 |
| دانشگاه! خاطراتت را بهیاد آور! دانشجویانت را بهیاد آور! استادانت را. |
اول دفترچه خاطراتتاریخ را ورق میزنم.
در امتداد روزهای
شهریورکه روزهای خونینی بود، و در امتداد مهر که روزهای اعتصاب بود، صحنه خیابانها
از درگاه خانهها تا آسفالت خیابانها، تا آنجا که کشیده میشود به کلاسهای درس مدارس،
و راهروهای دانشکدهها، و زمین چمن دانشگاه تهران ، همه جا یک زمین بود و یک زمینه،
زمینه بروز آگاهی خلق و فرزندانش.
طواف خشم بود به گرد برج آگاهی! و هیچکس، شاید هیچکس
بهسر کار و شغل خود نمیرفت.
چرا که نوری در دیدگان میدرخشید. چرا که چشم مردم روشن
شده بود. روشن به روی مجاهدان و مبارزانی که در زندانها و سیاهچالها بهسر برده بودند
و حالا، خروش انقلاب، دیکتاتور را وادار کرده بود که در سلولها را بگشاید.
روز 4آبان، شاه مجبور
شد در برابر خروش مداوم و میلیونی «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» به آزادی 1126زندانی
سیاسی تن بدهد.
پدر طالقانی، پدر
واقعی انقلاب و روح راستین آرمانهای انقلاب ضدسلطنتی هم یکی از این زندانیان بود. پیر
درد کشیدهیی که از چهل سال پیش بخش عظیمی از عمرش را در زندانها طی کرده بود. و حالا
آزادیش، شوق دلها را به اوج رساند.
همه چیز برای همبستگی فراهم بود و آگاهی در همه
جا میخروشید بهخصوص در میان آگاهان و بیداران مراکز علمی: استادان!
6آبان: تحصن بزرگ هیأت
علمی دانشگاه بهمدت یک هفته بهنام «هفته همبستگی ملی» نامیده شد. اهدافش عبارت بودند
از:
لغو حکومت نظامی، آزادی همه زندانیان سیاسی، مجازات مسببان کشتارها، انحلال گارد
دانشگاه و بازگشت تمامی دانشجویان و استادان اخراجشده.
به این ترتیب، دانشگاه
که کمکم سنگر بزرگ خلق شده بود، میرفت تا با خروشهایش برای آزادی، نام تاریخی خود
را تثبیت کند و سنگر آزادی شود.
آخر از روز اول هم
دانشگاه گهواره انقلابیون بود. زیرا مهد آگاهی بود. اولین پیشتازان و بناکنندگان بنای
انقلاب و آزادی، از این خانه برخاسته بودند:
برای ادامه به لینگ ضمیمه مراجعه شود.
https://www.mojahedin.org/events/4403/
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر