و ستمکشان است. آرمان همه سرکوبشدگان
و زحمتکشان است.
به فریب و ریا و دجالیت خاتمه میدهد.بر دوگانگیها و شکافهای تاریخی
و طبقاتی مهر پایان میزند. تاریخ حقیقی انسان را بازمیگشاید. چنین نیست که وعدهها
میانتهی و بیمعنی باشند. تغییرات و تطورات اجتماعی، سرانجام بهرفع هرگونه ستم و
زنجیر و محو طبقات و بهرهکشی انسان از انسان منجر خواهد شد. بینالملل ستمکشان و رنجبران،
بینالملل عدالت و آزادی، بینالملل آزادی و یگانگی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر