۱۳۹۵ شهریور ۱۲, جمعه

( بخش هایی از خاطرات زندانیان در قتل عام سال ۶۷ در زندانها: از هجوم وحشیانه پاسداران تا شکنجه و تجاوز خواهرانمان در حضور همسران و فرزندانشان و از هراس رعشه بازجویان در مقاومت بی‌نظیر زندانیان نیز می‌گذرم؛ مقاومتی که به شکست سیاست «تواب سازی» و ناکامی لاجوردی و داود رحمانی و... در زندان منجر شد #1988Massacre#Iran#FreeIran

بخشی از خواطرات قتل عام اززبان  شاهدان زندانیان در سال ۶۷
بخشی از خواطرات قتل عام اززبان  شاهدان زندانیان در سال ۶۷
نگاهی بر وقایع قبل از قتل‌عام در زندانهااز وقایع شش سال اول زندان _سالهای 60 تا 66_ می‌گذرم. از این‌که چگونه طبیبان بازجو!، زندانیان را بر میزهای تشریح و تختهای شکنجه شرحه شرحه کردند تا قلبها را و اراده‌ها را جراحی کنند، از مثله کردن دختران و پسران دانش‌آموز تا شکنجه و زجرکش کردن زنان و مردان زیر شکنجه با حکم صریح ضرب حتی‌الموت....


 زمینه‌سازی برای قتل‌عام اغلب زندانیان سالهای 60 تا 67 می‌دانند که رژیم از سال 60 برای کشتار گسترده زندانیان سیاسی بارها طراحی کرده و برنامه‌ها داشت، اما نخستین گام سراسری و اقدام عملی برای قتل‌عام در پاییز و زمستان سال 66 با اجرای طرح تفکیک و طبقه‌بندی زندانیان _در تمام زندانها_ آغاز شد.

 این کار با ارائه فرمهای جدید و سؤال و جوابهای حضوری، توسط مسئولان اطلاعات یا امنیت و انتظامات زندانها صورت گرفت.


گاه برخی بازجویان در کمیته مشترک و پاسداران در اوین و سایر زندانها نیز به شکلی به شرایط تعیین‌تکلیف و تصفیه زندانیان در روزهای آینده اشاره می‌کردند.
مثلاً در فروردین67پاسدار مجید سرلک به‌طور ناگهانی وارد بند زنان شد و ضمن پر کردن لیست مشخصات زندانیان گفت:
«حکم منافق از همان ابتدا اعدام بوده و همیشه این حکم پا‌برجاست. اگر شما تا به‌حال هم زنده مانده‌اید از رحمت ولی‌فقیه است و حالا زمان تعیین‌تکلیف شما رسیده است....» .


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر