درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۶ مرداد ۱۲, پنجشنبه

از فاجعه تا حماسه، یک آزمون بزرگ آرمانی و سیاسی

قتل عام 30 هزار سربه دار

قتل عام 30 هزار سربه دار


از قتل‌عام زندانیان سیاسی ایران، در اواسط تابستان67، به‌عنوان بزرگترین جنایت ضدبشری بعد از جنگ جهانی دوم یاد می‌شود. جنایتی که تمام جناحهای این رژیم در آن شریک و سهیم‌اند؛ بارانی از خون که خمینی تمام رژیمش را با آن غسل 
تعمید داد.
بنا بر توصیه خمینی، مقامهای رژیمش از میرحسین موسوی نخست‌وزیر رژیم در آن دوران تا ولایتی وزیرخارجه‌اش، در برابر اعتراضهای بین‌المللی برضد شکنجه و اعدام در زندانها پاسخ می‌دادند که «در ایران زندانی سیاسی نداریم».
خمینی به آنها گفته بود مجاهدین و سایر زندانیان سیاسی را تروریست بنامند و هرگز درباره وجود «زندانی سیاسی» با هیچ
طرف سیاسی و حقوقی در جهان گفتگو نکنند.
زیرا «زندانی سیاسی» پدیده‌ و نامی است که وجودش و گفتگو درباره آن مشروعیت و آینده هر نظام سیاسی را سایه ‌به سایه و قدم به ‌قدم به زیر سؤال می‌کشد.

تدارک قتل‌عام زندانیان سیاسی، یک اقدام سراسری از پیش طراحی شده در بالاترین سطح حکومت بود که از چند سال پیش در پی اجرای آن بودند. پرونده‌سازی و دسته‌بندی زندانیان بر اساس هویت سیاسی و عقیدتی و کیفیت مقاومت آنها دست‌کم از یک سال پیش آغاز شده بود و در اوایل بهار همان سال بسیاری زندانیان شهرستانها از جمله زندانیان کرمانشاه و مشهد برای قتل‌عام به تهران منتقل شده بودند.




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر