۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۳, چهارشنبه

«درنگی در زبان فارسی و گفت و گوی روزمرّۀ فارسی ‌زبانان و نگاهی به شمار عبارات و استعاراتی که در این زبان برای فعلِ "خوردن" و انواع خوراکی ها به کار می رود، موجب شگفتی هر پژوهنده یی می‌گردد...

(دربارۀ کاربرد فعل «خوردن» در زبان فارسی)

(دربارۀ کاربرد فعل «خوردن» در زبان فارسی)

در آشپزخانۀ زبان فارسی!
(دربارۀ کاربرد فعل «خوردن» در زبان فارسی)
«درنگی در زبان فارسی و گفت و گوی روزمرّۀ فارسی ‌زبانان و نگاهی به شمار عبارات و استعاراتی که در این زبان برای فعلِ "خوردن" و انواع خوراکی ها به کار می رود، موجب شگفتی هر پژوهنده یی می‌گردد...
 ذهن فارسی ‌زبانان در موقعیت‌های گوناگون و بسیار متفاوتِ زندگیِ روزمرّه از عبارات ساخته شده از فعل "خوردن" استفاده می‌کند و ما برای نمایاندن دامنۀ گستردۀ این کاربرد، تنها نمونه هایی از آنها را در زیر می آوریم:
 ـ در زبانهای اروپایی، هنگامی که کسی از گفتار یا کردار شخص دیگری، بیشتر از گفتار یا کردار خود، جانبداری می‌کند، عبارتی را از عرصۀ دین به عاریه می‌گیرند و او را "مسیحی ‌تر از پاپ" می‌خوانند. فارسی زبانان برای گفتن همین واقعیت، عبارتی از حوزۀ آشپزخانه را ترجیح می‌دهند و او را "کاسۀ داغ‌ تر از آش" می‌ نامند؛


ـ افعال زیبای "نوشیدن" و "آشامیدن" به دست فعل "خوردن" چنان از صحنۀ زبان روزمرّه رانده شده‌است که فارسی زبانان چای، شیر، شربت و همگی مایعات و نوشابه ‌ها را نمی ‌آشامند یا نمی‌ نوشند، بلکه "می‌خورند" و عرصۀ کاربرد این فعل به مایعات محدود نشده و "هوا" را هم شامل می‌گردد و ایشان برای "هوا خوردن" است که به دامن طبیعت می‌روند؛


ـ برای ذهن فارسی ‌زبانان حالِ کسی که مجبور است تاوان عمل ناخوشایندی را که از او سرنزده است، بدهد، با مقایسه با حال کسی که "آش نخورده و دهان سوخته" دارد، آسان و قابل درک می‌شود؛
ـ در زبان فارسی هر چیز که نامناسب باشد، چنگی به دل نمی‌زند و "دندان‌گیر" نیست؛
ـ "برای چیزی دندان تیزکردن" نیز به معنی قصد تصاحب کردن آن چیز است.


ـ ذهنیّتی که عبارت "مورچه چیه که کلّه‌ پاچه‌ ش باشه" را پرورانده، بسیار حیرت ‌انگیز است. دست کم آن که تصویری شگفت آورتر از "کلّه‌ پاچۀ مورچه" در هیچ جا وجود ندارد.
ـ هنگامی که کسی در برابر دو گزینه قرار می‌گیرد که یکی از آن‌ها کاملاً بی ‌ارزش و دیگری کم ارزش است و او دوّمی را بر می گزیند، انگیزۀ رفتار خود را با "کاچی به از هیچی" بیان می کند و برای بیان "مشکل کردن بیهودۀ کارها"، از تصویر بدیعِ "چرخاندن لقمه دور سر" بهره می گیرد..


ـ دست زدن به کاری که زحمت آن بیش تر از توانایی کسی باشد: "لقمۀ بزرگ تر از دهان برداشتن" است.


http://bit.ly/2pGRI5z   ادامه مطلب در این لینگ میباشد.






هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر