درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ اردیبهشت ۱۶, پنجشنبه

کمی در مورد ظهور اسلام بدانیم:

روز بعثت حضرت محمد بر همه  آزادیخواهان مبارک باد
روز بعثت حضرت محمد بر همه  آزادیخواهان مبارک باد

اسلام در شرايطي در عربستان ظهور كرد كه ارتجاع و اشرافيت در حاكميت مطلق بود. خونريزي، تفرقه و تشتت، استثمار و سرکوب، فساد و کينه ورزي همه جاي شبه جزيره را پوشانده بود.

به اين دليل ميبينيم يكي از منتهاييكه خداوند براي مسلمانان، نام مي برد، ”نزديك كردن قلبها، بهمديگر“ است. در سوره انفال آيه 63 ميگويد:
{قلبهايشان را بهم نزديك كرديم، اگر هر آنچه در زمين بود، در راه نزديك شدن قلبها، ميدادي، نميتوانستي آنها را بهم نزديك كني ولي خداوند آنها را الفت بخشيد زيرا كه خداوند، قدرتمند و با حكمت است}
 حضرت محمد (ص):
تقريبا 90 سال قبل از تولد حضرت محمد، رئيس كعبه در مكه، فردي به نام عبدمناف بود. عبدمناف دو پسر دوقلو داشت يكي به نام هاشم و ديگري به نام عبدالشمس. هاشم به دليل كَرم و سخاوتي كه داشت، بسيار بين مردم مكه و ساير آباديهاي اطراف، خوشنام و قابل احترام بود. او رياست مكه را نيز بر عهده داشت. اما پسر عبدالشمس بنام اميّه، يك فرد تجارت پيشه بود و مال بسياري در اين زمينه اندوخت و چون سرسازگاري با عموي خود، هاشم، نداشت، قبيله خود را از عمويش جدا كرد و به نام بني اميه معروف شد.
 پدر و مادر و جد حضرت محمدحضرت محمد (ص) فرزند عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم // مادرش آمنة بنت وهب بود.
در مكه به كساني كه بت پرست نبودند و به شكلي به خداي يگانه ايمان داشتند، حنفاء كه جمع حنيف هست، ميگفتند. عبدالمطلب جزء جنفاء و نگاهبان مكه بود و زوار را با آب زمزم سيراب ميكرد. عبدالمطلب نذر كرده بود كه اگر صاحب 10 پسر شد، يكي از آنان را در كعبه قرباني كند. وقتي عبدالمطلب صاحب 10 پسر شد، او براي انجام نذر خود، بين فرزندانش قرعه كشيد تا آن فرزندش را در پاس كعبه قرباني كند؟، قرعه به نام عبدالله (كوچكترين فرزند وي) درآمد. عبدالمطلب سه بار قرعه را تكرار كرد و هر سه بار به نام عبدالله در آمد. او دست عبدالله را گرفت و به سمت كعبه حركت كرد. مردم مكه جمع شدند تا او را از اين كارش منع كنند. عبدالمطلب قبول نكرد و مي گفت من نذر کرده ام و بايد انجام دهم. بالاخره مردم مکه او را با اين استدلال كه به جاي پسرش، 100 شتر قرباني كند، قانع كردند...
 حضرت محمد، فرزند عبدالله حوالي سال 570 ميلادي متولد شد. آن سال معروف به عام‌الفيل يعني سال فيل است. به اين دليل آن را سال فيل مينامند كه در آن سال، پادشاه حبشه، به نام «ابرهه» به مكه لشگر كشيد. ابرهه يك معبد در محل حكومتش ساخته بود. اما چون در مقابل مكه، بي رونق بود، تصميم گرفت مكه را ويران كند تا افراد زيادي به معبد او بيايند. ابرهه با لشگري كه در آن فيلهاي زيادي بود، بسوي مكه به حركت در آمد. آن موقع رئيس مكه، عبدالمطلب جد محمد بود. ابرهه به حوالي مكه رسيد، ولي نه لشكري ديد و نه كسي كه براي معامله و گفتگو با وي آمده باشد. ابرهه در پيرامون مكه دست به چپاول زد از جمله شترهاي عبدالمطلب را هم به سرقت برد. عبدالمطلب پيش وي رفت. ابرهه فکر کرد كه عبدالمطلب براي معامله آمده است و با توجه به سپاه بزرگ او عبدالمطلب با ديدن آنها كوتاه مي آيد و ابرهه، بدون درگيري به هدفش ميرسد. ابرهه به عبدالمطلب گفت چه ميخواهي؟ او پاسخ داد شترهايم را ميخواهم. ابرهه دستور داد كه شترهاي او را به وي برگردانند. ابرهه در كمال تعجب ديد كه او حرف ديگري نزد و همراه شترهاي خود، برگشت. يك نفر به عبدالمطلب گفت فقط براي همين آمده بودي؟ مكه چه ميشود؟ عبدالمطلب گفت من صاحب شترها بودم كه گرفتم مكه هم صاحب دارد خودش حفظ ميكند...
وقتي ابرهه شروع به حمله كرد، ناگهان امواجي از پرندههاي كوچك (مي گويند تقريبا باندازه گنجشك) كه هركدام سنگريزهاي در منقار داشتند، در هوا پديدار شدند و اوج گرفته و سنگهايشان را برسر لشگريان، فروريختند. لشكر ابرهه و فيلها در مقابل اين سنگريزه ها دوام نياوردند عدهاي كشته و بقيه هم فرار كردند و مكه نجات پيدا كرد (سوره فيل سوره 105 قرآن اين موضوع را بيان کرده است)حضرف محمد(ص) 40 روز پس از شكست ابرهه، در 12 ربيع الاول و يا در 17 ربيع الاول بدنيا آمد.
حضرت محمد قبل از اين كه به دنيا بيايد، پدرش عبدالله فوت كرد يعني وقتي متولد شد، از پدر يتيم بود. سرپرستي محمد را از همان ابتدا، عبدالمطلب به عهده گرفت. در آن زمان، رسم بر اين بود كه اشراف و مردم متوسط مكه، فرزندان خود را در شيرخوارگي، به يكي از زنان اعراب باديه نشين (چادر نشين) ميسپردند. آنها اعتقاد داشتند كه اين امر بچه را با صلابت ميكند و ...
عبدالمطلب، محمد را به يكي از زنان قبيله بني سعد، به نام حليمه، سپرد. محمد يك خواهر شيري، بنام شيماء داشت. بعدها، هم مادر و هم خواهر شيري رسول خدا، به وي ايمان آوردند.
رسول خدا وقتي 6 ساله شد، آمنه مادرش نيز فوت كرد محمد به اين ترتيب از مادر نيز يتيم شد. عبدالمطلب نيز وقتي محمد به 8 سالگي رسيد، فوت كرد. مطابق سفارش عبدالمطلب، عموي محمد، ابوطالب (پدر حضرت علي)، سرپرست محمد شد. بنا بر اين رسول خدا در 6 سالگي، هم از پدر و هم از مادر يتيم شد در 8 سالگي نيز پدر بزرگ وسرپرست خود را از دست داد. ابوطالب بسيار به محمد علاقه و او را دوست داشت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر