کلام حضرت زینب با یزید: سوگند به خدا از کسی جز خدا بیم نداشتهام و جز به او به نزد کسی شکایت نمیبرم. پس تو هر چه از نیرنگ و تزویر در چنتهداری بهکار بر و هر کاری میخواهی انجام بده و تمام توان و کوشش خودت را بهکار بگیر. سوگند به خدا ننگ این کاری که با ما کردی هرگز از دامان تو پاک نخواهد شد.
بهمحض اینکه آخرین
فروغ حیات امام توسط سفلگان، خاموش شد، سپاه یزید به فرماندهی ابن سعد، برای تاراج
و غارت اموال و اسیر گرفتن دختران و بچهها، به خیمگاه، هجوم آوردند.
جانیان صحنههای
بسیار وحشتناکی آفریدند. برای تعدادی زن و بچه که همه چیز خود را از دست دادهاند،
دیدن چنین صحنهای انسان را درهم فرو میکوبد، اما حضرت زینب با جسارت تمام در مقابل
این هجوم ایستاد و توانست با قدرت و عزم و ارادهی شگفتی همه را در یکجا جمع کند و
از پراکنده کردن آنان ممانعت کند.
در کربلا جایی هست به نام تلّ زینبیه که معروف است
حضرت زینب از این نقطه صحنه جنگ و تحولات آن را دنبال میکرد و تاکتیکهای متناسب با
آن پس از شهادت امام اتخاذ میکرد.
همچنین امام زین العابدین را که بهشدت مریض بود
و تمامی بچهها را که این طرف و آن طرف میدویدند، در یکجا جمع کرد. سپاهیان یزید با
سرعت تمام برای غارت اموال فرزندان پیغمبر به سوی خیمه ها رفتند و آنها را آتش زدند.
دژخیمان که رذیلانه بهدنبال یک تکه لباس و کفش بودند، از هیچ جنایتی فروگذار نمیکردند.
شدت جنایت در حدی بود که زنی از طایفه بنی بکر بن وائل که با شوهرش در سپاه عمر بن
سعد بود، چون دید لشکر به زنها وخیمههای حسین (ع) حمله کردهاند و به غارت دست میزنند،
شمشیری به دست گرفت و برای یاری عترت رسول خدا به سوی خیمه ها آمد... وقتی همهی فرزندان
رسول خدا به اسارت گرفته شدند، زینب علیها السلام اجازه نداد کسی از اسرا را جداگانه
ببرند و این از اولین کارهای مهم حضرت زینب بود زیرا دشمن میخواست با پراکنده کردن
اسرا امکان عمل مشترک از آنان را بگیرد اما زینب دستور داده بود تا زنان و کودکان به
هم زنجیر شده و با جیغ و داد و فریادهای بلند مانع از جداشدنشان بشوند، سر انجام مجبور
شدند همهی اسرا را در کنار هم ببردند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر