…محمد حبيب، كلمه و پيام مجسم عشق بود. حبيب خدا در سادهترين و روشنترين ترجمه يعني: عشق خدا! زيربال و پر او بود كه علي و فاطمه تربيت شدند. امام حسين بهوجود آمد. كسي بود كه خدا هم هرپرده و حجابي را در رابطه با خودش براي او بهكنار زد. براي همين است كه ميگوييم سرچشمة خروشان عشق و معرفت، يعني كه داراي يگانگي، وحدت و محرميت مطلق است با بنيبشر.
[ از سخنان مسعود رجوی درگردهمایی بزرگ رزمندگان ارتش آزادیبخش ملی]
یتیمی از یک خاندان کمثروت، و هرچند آبرومند، هنوز در عنفوان جوانی بود که چنین آبرویی یافت. راستی، ”امین” چگونه میزیست که اینقدر زود، و بهرغم کوتاهی اقامتش در مکه، نزد چنان مردمانی چنین اعتبار بزرگی یافته بود؟. یتیم امین مکه که ”امی” بود وخواندن و نوشتن نمیدانست،بعدها آرزوی منتظران خود را برآورد و پرچم ”محمد رسولالله” برافراشت. او بهدعوتی برخاست که بایستی آفتاب فضیلت و شرف را در آسمان تاریخ بشریت درخشان و جاویدان کند».
محمد حبیب، کلمه و پیام مجسم عشق بود. حبیب خدا در سادهترین و روشنترین ترجمه، یعنی:عشق خدا!. زیر بال و پر او بود که علی و فاطمه تربیت شدند. امامحسین بهوجود آمد. کسی بود که خدا هم هر پرده و حجابی را در رابطه با خودش برای او بهکنار زد. برای همین است که میگوییم سرچشمه خروشان عشق و معرفت؛ یعنی که دارای یگانگی، وحدت و محرمیت مطلق است با بنیبشر.
اما چهرهیی که آخوندهای خمینیصفت ازاو تصویر میکنند،نعوذبالله یک آخوند بزرگتری است مثل خودشان. اما او چه انقلابی بزرگی باید باشد که دنیای کهن را درهم بریزد؟ حتماًکه جای درستی انگشت گذاشته و انرژی هنگفتی از بشریت آزاد کرده است. بزرگترین فریب ودجالیت و خیانت ایدئولوژیکی خمینی و دودمان فکری او در این است که چهره حبیب خدا راهم مسخ میکنند و نمیگذارند که پیروانش بهاو وصل شوند.
او هر چه بود یکرنگی وصمیمیت و صفا و پاکیزگی بود و الا که یکچنین جاذبهیی نداشت. این «امی» و درسنخوانده، جهان را مبهوت و پیامش را پایدار کرد و «ترکنا علیه فیالاخرین» راهش راآیندهدار نمود، و چون کلمه ختمکننده بود. سرآمد عشق در متعالیترین مفهومش بود.با چنان عشقی است که میتوان امروز هم بنیاد ارتجاع را زد، بتشکنی کرد و ریشهاش را زد. هر کس که او را شناخت، یا پرتوی ازاو را دریافت و یا ذرهیی از پیام او راگرفت، طبعاً که مدهوش شد.
و چراکه نشود؟ و وای بر سنگیندلان یعنی خمینیگرایان که نام او را میآورند اما کام خود را میجویند. کلمه خاتم، کلمه عشق و رحمت است. این، آن چیزی است که ارتجاع، بویی از آن نبرده. در ارتجاع هر چه هست، قساوت است وسنگدلی».
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر