درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ شهریور ۲۳, سه‌شنبه

شادباش به‌مردم #ایران!، و تبریک به‌خانواده بزرگ #مقاومت!، البته تبریک اول را باید به #مسعود گفت که این کارزار ۱۴ساله را به‌طور شبانه‌روزی در بغرنج‌ترین شرایط، در میان توفان‌ها و بحران‌ها، با حداکثر ریسک‌پذیری، هدایت کرد. چنین بود که اشرفی‌ها در منتهای فداکاری و هوشیاری انقلابی ایستادند و جهانی را به ایستادگی در برابر تاخت و تاز #ولایت فقیه برانگیختند. و حالا به یقین می‌توان به زبان قرآن گفت: انا فتحنا لک فتحا مبینا

( بخشی از سخنان مریم رجوی در جشن انتقال مجاهدان از بیبرتی به آلبانی)

( بخشی از سخنان مریم رجوی در جشن انتقال مجاهدان از بیبرتی به آلبانی)

مجاهدین در اشرف و لیبرتی در نشست‌های جمعی و گفتگوهایشان با مسعود، به یک مثال تاریخی استناد می‌کردند. 

مثال آن‌ها از امام حسین و شب عاشورا گرفته شده بود و می‌گفتند مگر می‌شود که شمر و یزید (یعنی مالکی و خامنه‌ای) برای اردوی حسینی راه باز کنند؟ و بگذارند آن‌ها به‌سلامت بروند؟ هرگز... 

یعنی تا وقتی مالکی در عراق حاکم بود، این شرایط بسیار دور از ذهن و غیرممکن می‌نمود.
می‌خواهم بگویم همان رژیمی که از قتل‌عام زندانیان دست‌بسته ما فروگذار نکرد، معلوم بود که از فرصت اشغال عراق برای از بین‌بردن مجاهدینی که پایداری می‌کنند و به قول خمینی بر سر موضع خود هستند، حداکثر استفاده را به هر قیمت به‌عمل می‌آورد. 

این، مضمون رویارویی ۱۴ساله در عراق، بین ما و رژیم ولایت فقیه بود. نبرد بود و نبود بین آزادی و استبداد، آن هم در توفان و بحران، در حالی‌که ما نخستین روز به آمریکا گفتیم که اگر نمی‌خواهد در عراق بمانیم، همه را به هزینه خودمان به خارج از عراق منتقل کند. 

این چکیده و حرف اصلی ۱۵ساعت گفتگوی ۲روزه مژگان با ژنرال اودیرنو و ستاد او در روزهای ۱۹و۲۰اردیبهشت۱۳۸۲ بود که صورت‌جلسه مکتوب آن در دست طرفین است.
حالا اگر تمام این ۱۴سال را از نظر بگذرانیم، با شهیدانش، با مجروحانش و کسانی که نقص عضو شده‌اند، و با یارانش و پشتیبانانش، آن وقت، به روشنی می‌توان دید که این انتقال که دیروز تکمیل شد، یک شکست استراتژیک برای رژیم و آغاز پیشروی مقاومت برای آزادی و دمکراسی و طلایه‌دار دوران تغییر است

( بخشی از سخنانمریم رجوی در جشن انتقال مجاهدان از بیبرتی به آلبانی)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر