در انتخابات ریاست جمهوری سال 58، خمینی گفت، هر کی به قانون اساسی (یعنی منظورش ولایتفقیه) رأی نداده صلاحیت ریاست جمهوری رژیم رو ندارد. نیم ساعت بعد من اطلاعیه دادم که خداحافظ شما. ما نیستیم.
منتخبی از سخنان مسعود رجوی:
قرار است خسته بکنیم و خسته نشویم. ما مجاهدیم. ما که از قبل گفتیم کسی بیشتر مقاومت کنه از ما جلوی این رژیم زانو هم میزنیم. هژمونیاش را هم میپذیریم. با افتخار هم این کار رو میکنیم. هر کی از پس این آخوندها برمیاد، بسم الله.
لاکن اول روشن باشه، من آزادی بیانم رو میخوام و آزادی خلقم. چرا؟ چونکه مجاهد خلقم.
اول روشن باشد که ما کی هستیم. روشن باشد که نسلمون و خطمون و سابقه مون و تاریخچه مون چیه. نمیخوام، نمیخوام، نمیخوام، که جلو بیفتیم. اینطوری یعنی جلو بیفتیم.
با صدق و فدا آری. ما یه مشت آدمیم. یه کارهایی بلد بودیم کردیم، همه هم از ما جلوتر افتادهاند. باشه. لاکن موج سواره میوه چین، فرصتطلب نیستم.
به بوسعید بالخیر گفتند که، مراجع زمانش، تو در مقابل ما پشه ایی بیش نیستی. گفت من همون پشه هم نیستم. پشه هم خودتی. ما آقا اشرفیان پشه هم نیستیم. هیچی نیستیم. هیچی. بی نام و نشان. چند ده نفر بودیم از زندان آزاد شدیم.
حرفهای خودمون رو زدیم دیگه، تف کردیم بهریاست جمهوری خمینی که لازمهاش ولایتفقیه باشه و سرکوب خلایق.
و خوردیم چماق و گلوله و شلاق و یکصد و بیست هزار شهید و آواره شدیم. آواره هم هستیم. هیچی نیستیم. پشه هم نیستیم. اما به خودمون مطمئنیم.
دیگه بالای سر مزار شهدامون که میتونیم بشینیم و حرفمون رو بزنیم. اگر حرف حق است، راه خودش رو باز خواهد کرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر