| کهکشانی از شهیدان قتل عام ۶۷ |
بهقدری زده بودند که بعد ازماهها که از بازجوییشمیگذشت باز هم آثارش برروی صورت و پاهایش باقیمانده بود.
در یکی از گزارشهای مربوط به
او آمده است: «یکی از روزها داوود لشکری (جلاد گوهردشت) برای گرفتن اطلاعات به سراغ
محمدرضا آمده بود. پیش از او سایر پاسداران و دژخیمان بهقدری با کابل بر سر و صورت
محمدرضا زده بودند که چهرهاش از شدت تورم غیرقابل تشخیص شده بود.
داوود لشکری که خود یکی از سفاکترین جلادان بود، با دیدن سر و صورت محمدرضا جا خورد و در برخورد اول نتوانست او را تشخیص بدهد.»
یکی دیگر از همزنجیرانش از مقاومتهای محمدرضا چنین مینویسد:
«او را بهخاطر تشکیلات بند، به زیر شکنجه شدید بردند. پاسدار محمودی،
مسئول بندهای انفرادی، 4ساعت مداوم با کابل بر سرش میکوبید و عربده میکشید:
«حکم ضرب حتیالموت داریم، میتوانیم زیر شکنجه تو را بکشیم». ابروها و گونههایش بهقدری ورم کرده بود که نمیتوانست جایی را ببیند و برای دیدن تا مدتها مجبور بود با دستانش آنها را بالا بگیرد.»
عاقبت در جریان قتلعام هولناک زندانیان سیاسی در سال67، محمدرضا چند
روز بعد از شروع قتلعامها در مرداد67، به اوین منتقل شد، و در آذر ماه همان سال به
کاروان پرافتخار شهیدان مجاهد خلق پیوست.
آری :
باید عاملان این قتل عام به دادگاه کشیده شوند ، چرا که این جنایت های هولناک نه
فراموش میشود و نه قابل بخشش است .
لینگ اصلی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر