بیجهت نیست که ما خمینی را آزمایش بودن یا نبودن ایران و ایرانی توصیف کردیم. آیا در طول قرون و اعصار، رذالت و دنائتی بالاتر از این، دجالیت و پلیدی بیشتر از این، سفاکیت و شقاوت وحشیانهتر از این، و بیناموسی سیاسی و عقیدتی و اخلاقی مشمئزکنندهتر از این وجود داشته؟
سخنان تاریخی برادر مجاهد مسعود رجوی
پیام پدیده خمینی در یک کلام، همان نابودی ایران است. وظیفه اش، مأموریت تاریخیش این است! و خوب واضح است که هر کاری هم که خمینی تا بهحال نتوانسته سر مردم ایران بیاورد، سر منابع ایران بیاورد، فقط بهخاطر این بوده که دیگر زورش بیشتر از آن نبوده؛ ولاغیر!
اما درست بر سر همین نقطه، یعنی بر سر نقطه نابودی ایران که خمینی کمر به آن بسته، مقاومت ایران بهمثابه پاسخ تاریخ و خلق در زنجیر ایران، به مسأله وجود ایران و ایرانی و حقانیت و ضرورت وجود ایران و ایرانی وارد کارزار میشود.
کارزار شگفت، عظیم، خونبار؛ که راستی این هم بیبدیل است! چه کسی در دنیای امروز سراغ دارد که یک مقاومتی واقعاً مستقل و حقیقتاً عاری از هرگونه وابستگی، یکه و تنها، مثل مقاومت ایران، مثل همین مجاهدین، در محاصره انبوه رذیلتهای داخلی، در محاصره انبوه توطئههای بینالمللی، اینچنین به بهای رنج و رزم و خونفشانی بلاوقفة رزمندگانش، سرفراز، پایدار و رو به اعتلا باقی بماند. این را به اختصار گفتم؛ باشد تا در آینده تاریخ مورد قضاوت قرار بگیرد!».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر