
پدر و مادر پیر شهرام احمدی که منتظر آزادی پسرشان بودند ولی دژخیمان خامنه ای او را اعدام کردند
مادرم , چشم براه كيستي ؟
![]() |
| پدر و مادر پیر شهرام احمدی که منتظر آزادی پسرشان بودند ولی دژخیمان خامنه ای او را اعدام کردند |
به اميد چيستي ؟
فكر و انيشه ات در سربه چه مينديشد؟
به كي ميانديشد؟
گر دلت از ظلم ظالمان نالان است ! گر پريشاني و نگراني به هم آميختهدل به دل راه دارد !
پسرت بر سر چوبه دار
فكر تو ستآخرين كلامم در وا
پسين نفس اسم تو ستقبل از اينكه مادر
به تو بياتديشم
با خدا راز نياز ميكردم , كه خدايا :
تو ميداني كه گناه من چه بود؟
بار خدايا تو مي داني كه قلبم مملو به عشق از بهر تو بود ؟
بار خدايا تو ميداني كه راه و هدفم راه و مسير حيسن تو بود؟
بار خدايا تو ميداني كه من آرمانم همان راه دين مبين تو بود ؟
بار خدايا تو ميداني كه مهر به خلق عشق به آزادي جرم من ايمان به تو بود ؟
بار خدايا ك تو ميداني جنگ و شعارم مرگ بر مرتجعين دشمن دين تو بود؟
آري اين طناب بر گردنم زينت و فخر من است
نفس آخر وداعم با مادرم كه چشم بر راه من است
مادرم خوشنود باش امشب پسرت رخت سفر بربسته
پايش در زنجير , دستش در قفل و زنجير
, طناب بر گردنش تا ثانيه دگر لبش از سخن ميشود بسته
عازم پرواز به ديار دگريست به ديگر عالم
مادرم خنده بزن بهر من , كه بسي خوشحالم
نه آخر به دژخيم گفتم بوسه بر دار زدم
پشت پا بر همه ظواهر گول زننده , دنيا زدم
مادرام بدان كه تو تنها نيسيتي !
بيشماران, صدهزاران مادر چشم براه فرزندان سر به زندان زدند
صد هزاران , بيشماران دختر, پسر پير وجوان بوسه بر دار زدند
مادر ثانيه آخرين با سختي نفس بدرود مادرم بدرود
صابر باش ميفرستم بر تو درود درنفس آخرين د و ر د .. . . .
مراجعه به لینگ
http://bit.ly/2aCxuE5
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر