آخرین پیامهای سربهداران آزادی پس بهیاد قهرمانان قتلعام شده جملاتی از نوشتهها و آخرین پیامهایشان را یادآوری میکنیم: داریوش رضایی از فرزندان مردم ماهیدشت کرمانشاه در سرودهیی برای آزادی میگوید: «ای آزادی! نه تو تشنه به خونی، نه ما بیزار ز خون خویش! افسوس كه جلادان بدكیش
سخنرانی مریم رجوی در سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷
این جملاتی از نوشتههای یک مجاهد دلیر بهنام زهرابیژنیار که سالها در قزلحصار زندانی بود، خطاب به یکی از بستگانش است:«این را فهمیدهام كه ظالمان تاریخ، حتی اگر اعضای بدن ما را قطعه قطعه كنند، حیات را تا زمانیكه در ایمانمان ثابت باشیم، از ما نمیگیرند. بلكه زندگی را زمانی از ما خواهند گرفت كه ایمان و قلب خودمان را بهآنها بفروشیم و این رمز مقاومت و ایثار همه بشریت میباشد.
برایم از خداوند بخواه كه بهمن یقین و باوری بدهد كه هیچگاه خواست خود را بهخواست او ترجیح ندهم». و احمد رئوف بشری دوست از فرزندان مردم رشت گفته است: تمام مدت که مرا میزدند اسمم را میخواستند. من میدانستم که اسمم را میدانند اما به آنها چیزی نمیگفتم. میخواستم آبدیدهشدن فولاد را آزمایش کنم. حالا بهدیدن صحنهیی میرویم که ۲۹ سال پیش در همین روزها، مردم شهر گچساران در جنوب ایران دیدند. در میدان اصلی شهر، جسد دختری از دار آویخته شده بود. او معصومه برازنده بود و هنگام اعدام فقط ۲۰ سال داشت.بر روی لباسش این نوشته دیده میشد: این کسی است که جوانان را بهنزد مجاهدین میبرد. معصومه برازنده بهآسمان پرکشید. اما همچنان جوانان را بهنزد مجاهدین میآورد.
و حالا پس از ۲۹سال، عفو بینالملل در گزارش خود مینویسد: نسلی که پس از سال ۵۷ بهدنیا آمده دادخواه خون قتلعام شدگان است. و سرانجام میخواهم از منیره یاد کنم. منیره رجوی در دوران اسارت، یار و غمخوار همه زندانیان همبندش بود. یک زن رها و از خود گذشته.
از یاد نمیبریم کلماتی را که در زندان بههمبندیهایش گفته بود: «اینها میخواهند انسانیت آدم را نابود كنند و باید با همین هم جنگید. باید هرچه بیشتر عاطفههایمان را نثار كنیم». به یاد همه این قهرمانان یک دقیقه کف می زنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر