آنان که جان به کوره خیزش گداختند پیکان رزم در تف ادراک آختند. افروختند نور چراغی که نسلها با آن، طریق ، از چه و بیره شناختند. دستی گشود قفل دری را که نسلها تا فصلهای فتح و ظفر تیز تاختند. دستی گذاشت سنگ بنایی که نسلها بر آن بنا و باروی پیکار ساختند. انداختند طرح نوینی به بام دشت طبل تپش به گونه توفان نواختند:
چهار خرداد روز شهادت بنیانگزاران سازمان مجاهدین خلق ایران
و این ادراک روشن توست که پیرامون را روشن میکند.راز و رمز بقای مجاهدین در آن دوران، وسالم
ماندن جنبش از آلودگی به رجس خمینی و همینطور، سالم ماندن تمامی نیروهایشان، همین
موضعگیری در برابر محو آزادیها توسط ارتجاع حاکم بود و اینکه گول نخوردند و روی این
موضع ایستادندکه دشمن مردم ایران کسی غیراز خود ارتجاع نیست.
همیشه به راه نگاه کن. به پشت سر نگاه کن!
در ابتدا یک تن بوده است.
و امروز نسلهایی است. در ابتدا یک تن به خاک افتاد، اما هزاران
به راه افتادند.
در ابتدا یک تن ایمان یافت وکشف کرد.
و اکنون، نسلها در طریق او روانهاند. آیا هر جنبشی چنین سرنوشتی دارد؟
۴خرداد، شهادت بنیانگذاران و راز ماندگاری
و راهگشایی تاریخی آنان فکرها و اندیشهها هم، طول و اندازهیی
دارند. اندیشههایی هستند که تا فاصله چند قدم یا تا چند ساعت بیشتر نفس نمیکشند.
اما اندیشههایی هستند که در طول آینده امتداد پیدا میکنند. تاریکیهای دیکتاتوری و ارتجاع همواره در
کمیناند. ما به امید نیاز داریم. اما شعلههااغلب خاموش میشوند. آیا میتوان شعلههایی
جست که خاموشی ناپذیر باشد؟اندیشهها به مثابه کلیدها هستند.
برخی
کلیدها، در را رو به حیاطی کوچک و برخی دیگر، رو به دروازههایی بزرگ و آیندهیی شکوفا،
باز میکنند . زندگی، آرام میگذرد. ظاهرا آرام! ولی در
دل همین زندگی آرام، تاریخ سخت در هر لحظه با کشاکشی روبهروست، کشاکشی پرشعله و پر
مانع و پر خون و خاکستر!
آیا ما از ورای پوست زمان ، کشاکش لحظههای تاریخی را میبینیم؟هیچ نهری و رودخانهای نیست که سرچشمهای
نداشته باشد.
دریا از چشمه و از قطره آغاز شده است و این چشمه کی جوشش آغاز کرد؟آن سال ، سال نهادن سنگ بنایی بود که بنیانگذار
آن میخواست کمبودی بزرگ در تاریخ ایران را جبران کند. باید نقطه پایانی بر شکست جنبشهای
آزادیخواهی در ایران گذاشته میشد.
از کودتای ۱۲۹۹و سلطنت پهلوی تا سال ۱۳۵۰این نخستین سازمان مخفی و مسلحی بود که
توانسته بود به مدت ۶سال (ازشهریور ۱۳۴۴تا شهریور۱۳۵۰) دور ازچشم مأموران رژیم به حیات و فعالیت
مخفیانه ادامه بدهد.
در حقیقت این که گفته میشود مجاهد غبار
از رخ دین زدود، از همان کشف تاریخی خبر میداد و همین کشف باعث نجات سازمان بود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر