درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۵ مرداد ۱۶, شنبه

مادرم بدان كه تو تنها نيستي ! بيشماران, صدهزاران مادر چشم براه فرزندان سر به زندان زدند ، صد هزاران , بيشماران دختر, پسر پير وجوان بوسه بر دار زدند ، مادر ثانيه آخرين با سختي نفس بدرود مادرم بدرود ، صابر باش ميفرستم بر تو درود #1988Massacre و #No2Rouhani

پدر و مادر پیر شهرام احمدی که منتظر آزادی پسرشان بودند ولی دژخیمان خامنه ای او را اعدام کردند
پدر و مادر پیر شهرام احمدی که منتظر آزادی پسرشان بودند ولی دژخیمان خامنه ای او را اعدام کردند
مادرم , چشم براه  كيستي ؟

به اميد  چيستي ؟

فكر و انيشه ات در سربه چه مينديشد؟

 به كي ميانديشد؟

گر دلت از ظلم  ظالمان نالان است ! گر پريشاني و نگراني به هم آميختهدل به دل راه دارد !

پسرت بر سر چوبه دار فكر تو ستآخرين كلامم در وا پسين نفس اسم  تو ستقبل از اينكه مادر به تو بياتديشم
با خدا راز نياز ميكردم  , كه خدايا : 

تو ميداني كه گناه  من چه بود؟

بار خدايا تو مي داني كه قلبم مملو به عشق از بهر تو بود ؟

بار خدايا تو ميداني كه راه و هدفم راه و مسير حيسن تو بود؟

بار خدايا تو ميداني كه من آرمانم همان راه  دين مبين  تو بود ؟

بار خدايا تو ميداني كه مهر به خلق عشق به آزادي جرم من ايمان به تو بود ؟

بار خدايا ك تو ميداني جنگ و شعارم مرگ بر مرتجعين دشمن دين تو بود؟

آري اين طناب بر گردنم زينت و فخر من است

نفس آخر وداعم با مادرم كه چشم بر  راه من است

مادرم خوشنود باش امشب پسرت رخت سفر بربسته

پايش در زنجير , دستش در قفل  و زنجير

, طناب بر گردنش تا ثانيه دگر لبش از سخن ميشود بسته

عازم پرواز به ديار دگريست به ديگر عالم

مادرم خنده بزن بهر من , كه بسي خوشحالم

نه آخر به دژخيم گفتم بوسه بر دار زدم

پشت پا بر همه ظواهر  گول زننده , دنيا زدم

مادرام بدان كه تو تنها نيسيتي !

بيشماران, صدهزاران  مادر چشم براه فرزندان سر به زندان زدند

صد هزاران , بيشماران دختر, پسر پير وجوان بوسه بر دار زدند

مادر ثانيه آخرين  با سختي نفس  بدرود مادرم بدرود

صابر باش ميفرستم بر تو درود درنفس آخرين د  و  ر  د  ..  .  .     .

مراجعه به لینگ
http://bit.ly/2aCxuE5

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر