درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۶ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

شهید موسی : اگر یک‌مجاهد روی زمین باقی بماند، هرگز آب‌خوش از گلوی خمینی پایین نخواهد رفت. اگر همه ما را بکشد و فقط یک‌مجاهد باقی‌بماند راه ما ازبین نمی‌رود و ادامه خواهد یافت.

یادواره تظاهرات عظیم مادران مجاهد خلق

یادواره تظاهرات عظیم مادران مجاهد خلق

«مادران مجاهد همیشه از این‌که فرزندانشان در‌سراسر ایران دست‌و‌پایشان می‌شکست، چشمانشان از حدقه درآورده می‌شد، مورد شکنجه قرار می‌گرفتند و مظلومانه به‌شهادت می‌رسیدند، نگران و دررنج بودند و می‌خواستند در قبال این‌جنایتهای ارتجاع خمینی، دست به‌یک‌اقدام اعتراضی جدی بزنند. سرانجام روز ۷‌اردیبهشت، زمان این‌کار فرا‌رسید. 

در این‌روز، کلیه مادران از صبح زود در منزل عزیز، مادر رضاییهای شهید جمع شدند و وصیتنامه‌های خود را نوشتند. از‌میان آنها به‌یاد می‌آورم که مجاهد قهرمان، مادر کبیری (معصومه شادمانی) با روحیه‌یی سرشار می‌گفت:


”دوست دارم اگر قرار است خونی ریخته شود من‌هم یکی از آنها باشم“ و وصیتنامه بسیار انگیزاننده‌یی نوشت و روانه تظاهرات شد.

مادرذاکری، مادر مصباح و بسیاری از مادران دیگر، که بعدها توسط رژیم آخوندی دستگیر و اعدام شدند، با‌شوری وصف‌ناپذیر در این‌تظاهرات شرکت کردند. حتماًًًًًًًًًًًًً می‌دانید که این‌تظاهرات بدون اطلاع قبلی آغاز شد. 

مادران و خانواده‌های مجاهدخلق و میلیشیاهای دلیر دهان‌به‌دهان یکدیگر را خبرکردند و در میدان فلسطین گرد‌آمدند.
با شروع تظاهرات، وضع تهران دگرگون شد و خبر آن به‌سرعت در میان مردم پیچید. مردم از ترکیب مادران مجاهدخلق که با‌همه‌چیز خود در این‌تظاهرات شرکت کرده بودند، متعجب شده بودند. 

جمعیت انبوهی از قشرها و طبقات مختلف مردم، از کارگر، کارمند، کسبه، دانشجو و دانش‌آموز به‌هسته اولیه این‌تظاهرات یعنی مادران مجاهد و خواهران میلیشیا پیوستند. وجود تعداد زیادی از همافران و درجه‌داران و سربازان آزاده در این‌تظاهرات، چشمگیر بود. مردم شعارهای مختلفی می‌دادند ”مجاهدین زندانند یا کشته درمی‌دانند“، ”زحمتکشان، محرومان، مجاهدین یارتان، مشعل پیکارتان“.
جمعیت آن‌قدر زیاد شده بود که دیگر امکان تردد درآن محل نبود. رژیم هم از همان‌جا تهاجم وحشیانه‌اش را شروع کرد. 

ما اصلاً انتظار نداشتیم که رژیم به‌مادران پیر و بچه‌های خردسال حمله کند. اما شقاوت و بیرحمی پاسداران حدی نداشت. ضرب‌و‌جرح تظاهر‌کنندگان برایشان کافی نبود و پاسداران سرانجام شروع به‌شلیک‌به‌طرف مردم کردند. 

دو میلیشیای مجاهدخلق به‌نامهای ودود پیراهنی (دانش‌آموز) و خلیل اجاقی (کارگر) در این‌تهاجم بیرحمانه به‌شهادت رسیدند.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر