ایران طلوع فردایت زیباست
۱۳۹۵ تیر ۱, سهشنبه
قفس را بسوزان ، رها کن پرندگان را ، بشارتدهندگان را که لبخند آزادی ، خوشۀ شادی ، با سحر بروید
سرود خون ارغوان ها به یاد زندانیان در بند
خون ارغون
«ها
زده شعله در چمن ،
در شب وطن
، خون ارغوانها
تو ای بانگ شورافکن ، تا سحر بزن ، شعله تا کرانها
که در
خون خستگان ، دلشکستگان
، آرمیده توفان
به آیندگان نگر، در زمان نگر، بردمیده توفان
قفس را بسوزان ، رها کن پرندگان را ، بشارتدهندگان را
که لبخند آزادی ، خوشۀ شادی ، با سحر بروید
سرود ستاره را ، موج چشمه با آهوان بگوید
ستاره ستیزد وشب گریزد و صبح روشن آید
زند بال و پر ز نو ، آن کبوتر و سوی میهن آید
گرفته تمام شب ، شاخهای به لب ، سرخ و گردهافشان
پرد گرده گسترد ، دانه پرورد ، سر زند بهاران
قفس را بسوزان ، رها کن پرندگان را ، بشارتدهندگان را
که لبخند آزادی ، خوشۀ شادی ، با سحر بروید
سرود ستاره را ، موج چشمه ، با آهوان بگوید»
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر