حکومتی که تمام سرمایه های کشور را برای بقای خودش به تنور جنگ ریخته و طی این ۳۷ سال توانسته با سرکوب ،زندان و اعدام ملت را خفه کند ، اکنون دیگر زمان آغاز پایان این حکومت رسیده و پایه های اقتصاد این نظام متزلزل و در حالت فرو ریختن و سقوط میباشد.
فقر گرسنگی و بیکاری در ایران# تحت حاکمیت آخوند ها آغاز پایان این نظام را نشان میده
پتانسیل انفجاری جامعهفقر و گرسنگی و بیکاری، بهویژه جوانان بیکار و فارغالتحصیلان جویای کار، نظام ولایتفقیه
را به وضعیتی خطرناکی انداخته.
البته این گفته ما نیست، هر روز یا یک روز در میان،
کارگزاران نظام به این پتانسیل انفجاری اعتراف میکنند، نمونه اخیرش، اعتراف حمید بنایی
از مجلس ارتجاع بود که گفت:
«بیکاری چون بمب ساعتی برای پایههای اخلاق, فرهنگ, استحکام
خانواده و امنیت روانی و اجتماعی خطرناک است, حاصل بیکاری, فقر و فساد و انحراف و بزهکاری,
ناامنی است و دولت باید برای مقابله با بیکاری تقویت اشتغال واقعیت نگاری داشته و از
آمار سازی دست بردارد... »
این یک واقعیت است
که فقر و بیکاری در ایران در حال توسعه است، شاید حتی به یکی از شاخصهای مهم در پایش
سالانه تغییر وضعیت اقتصادی کشور تبدیل شده باشد.
اگر در پایان دهه ٧٠ و نیمه دهه ٨٠، تعداد جمعیت
زیر خط فقر از رقم ٥ الی ٦ میلیون نفر تجاوز نمیکرد، امروز تعداد این جمعیت، دو رقمی
شده.
آری، واقعیت این است
که تیکتاک «بمب ساعتی» در یکی از سختترین گردنهها»ی نظام ولایتفقیه، پیامآور
مرگ حتمی این رژیم و سقوطش به دره سرنگونی است.
حکومتی که تمام سرمایه های کشور را برای بقای
خودش به تنور جنگ ریخته و طی این ۳۷ سال توانسته با سرکوب ،زندان و اعدام ملت را
خقه کند ، اکنون دیگر زمان آغاز پایان این حکومت رسیده و پایه های اقتصاد این نظام
متزلزل و در حالت فرو ریختن و سقوط میباشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر