درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ دی ۱۸, شنبه

ویژگی معجزآسای رهبری تشیع در خاندان محمد و شرایط امام حسن عسکری:

میلاد یازدهمین پیشوای آرمانی و مقتدای تاریخی تشیع انقلابی، امام حسن عسکری مبارک باد

میلاد یازدهمین پیشوای آرمانی و مقتدای تاریخی تشیع انقلابی، امام حسن عسکری مبارک باد

در این شرایط، ویژگی معجزه‌آسا در راهبری تشیع و امامان خاندان محمد(ص) بارزتر از دورانهای دیگر قابل مشاهده است. برای توضیح مطلب، به‌این نمونه نگاه می‌کنیم:
حسن عسکری(ع) را در همان تبعیدگاه سامرا به‌زندان می‌افکنند. جعفر کذاب یادشده را هم همراه ایشان می‌کنند. زندانبان، شخصی به‌نام «وصیف ترک»، و به‌خشونت معروف است. در سلولی که آنان را در آن جای می‌دهند، چند زندانی دیگر از پیش جای داشته‌اند که اغلبشان به‌امام(ع) علاقمند بودند. آنان از ورود زندانیان جدید غمگین شده و نگران سختی شرایط و استمرار زندانی ماندن خودشان می‌شوند. 

همان بدو ورود، امام خطاب به‌گروهی از آنان می‌گوید اگر اینجا امن بود خبرتان می‌کردم که چه وقت به‌زودی آزاد خواهید شد. سپس اشاره کرد به‌یکی از زندانیان و افزود که وی جاسوس است و هم‌اکنون یک گزارش مکتوب علیه شما در جامه‌های خویش دارد. این شخص خود را به‌دروغ علوی معرفی می‌کرد تا اعتماد بقیه را جلب کند. مخاطبان، بهانه‌یی یافته و او را بازرسی کردند و نامه‌یی یافتند که به‌دروغ گزارش می‌داد که زندانیان یادشده در صدد فرار هستند. 

بدین ترتیب، جاسوس لورفته منتقل شد و چیزی نگذشت که آن زندانیان آزاد شدند اما عباسیان نزد وصیف آمده و از وی می‌خواستند که شرایط را به‌امام عسکری(ع) دشوارتر کند. شگفتا که چیزی نگذشته، وصیف شیفته شبهای سراسر نماز و عبادت این زندانی شده و امکان ملاقات دوستان را فراهم می‌آورد(4).
البته در کل تاریخ اسلام و به‌خصوص تاریخ جنبش شیعیان، این همیشه سابقه داشت که خبرهای مکنون و به‌خصوص خبرهای آینده از طریق وحی در میان بوده و اثرهای خودش را در تحولات برجای می‌گذاشت. برای نمونه، در روز نخست ولادت امام حسین(ع)، شخص پیامبر(ص) به‌طور علنی از ماجرای شهادت وی پرده برداشت. 

چیزی که در منابع مختلف اسلامی، از شیعه و سنی، ثبت است. یا آن‌که شخص پیامبر(ص) به‌زبیر فرمود: روزی فرا رسد که در مقابل علی به‌ناحق لشکرکشی کرده باشی. همین کلام باعث شد که وقتی علی(ع) در گرماگرم جنگ جمل، ‌‌آن‌را‌به‌زبیر یادآوری کرد، وی جنگ را ترک کرده و عازم بازگشت به‌مدینه شد هرچند در راه توسط خائنی ترور شد.

 این نمونه‌ها از پیامبر(ص) متعدد و زیاد است و در جنبش خاندان محمد(ص) هم ادامه داشت مانند خبردادن از مدفن حضرت معصومه(ع) که در قم خواهد بود. این خبر را امام صادق(ع) هنگامی به‌شیعیان ری داد که هنوز موسی بن جعفر(ع)، پدر این بانو، متولد نشده بود. 

اما استمرار این نوع دانشها تا امام عسکری(ع) و استمداد از آنها در تصمیمات رهبری، شگفتی بسا بیشتری دارد. چرا‌که جدا از فاصله 230ساله از دوران وحی و پیامبر(ص)، این امام از کودکی در تبعیدگاه و تحت کنترل بود(5). 

نقش آفرینی سه زن مجاهد:

شگفتی مورد بحث، تنها به‌میراثهای وحی و پیامبر(ص) در این خاندان بر نمی‌گردد. چرا‌که اگر ایمان عمیق به‌صدق این میراث در این جنبش و رهبری آن حاکم نبود، چگونه به‌این خبرها اتکا می‌شد آن‌هم در تصمیمهای بسیار خطیر، مانند ماجرای میلاد و حفاظت حضرت مهدی(عج). در خانه‌یی در تبعیدگاه سامرا که «جعفر کذاب» و دیگر جاسوسان هم بدان راه داشتند، نرگس باردار شد و شبی در سال255، نیمه‌‌ ماه شعبان، فرزند خویش را بدنیا آورد. 

این کودک به‌قابلگی خودی، یعنی همان حمیده، دختر امام دهم(ع)، به‌دنیا آمد اما هیچ‌کس خبر نشد. کودک در همان خانه به‌برخی دوستان محرم نشان داده شد اما عمویش، جعفر کذاب، هرگز خبر نشد. به‌طوری که پس از شهادت موسی‌بن‌جعفر، خلیفه از بیم یک فرزند احتمالی، نرگس را زندانی کرد. 

این بانو طی ماجراهایی که باید از آن بگذریم، چندین زندان عوض کرد بی‌آنکه اعتراف کند و یا نشانی از دلبند خویش بروز دهد تا که در نهایت در زندان وفات کرد.
اما در حفاظت از مهدی(عج)، گفتنی است که شخص امام یازدهم، روزی در سال259، یک‌سال مانده به‌آخر عمرش، مادر بزرگوار خویش سوسن را فراخواند و مأموریت داد که به‌کاروانسالاری یکی از شیعیان به‌مکه سفر کند و کودک را در آن‌جا پنهان نماید.

 اینچنین بود که این بانو در آغاز دوران غیبت در موقعیت رابط پیروان با امام غایب انجام وظیفه کرد که یعنی یک «نائب خاص» که زن بوده و از کنیزان برخاسته بود. بعدها، حکیمه در تفسیر این مقام، «سوسن» را که «جده»، مادربزرگ، توصیف می‌نمود به‌زینب کبری(ع) همانند کرد که پس از وقایع عاشورا تا مدتی عهده دار پیروان و مراجعان بود و نمی‌گذاشت دستگاه دشمن، یزید، یا والی او در مدینه به‌امام سجاد(ع) حساس شوند.


این چنین، وجهی دیگر از تشیع انقلابی، یعنیگوهر اسلام را باید مشاهده کرد که عبارت است از حضور زنان در بالاترین مدارج و رهبری این جنبش. امری که اگر یاد کنیم که سابقه‌اش در این جنبش به‌دوردست؛ قرنهای هفتم و هشتم میلادی بر می‌گردد، تردیدی نخواهیم کرد که «زن‌ستیزی» آخوندهای مدعی تشیع و حتی نیابت امام، چقدر جعلی است و خیانت افتراهای این بدعت‌گذاران دروغزن تا چه حد جدی و عمیق است
.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر