۱۳۹۵ مرداد ۲۷, چهارشنبه

به راستی چرا در برابر یک واقعیت و حقیقت بزرگ باید چشم مان را ببندیم و در برابر عاملان این جنایت بزرگ قتل عام سکوت کنیم ؟! ، بیائید یک بار منصف شویم این سؤال را در برابر خودمان قرار دهیم که:

برای داد خواهی از قتل عام سال ۶۷ در ایران به دستور خمینی نباید سکوت کنیم
برای داد خواهی از قتل عام سال ۶۷ در ایران به دستور خمینی نباید سکوت کنیم 

این همه کشتار و قتل عام برای چه بود و گناه این نسل که بر چوبه های دار بوسه زدن چه بود ، اگر بر حق بود استدلال مان برای اثبات آن چیست؟ و اگر نا حق بوده چرا تک به تک ما به دفاع ازانسانیت و حقوق بشر به دادخواهی در برابر این جنایت هولناگ به قیام بر نمی خیزیم به راستی چرا؟!.
آخر مگر مجاهدین در برابر خمینی چه خواسته ای داشتند که این چنین مورد خشم خمینی قرار گرفتند و قتل عام شدند؟
خواسته مجاهدین یک حرف بیشتر نبود ، اینکه وقتی حکومت اسلامی اعلام میکیند باید آزادی ، دمکراسی ، حق برابری ، حق بیان آزاد ، رعایت شود و چماقداری ، باند بازی ، استبداد ، و زن ستیزی و... جمع شود .

آیا خواسته ای غیر از این داشتند ؟!اما از آنجا که دیکتاتور ها و حکومت های مستبد و خود کامه درست ضد آزادی و ارزش های انسانی می خواند عمل کنند ، مجبور به پیاده کردن عمل های استبدادی و چماق و زنجیر و زندان و جنایت میشوند ، برای اینکه بتوانند مخالفان خود را از سر راه بردارند باید یک پرونده ای برای مخالفان درست کنند تا بتوانند بر اساس آن مخالفان را سر به نیست کنند .

 بله بر این اساس بود که خمینی مارک منافق و محارب را برای مجاهدین به عنوان پرونده جرم درست کرد تا بتواند دست به کشتار و این جنایت هولناک بزند .

و این چنین است که این حکوکت بنیادگرا مذهبی با این سرکوب و اختناق و جنایت توانسته تا کنون به همنشینی خامنه ای دوام بیاورد.

حال سؤال این است که آیا ریختن خون بی گناهان بخاطر بقای متعفن این حکومت ضد بشر هنوز باید این جنایت ادامه پیدا کند ؟! و کسی هم صدایش در نیاید!؟

آیا در برابر این همه سکوت باعث نمی شود که هر روز جنایت بیشتر شود ؟

آیا کسانی که با سکوت و بی عملی در برابر این همه جنایت که روزانه با چشم می بینید شریک جرم نمی شوند؟!
بنابراین باید چشم مان باز کرده و فریاد حق خواهی ، به خونخواهی سی هزار سربداران بر خیزیم !.

این مسؤلیت هر انسان آزادی خواه میباشد.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر