۱۳۹۶ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

محمد(ص) جوانی نامور و معترض

سالگرد مبعث حضرت محمد (ص) - پیام مجسم عشق

سالگرد مبعث حضرت محمد (ص) - پیام مجسم عشق


 محمد(ص) در نوجوانی به‌شبانی روی‌آورد، چرا‌که بنی‌هاشم با‌همه اعتبار و خوش‌نامی، ثروتمند نبودند. او چوپانی ‌را در سالهای کودکی و در قبیله «حلیمه» تجربه کرده بود، زیرا با برادران‌هم‌شیر، برای چرانیدن رمه کوچکشان به‌صحرا می‌رفت. تأثیر زندگی شبانی بر‌روحیات محمد(ص)، مهربانی و شکیبایی بود و همواره به‌همین فضایل شناخته می‌شد. در 13سالگی به‌عنوان کارگری ساده همراه عمویش ابوطالب با کاروان مکیان عزم شام کرد.


فقط 14-15سال داشت که پایش به‌جنگ «فجّار» کشیده شد یعنی «جنگ تجاوز‌کاران». در این جنگ، محمد(ص) روزگار غرقه در سیاهی و تاریکی عرب جاهلیت را به‌چشمان خود مشاهده کرد که چگونه بی‌گناهان ناگزیر به‌جنگیدن به‌نفع جانیان ‌می‌شوند، چرا‌که اگر جانیان قبیله هم‌پیمان را پاس ندارند، فردا خود در‌برابر تعدی و غارت تنها می‌مانند. 

چنین سابقه تلخی در میان بود که محمد(ص) هنگامی‌که تنها بیست‌سال داشت، به‌هدف حمایت از ستم‌دیدگان، پیمانی با برخی جوانمردان مکه بست. نام این پیمان «حلف‌الفضول» بود. محمد(ص) این پیمان را چنان بزرگ می‌داشت که در اوج شوکت اسلام، می‌فرمود: «اگر همین‌امروز با چنان پیمانی مواجه شوم، ‌آن‌را‌بر‌تمامی «نعمتهای سرخ و زرد» دنیا ترجیح خواهم داد».

 چنین بود که محمد‌(ص) از‌همان نو‌جوانی با‌ جور و فسادی که در مکه می‌گذشت، فاصله گرفت. و باآن‌که امّی بوده و به‌مدرسه‌یی پای ننهاده بود، هرگز مغلوب محیط مکه و بت‌پرستی نشد و از جوانان مکه و آلودگیهایشان، مطلقاً دور بود. او به‌عکس، اغلب به‌خلوت کوه روانه می‌شد، کاری که کم‌کم به‌رسم ثابتی تبدیل شد و هر‌ساله چند‌ماه را، به‌خصوص ماه رمضان، به‌دور از مکه و د‌ر غار «حرا» به‌عبادت خداوند سر‌می‌کرد.

چنین بود که او در عنفوان جوانی به‌درستکاری و امانت، شهره زمانه شد و مردم او را «محمد امین» می‌خواندند. آوازه‌یی که در مکه سوداگران، برای جوانی کم‌سن‌و‌سال و فقیر، بسی شگفت‌انگیز است چرا‌که مکه جاهلیت، سر‌آمد زشتیهای سوداگری، برده‌داری و تجارت فحشاء در سراسر شبه‌جزیره بود.

نام نیک محمد(ص) در 25-20سالگی، چنان طنینی داشت که وقتی ابوطالب، کار‌کردن دردستگاه بازرگانی خدیجه را به‌وی توصیه می‌کند، پیش‌از تصمیم و پاسخ محمد(ص)، خدیجه ثروتمند و سوداگر که از این گفتگوی خصوصی خبردار شده بود، بی‌درنگ پیکی را نزد او می‌فرستد و پیغام می‌دهد که: خدیجه، شیفته راستگویی و امانت‌داری محمد است و اگر او بپذیرد، به‌او کار‌مزدی دو‌برابر معمول می‌پردازد.





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر