به یاری جنبش دادخواهی بپاخیزیم : درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد ، نهال دشمنی بر کن رنج بی شما آرد. #1988Massacre#Iran#FreeIran
برای جنبش دار خواهی باید بپاخیزیم و در ایران حکومت ظلم و جنایت را سرنگون کنیم
وقتی زندهگی انسان تهدید می شود، و زورمندان
حق او را می ربایند، او به قانون و مجریان قانون پناه می برد و به دادخواهی بر می خیزد
و نظام باید او را به داد برساند؛ اما پیوسته چنین نیست که مجریان قانون دادخواه را
به داد برسانند؛ برای آن که در درازی تاریخ دستگاه های حاکمه بیشتر پاسدارا جایگاه
زورمندان در حفظ حکومت جهل و جنایت بوده است پناه بردن انسان به درگاه خداوند خود گونۀ
دیگری از داد خواهی است.
انسان آن گاه که در رسیدن به حق خود نا امید نمی شود ،
و با ایستادگی در برابر بی عدالتی برظالم می
تازند ومجریان قانون را به دادخواهی و اجرای قانون فرا میخواند خداوند و مردم از او
حمایت می کنند،و آنگاه به خداوند پناه می برد از خداوند می خواهد تا او را در این مسیریاری برساند.
باور مندی انسان به عدالت خداوندی و روز باز پرس بزرگترین
روزنۀ امیدی است که انسان در روشنایی آن توانسته است تا پیوسته کوله بار سنگین دشواریهای
زندهگی را بردوش کشد و به امید روز باز پرس و عدالت خداوندی شکیبایی پیشه کند.
به گفتۀ فردوسیستانندۀ داد آن کس خداست
که نتواند از پادشاه داد خواست
هیچ تردیدی نخواهد بود که بگوییم تمام حرکت
های انقلابی و تحول طلبانۀ انسانها در درازای تاریخ گونه یی از دادخواهی گروهی مردم
بوده است؛ اما با اتکاه به شیوههای مردمی .
قیام سپارتاکوس در آن سوی سده های دوریک قیام دادخواهانه است، برای آن که نمی خواهد در یک مبارزۀ خونین کشته شود و یا هم او بردۀ دیگری را بکشد، تا دیگران
بخندند و از جان دادن آن ها لذت ببرند.
داد خواهی راه رسیدن به داد است، برای آن
که باهم زیستن و بهتر زیستن و در صلح و دوستی زیستن، بدون داد و داد گستری نه پایه
یی دارد ونه هم ریشهیی .
منازعه ها وجنگ ها همه از خط بی عدالتی بر می خیزند. بی عدالتی
که از میانه بر خیزد، دیگر چیزی برای انسان و منازعه باقی نمی ماند.
حافظ ما را به
نشاندن نهال دوستی رهنمایی می کند تا :
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر