درباره من-من هستم یک زندانی سیاسی-مدافع حقوق بشر-نویسنده

۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

-آغاز اعدامهای جنون‌آسا از شبانگاه 30خرداد۶۰.

گرامی داشت یاد شهیدان سی خرداد ۶۰ در ایران به دستور خمینی جلاد
گرامی داشت یاد شهیدان سی خرداد ۶۰ در ایران به دستور خمینی جلاد



، اعدامهای جنون‌آسای مجاهدین و همچنین دستگیریهای گسترده هرکس که کمترین ارتباطی با مجاهدین داشته، در سراسر کشور آغاز می‌شود. ماشین کشتار به‌دستور دژخیم خون‌آشام جماران در اوین به‌کار می‌افتد و خون پاکترین و آگاهترین فرزندان میهن را بی‌دریغ و با‌شتاب و شقاوتی شگفت‌انگیز بر زمین می‌ریزد.


روز 31خرداد، روزنامه‌های رسمی رژیم، عکس گروهی از دختران نوجوان مجاهد را که دژخیمان خمینی، آنها را با قساوت تمام تیرباران کرده‌اند به‌منظور احراز هویت چاپ می‌کنند و با وقاحت ویژه جلادان از پدرو مادرهای آنان خواسته می‌شود که برای شناسایی و تحویل‌گیری فرزندانشان به‌اوین مراجعه کنند. 

شهید مقدس کاظم افجه‌ای و شاهدانی دیگر، از صحنه‌های اعدام در اوین نقل کردند که: «دختران خردسال مجاهد، در لحظه تیرباران، جملگی با مشت گره‌کرده فریاد می‌زدند: «مرگ بر خمینی»، «زنده‌باد آزادی».


نعره جلادان و حاکمان ضدشرع خمینی
آخوند جنایتکار محمدی‌گیلانی حاکم ضد‌شرع منصوب‌شده توسط خمینی نعره می‌کشید که:
«محارب بعداز دستگیر‌شدن، توبه‌اش پذیرفته نمی‌شود. کیفر، همان‌کیفری است که قرآن (بخوانید فتوای خمینی) بیان می‌کند. 

کشتن به‌شدیدترین وجه، حلق‌آویزکردن به‌فضاحت‌بارترین حالت ممکن و دست راست و پای چپ آنها بریده ‌شود. اسلام (نام مستعار خمینی) اجازه می‌دهد که اینها را که در خیابان، تظاهرات مسلحانه می‌کنند، دستگیر شوند و درکنار دیوار، همان‌جا آنها را گلوله بزنند. از نظر اصول فقهی لازم نیست به ‌محاکم صالحه بیاورند، برای‌این‌که محارب بودند اسلام (!) اجازه نمی‌دهد که بدن مجروح این‌گونه افراد باغی به‌بیمارستان برده ‌شود بلکه باید تمام‌کشته شوند».


بهای آزادی
به‌این‌ترتیب با سرکوب خونین تظاهرات 30‌خرداد و شروع عصر اعدامهای وحشیانه، خمینی ضدبشر آخرین ذرات آزادی را نابود کرد. آن‌چنان‌که از فردای 30خرداد به‌زبان دیگری می‌بایست با او سخن گفت.

 این زبان مقاومت انقلابی مسلحانه است، که از فردای 30‌خرداد، مشروع و ضروری گردید. اگر وارد مبارزه قهرآمیز نمی‌شدیم، به‌جای موج مقاومت و سرسختی بیشتر، شاهد موج ندامت و خیانت بودیم ”. ندامت و خیانتهایی که دیگر نه جنبه فردی بلکه جنبه خطی و سیستماتیک نیز در آنها کاملاًً‌چشمگیر می‌بود“.


مجاهدین، همچنان که طی دوسال‌ونیم فعالیت سیاسی و افشاگرانه تا منتهای توان برای ایجاد یک زندگی مسالمت‌آمیز تلاش کردند و به‌رغم دادن بیش‌از 70 شهید و هزاران مجروح، باگذشتن از حق مشروع دفاع از خود و شلیک‌نکردن حتی یک گلوله، وفاداری خودشان را به‌آزادی به‌اثبات رساندند، این‌بارهم وقتی با ضرورت مقاومت انقلابی و خونین مواجه شدند در پذیرش مسئولیت آن با فدای همه‌چیزشان لحظه‌یی تردید نکردند. 

میدانهای رزم را یکی پس‌از دیگری تجربه کردند و بهای آزادی و وفاداری به‌خلق را با ‌سنگین‌ترین قیمت ممکن پرداختند. تا مقاومت انقلابی به‌عالیترین ثمره خود که ارتش‌آزادیبخش ملی ایران است بالغ گردید.


ارتشی انقلابی، با اقتدار، پیشرفته و آهنین‌عزم که ازقضا در 30خرداد1366 به‌فرمان رهبر مقاومت تأسیس شد. ارتشی که رزم‌آورانش، رشیدترین و پاکبازترین فرزندان ایران‌زمینند و سوگند خورده‌اند تا سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندی و رساندن مهر تابان آزادی به‌ایران‌زمین از پای ننشینند.





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر