مریم رجوی: مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی تجربه ما (در درون جنبش مقاومت) اين است كه شكستن طلسم نابرابری، بدون يك جهش، ممكن نيست و بايد مواضع مسئول رهبری كننده را بدون هيچ نگرانی به ذيصلاحترين زنان سپرد.
پیام ده ماده ای مریم رجوی - برابری زنان
هژمونی زنان در اين مقاومت، بهمثابهيك تحول ساختارشكن برای زنان، راه مسئوليتپذيری را در همه زمينهها باز كرد. بر اثر اين كارزار، آنها موفق به كسب ارزشهای نوين شدند و بر فرهنگ كهنه و ارتجاعی غلبه كردند.
در اولين قدم، آنها به خود و توانمندیهای خود باور كردند. و هنگامی كه دريافتند كه نقش مسئولانه آنان چقدر در پيشبرد مبارزه با استبداد مذهبی ضروری است، از دنيای غيرمسئول و كنشپذير و از دنيای زنی كه تنها به اتكاء ديگری اعتبار میيابد، به دنيای زنان مسئول كه هدايت يك مبارزه را با همه پيامدهای آن بهدست میگيرند، قدم گذاشتند.
آنها ضدارزشهايی مانند، حسادت، قياس، اصالت دادن بهويژگیهای فيزيكی، مثل شكل و قيافه، و جوانی و پيری را كه همه شما خوب میدانيد كه خوره انرژیهای زنان است، از خود دور كردند. آنها همچنين توانستند تزلزل و شكنندگی را تبديل به صلابت و استحكام كنند. آنها ترس از شكست، و ضعف نشان دادن در مقابل هجوم سختیها را از خود دور كردهاند و بهجای فروريختن، آموختند كه قدرت غلبه بر شكست را در خود بپرورانند. آنها ياد گرفتند كه بهجای نااميدی، همواره اميدوار و سخت كوش، بهسمت پيروزی راه باز كنند.
درجنبش ما رابطه زنان به گونهيی تغيير كرده كه مانند خواهران تنی در كنار يكديگر كار میكنند، همديگر را میشنوند و پشتيبان يكديگرند و سخت ترين مسئوليتها را اين چنين باهم پيش میبرند.
آنها رقابت منفی بين زنان را كنار زدهاند؛ به نحوی كه ارتقای هر زن، عامل تشويق و انگيزش ساير زنان است، تلاش جمعی برای ارتقای مسئوليت ساير زنان، يك ارزش است و همه زنان میتوانند اين ارزشها را كسب كنند.
آنها به اين باور رسيدهاند كه با پشتيبانی و همكاری با ساير زنان، خودشان توانمندتر میشوند. و در اين مسير قدرت بالايی برای ايثار كردن نسبت به ساير خواهران شان كسب كردهاند. به همين دليل است كه توانستهاند اشرف را در سختترين و بغرنجترين نبردهای دهسال گذشته، رهبری كنند... برای بنای ايران آزاد فردا نيز بايد بههمين ديدگاه، مجهز بود؛ تا با آن بتوان نهادهای دموكراسی را در جامعه فردا تأسيس كرد. يعنی مقاومت ما اين رسالت را نيز بر دوش دارد كه سازنده و تأسيسكننده باشد.
اگر دموكراسی بر برابری زن و مرد، مشاركت برابر همگان، انتخاب آزادانه آحاد جامعه و بيان آزاد و بیقيد و شرط بنانشود، بهسرعت به انحراف و ارتجاع كشيده میشود. امر برابری در درون جنبش ما، نويد الهامبخشی برای جامعه ايران، بهخصوص برای زنان و جوانان است.
وقتی كه جنسيتگرايی را هدف قرار میدهيد، داريد سنگ بنای ولايتفقيه را درهم میشكنيد. ووقتی كه زنستيزی آخوندها را نشانه میرويد، قلب ايدئولوژی آنها را نشانه رفتهايد. در اين صورت، ديگر نه فقه و شريعت آخوندی، و نه قوانين و فرهنگ ارتجاعی آن ها، تكيه گاهی پيدا نمیكند. اين توضيح، روشن كننده اين امر است كه چرا آخوندها بیوقفه، گسترده و با دجاليت تمام، مجاهدين را هدف قرار میدهند.
نخستين جرم مجاهدين از نظر آنها، تعهد به آرمانشان برای تغيير رژيم در ايران است. اما علاوه بر اين، در شريعت آخوندها، مجاهدين و مقاومت ايران، گناه كبيره مرتكب شدهاند. زيرا اين مقاومت معتقد است كه زن ايرانی شايستگی آن را دارد و بايد سكان رهبری را در ايران دموكراتيك فردا بهدست بگيرد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر