۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

امام موسی کاظم را بیشتر بشناسیم :از زندان تا شهادت ......

شهادت امام موسی بن کاظم
شهادت امام موسی بن کاظم 

بنابه‌ روایتهای مشهور، دراواسط ماه شوال ۱۷۹هجری که پانزدهمین سال خلافت هارون‌الرشید بود، وی پس از انجام مناسک عمره از مکه رهسپار مدینه شد تا -بر‌حسب ظاهر- قبر مطهر پیامبر(ص) را زیارت کند.
پس از این ماجرا بود که هارون به‌حجاز سفر کرده و اینک به‌مدینه وارد شده و به‌زیارت پیامبر(ص) می‌رفت. وقتی هارون به‌کنار قبر مطهر رسول‌الله(ع) رسید، چنین گفت: «سلام بر‌تو ای پسرعمو در حالی‌که به‌این نسبت بر ‌دیگران سرفرازی می‌کنم».
همانوقت، موسی بن جعفر(ع) که شیوه برخورد دیگری را ضروری می‌دید، وارد شد و برابر مزار پیامبر ایستاد و گفت: «سلام بر‌ تو ای رسول خداوند، سلام بر تو ای پدرم».
حاضران، دگرگون‌شدن چهره هارون و آشکار‌شدن خشم را در چهره‌اش مشاهده کردند، چون عبارت «پدرم» در قیاس با عبارت هارون که «پسر‌عمو»،گفته بود، آشکارا منزلت قلابی هارون در جامعه را به‌رغم حاکمیتش به‌خاک می‌کوبید.
در نوبت بعدی زیارت هارون، حاضران شنیدند که وی خطاب به‌پیامبر(ص) می‌گوید: «پدر و مادرم به‌فدایت، به‌درگاهت عذر می‌آورم از کاری که عزم کرده‌ام. من قصد دارم موسی بن جعفر(ع) را دستگیر کرده و حبس کنم. زیرا بیم دارم که میان امت، جنگی بیافروزد که خون مردمان ریخته شود». کلامی که ضمناً اعتراف هارون به‌گستردگی و نفوذ جنبش شیعیان بود که جز تحت رهبری امام موسی بن جعفر(ع) قرار نداشت.
فردای همان روز که ۲۰ روز از شوال ۱۷۹هجری می‌گذشت، هارون وزیرش فضل بن‌ربیع را برای دستگیری امام هفتم(ع) فرستاد و آن حضرت را در حالی‌که کنار مزار پیامبر(ص) به‌نماز ایستاده بود، دستگیر کرده و به‌بصره اعزام داشت تا آن‌جا، در زندان عیسی بن‌جعفر زندانی شود. و مدتی بعد، امام هفتم را به‌بغداد منتقل نمود و به‌'سندی‌بن‌شاهک' سپرد تا در زندان هولناکی معروف به‌«عمارت مسیب» زندانی شود. شرایط زندان بسیار سخت بود؛ حبس انفرادی در یک زیر‌زمین تاریک که شب ‌و روز تشخیص داده نمی‌شد، آن‌هم با گذاشتن غل‌و زنجیر و آزار و شکنجه‌های مختلف جسمی و روحی. با این‌حال، زندانبانها در حیرت بودند که این زندانی، موسی بن جعفر(ع)، چگونه از نمازها و سجده‌های طولانیش خسته نمی‌شود و معمولاً روزه‌دار است و هم‌چنان شکرگزار خداوند است که او را به‌معرفتش رهنمون شده و اینک در زندان فرصتی به‌وی ارزانی داشته تا که بتواند بیشتر با خداوندش راز و نیاز کند.
حدود ۴ سال از زندان موسی بن جعفر(ع) می‌گذشت که هارون با طرحی پلید، طبقی خرمای سمی به‌زندان فرستاد تا 'سندی‌بن‌شاهک' آنها را با قهر ‌و اجبار به‌خورد امام هفتم(ع) بدهد. چند روزی نگذشت که در روز ۲۵رجب سال ۱۸۳هجری، پیشوای بزرگوارمان در غربت و اسارت به‌شهادت رسید. در حالی‌که دشمن قاتل، از افشای جنایتش بسیار هراسناک بود و دهها نفر را به‌صحنه آورد تا پیکر آن‌حضرت را ببینند و گواهی مکتوبی مبنی بر این‌که هیچ آزاری به‌موسی بن جعفر(ع) نرسیده و او به‌مرگ طبیعی از دنیا رفته، بدهند تا علیه حکومتش شورش صورت نگیرد.اما اینک تاریخ به‌زبان فصیح گواهی می‌دهد که رسوایی جز بر‌پیشانی تبهکاران ثبت نشده است.
مرقد مطهر امام هفتم در شهر کنونی کاظمین عراق، در حالی‌که نواده بزرگوارش امام جواد، نهمین پیشوای تشیع انقلابی نیز در کنار مزارش آرمیده، زیارتگاه شیعیان و پویندگان راه تابناکشان می‌باشد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر