درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ بهمن ۵, سه‌شنبه

هر روز که از عمر این رژیم مفلوک ایران میگذرد ، نارسایی های اجتماعی فزونی می یابد و اقشار محرم و کارگران ، بیشتر با فقر و بی سرسامانی وآسیب های شغلی دست و پنجه نرم میکند.

فقر و بی سر سامانی و بیکاری در حاکمیت آخوندی ایران یک بیماری محلکی شده است
فقر و بی سر سامانی و بیکاری در حاکمیت آخوندی ایران یک بیماری محلکی شده است



  
هر روز در شهر های مختلف با تجمعات اعتراضی مردم خواهان رسیدگی به وصعیت نا بسامان زندگی هستند ، ولی هیچ گونه رسیدگی به خواسته هایشان نمی شود.

چرا که آنقدر سران حکومت جهل و جنایت وامانده و درمانده شده اند که جز جنگ و دعوا در سراس نظام به کار دیگری پاسخ کو نیستند .

نمونه های زیادی از اعتراضات مردمی :  کشاورزان با برپایی تجمع در مقابل کارخانه قند بیستون، خواستار پرداخت مطالبات عقب‌افتاده و نیز هزینه دسترنج یکی دو ساله خود از سوی رژیم و کارخانه‌های طرف قرارداد آنها در خصوص خرید تضمینی محصولاتشان شدند.  


 جمعی از کارگران کارخانه کاشی اصفهان روز دوشنبه ۴ بهمن ۹۵ با تجمع در مقابل کارخانه در جاده نجف آباد به پرداخت نشدن حقوق عقب افتاده اعتراض کردند.


کارگران شرکت کننده در این تجمع گفتند مدت شش ماه است که حقوق کامل آنان پرداخت نشده است .  

یش از این در تبریز نیز مأموران رژیم در شهرداری تبریز یک دستفروش را مورد ضرب ‌و شتم قرار داده و او را راهی بیماستان کردند  در جریان این یورش، مأموران سرکوبگر نیروی انتظامی به کمک مأموران شهرداری در اهواز به دستفروشان حمله کردند.


 مأموران ضمن مصادره میوه‌های دستفروشان چند تن از آنان را بازداشت کردند همچنین نیروهای سرکوب رژیم در تبریز با برچیدن بساط یک لبوفروش در خیابان ولی عصر این شهر خشم و اعتراض مردم این شهر را برانگیختند

نمونه دیگر اینکه مأموران شهرداری اهواز زن 70ساله دستفروشی را با شوکر برقی مورد حمله قرارداده و او را نقش برزمین کردند.


-از این نمونه ها بسیار است که در این متن نمی گنجد!.

 به راستی که :بازی با افکار و جان ملت ایران توسط این آدمخواران رداپوش خبر جدیدی نیست. غارت و زد و بند و عربده کشی های سیاسی  نیز بخشی از وحشانیت این سران رژیم ولایت فقیه  میباشد . 


این بی کفایتی حکومت عمامه داران به همینجا ختم نمی شود.یک قلم   خشک شدن رودها و دریاچه ها، استفاده بی رویه از آبهای زیرزمینی و متعاقب آن نشست زمین در شهرهای مختلف ایران، وضعیت وحشتناک محیط زیست و آسیبهای فراوانی که طی سالیان این حاکمیت شوم بر جنگلها و مراتع ملی ایران و حیات وحش وارد شده است.


ویا  رکود و تعطیلی کارخانه هایی که سالها از برندهای معتبر در ایران بوده اند را به گورخوابی، بیکاری، فقر، اعتیاد و اوضاع نابسامان اقتصادی اضافه کرده است .


جدید ترین جنایت نیز : فروریختن ساختمان پلاسکو، نماد فروپاشی یک رژیم نالایق و نامشروع را روشنتر از هر زمان دیگر کرده است .


واقعیت این است که وقتی قدرت و ”حفظ نظام اصل است، آن‌که در این بین سر بریده می‌شود مردم و منافع آنهاست، مگر اینکه  با یک قیام سراسری این ضحاکان زمان را مردم با همت بلندشان سرنگون کنند و به زباله دان تاریخ بفرستند.  


البته این چشم انداز سرنگونی به عیان دیده مشود چرا که دیگرجان مردم محروم به لبشان رسیده است!.



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر