۱۳۹۵ مرداد ۲۹, جمعه

حماسه ها . خاطراتی از سی هزار شقایق های به خون تپیده #قتل عام ۶۷ در #ایران !. یادی از شهید ناهید تحصیلی، همراه برادرش پرکشید:

یادی از خاطرات شهیدان قتل عام سال ۶۷ در ایران به دستور خمینی ضد بشر
یادی از خاطرات شهیدان قتل عام سال ۶۷ در ایران به دستور خمینی ضد بشر

خاطره‌ای از: فروزان سعیدپور
یکی از روزهای زمستانسال‌60 بود.

 در بند‌4 واحد‌3 قزل‌حصار بودم از سر و ‌صدایی که از زیر ‌هشت بند به‌گوش می‌رسید فهمیدیم که باز یک‌سری از نفرات جدید وارد بند شده‌اند بعد از پرس و ‌جو فهمیدیم که این نفرات از اوین به بند ما منتقل شده‌اند در بین آنها خواهری بود که به سلول ما آمد.  

اسمش را پرسیدم گفت ”اسمم فاطمه است ولی ناهید صدایم می‌زنند“. یکی دو روز بیشتر نگذشته بود که با او بیشتر آشنا شدم، حین صحبت با او یکدفعه چشمم به پاهایش افتاد دیدمآثار شکنجه روی پاهای او به‌خوبی دیده می‌شود. 

پوست روی پاهایش کاملاً قهوه‌ای و چروک‌خورده بود از او سؤال کردم ”پات چی شده“ گفت ”معلومه دیگه جای کابله“.

 در پاسخ به‌ سؤالات بعدی من ریزتر توضیح داد که در اثر ضربات خیلی زیاد کابل پاهایش متلاشی شده و کلیه‌هایش از کار افتاده بود.

 در بهداری اوین او را دیالیز کرده و پایش را عمل می‌کنند. برای عمل پا به‌دلیل این‌که پوست و نسوج آن از ‌بین رفته بود ناچار شده بودند از قسمت بالای ران پای او، قسمتی از پوست را کنده و به‌روی پایش پیوند بزنند.

 او در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بود. وقتی بیشتر با او آشنا شدم برایم تعریف کرد که چطور او به‌همراه یک خواهر و دو برادرش که همگی از هوداران خیلی فعال سازمان بودند توسط یک برادر دیگرش که از مزدوران رژیم بوده در مرداد ماه سال60 لو رفته و دستگیر شدند و همگی زیر شکنجه‌های شدید رفتند.

 خواهرش دکتر فهیمه تحصیلی و یکی از برادرانش به‌نام حسین تحصیلی در شهریور ماه اعدام شدند و خود ناهید در بند 209 شکنجه‌هایش ادامه می‌یابد‌.

 برادر مزدورش یکبار در بند 209سراغ او می‌آید و به او می‌گوید اگر تو فقط قبول کنی که بیایی و پیش من زندگی کنی من همین الآن می‌توانم تو را آزاد کنم که ناهید عکس‌العمل شدیدی نشان می‌دهد و او را سرجایش می‌نشاند.

 برادر دیگرش حمید نیز در یکی از بندهای قزل‌حصار بود. برایم عجیب بود که چطور برادر مزدورش در رذالت تا لو دادن خواهر و برادر مجاهد خودش هم پیش‌رفته و باعث شکنجه و شهادت آنها شده بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر